تک‌برگیِ «برای یک زندگی بهتر» (شماره اول)

تگها |۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه
بی‌شک٬ یکی از نقاط ضعف جنبش اعتراضی مردم٬ عدم تشکل‌‌یابی مناسب و کافی بوده است. البته در سالهای گذشته در حوزه جامعه مدنی٬ قدمهایی مثبت برای اتحاد و سازمان‌یابی قوی‌تر جنبشهای گوناگون صنفی، مدنی و سیاسی برداشته شده٬ اما عوامل مختلفی از جمله سرکوب شدید مانع جدی بر سر این حرکت‌ها بوده است. همچنین، جدای از سرکوب و فشارهای بیرونی٬ متاسفانه از سوی بخشهای دیگر جنبش اعتراضی نیز به این حرکت‌ها توجه کافی نشده است.
دانلود فرمت بروشور٬ مناسب برای پخش در کوچه و خیابان
دانلود فرمت در اندازه A4 مناسب برای مطالعه شخصی و پخش در میان دوستان و آشنایان معتمد

ما در گروه ۲۳ خرداد٬ در راستای تبلیغ و ترویج مبارزات و تشکلهای مدنی، قصد داریم گاهنامه‌ای تک‌برگی به نام «برای یک زندگی بهتر» منتشر کنیم. با توجه به اهمیت بررسی فعالیتهای مثبت سالهای گذشته در حوزه جامعه مدنی و همینطور اهمیت توجه بیشتر به وضعیت زندانیان سیاسی٬ شماره اول تک‌برگی «برای یک زندگی بهتر» را به معرفی چهار زندانی آزادیخواه -منصور اسانلو٬ مجید توکلی٬ عالیه اقدام‌دوست و رسول بداقی- اختصاص داده‌ایم؛ به راستی هر یک از این عزیزان را می‌توان نماینده‌ای از یک جنبش اعتراضی و مدنی -جنبش کارگری٬ جنبش دانشجویی٬ جنبش زنان و جنبش معلمان- دانست.
دو نکته درباره تک‌برگی «برای یک زندگی بهتر»
۱- با توجه به اینکه این تک‌برگی علاوه بر توزیع بین آشنایان قابل اعتماد٬ برای پخش در کوچه و خیابان نیز درست شده است٬ سعی کرده‌ایم در طراحی آن به گونه‌ای عمل کنیم که برای پخش‌کننده پوشش امنیتی نسبی داشته باشد. به همین منظور این تک‌برگی در دو ویرایش A4 و A5 درست شده است:
الف: ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است، شامل دوبخش زیر است:
بخش رویی: این بخش که پوشش امنیتی تک برگی محسوب می شود، نوشته‌ای درباره چگونگی مواجه با مشکلات جنسی زوجین است. هدف ابتدایی و اصلی از درج این بخش تک‌برگی این است که اگر بر اثر اتفاق در همان زمان پخش٬ فردی متوجه پخش تک‌برگی شود٬ در وهله اول چشمش به این قسمت تک‌برگی -و نه بخش اصلی و سیاسی آن- بیفتد و این مساله دست کم برای زمانی کوتاه این فرصت را در اختیار فرد پخش‌کننده قرار دهد که از محل دور شود. علاوه بر این٬ سعی کرده‌ایم که برای بخش «رویی» تک‌برگی مطلبی را انتخاب کنیم که برای طیف هر چه وسیعتری از مخاطبان جذابیت داشته باشد و تک‌برگی با بی‌اعتنایی مواجه نشود.
بخش پشتی: این بخش تک‌برگی که قسمت اصلی تک‌برگی است، به معرفی چهار زندانی نامبرده در ابتدای نوشته اختصاص دارد.
ب: ویرایش کوتاه شده تک برگی که در اندازه A4 و با حروف درشت‌تر صفحه آرایی شده است:
این ویرایش که بخش «رویی» ویرایش قبلی از آن حذف شده است،‌ بیشتر به هدف توزیع در میان آشنایان قابل‌اعتماد درست شده است.
۲- چگونگی پرینت گرفتن ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است و شیوه تا زدن آن:
پرینت گرفتن: ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است، در None ارایه شده است. بعد از باز کردن فایل های pdf ‌تک برگی، تنظیم پرینتر خود را روی None قرار دهید و فایل تک برگی را در دو روی صفحه A4 پرینت بگیرید.
تا زدن: کاغذ A4 ی که به صورت دو رو پرینت گرفته شده، دارای یک خط هاشور خورده افقی و دو خط هاشور خورده عمودی در هر صفحه است. این خطوط هاشور خورده راهنمای شما برای تا زدن تک برگی خواهند بود. برای این کار ابتدا از روی خط هاشور خورده افقی صفحه کاغذ را به گونه ای تا بزنید که ستون های شماره ۱، ۲ و ۳ روبروی شما قرار بگیرند.

در گام بعد، از روی خطوط هاشورخورده عمودی، کاغذ تا شده مرحله قبل را به گونه ای تا بزنید که یک سوی بروشور تا خورده نهایی ستون شماره ۱ و یک سوی دیگر آن ستون شماره ۴ قرار بگیرد (ستون شماره ۴ پشت ستون ۳ در تصویر زیر خواهد بود).

به این ترتیب مطابق تصویر بالا بخش رویی تک برگی که برای پوشش امنیتی و همین طور تبلیغی آن درست شده است،‌ اولین صفحه ای خواهد بود که توجه خواننده را به خود جلب خواهد کرد.
امیدواریم این تک‌برگی بتواند در تبلیغ فعالیتها و تشکلهای مدنی و همچنین توجه بیشتر به وضعیت زندانیان مفید واقع شود.

ادامه مطلب

ضیاء نبوی را آزاد کنید! (پوستری به مناسب زادروز ضیاء)

تگها |۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه


ادامه مطلب

زندانیان سیاسی: نقطه ضعف یا نقطه قوت جنبش؟

تگها |۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه


بی‌شک یکی از اجزای اصلی سیاست سرکوب و نصر بالرعب (پیروزی از طریق ترس و رعب) نظام موجود٬ زندان است. تجربه یک سال و نیم اخیر جنبش هم نشان داده که رژیم بر حسب شرایط سیاسی برخوردش را با مخالفان تغییر می‌دهد؛ از این رو در آستانه روزهای مهم جنبش دستگیری‌ها شدت گرفته٬ دادگاهها علنی و تلویزیونی برگزار میشود و از حربه اعدام هم برای تکمیل این سیاست استفاده می‌شود. در یک کلام٬ زندانیان سیاسی برای رژیم گروگانهایی هستند که از جنبش مردمی و اعتراضی در دست دارد. هر گاه شرایط اقتضاء کند برخورد با این عزیزان را تشدید میکند یا از فشار روی آنها کم می‌کند.
اما آیا این ماجرا تنها یک سو و یک برنده دارد؟ به زعم ما خیر. در نقطه مقابل سیاست سرکوب رژیم٬ زندانیان سیاسی میتوانند برای یک جنبش ریشه‌دار٬ انگیزه دایمی همبستگی و ادامه مبارزه باشند. در سختترین و یاس‌آورترین شرایط٬ صرف وجود عزیزانی در بند٬ میتواند به همه ما ضرورت ادامه کار و مبارزه را یاد‌آور شوند: تا روزی که زندانی سیاسی هست٬ مبارزه هم باید باشد!


در میان زندانیان سیاسی٬ ضیاء نبوی شرایط خاصی دارد٬ نه تنها از این جهت که حکم سنگین ده سال زندان و تبعید برایش صادر شده و هم‌اکنون در شرایط بسیار سختی در زندان اهواز و بسیار دور از خانواده و محل زندگی‌اش است٬ بلکه و علاوه بر این٬ بدین‌خاطر که جرمی که بر اساسش حکم زندان برای ضیاء صادر شده٬ حکمی است به شدت خطرناک: محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق؛ اتهامی که مانند بسیاری دیگر از اتهامات کاملاً بی‌اساس است و تنها بر پایه نسبتی فامیلی (عضویت یکی از اقوام ضیاء در سازمان مجاهدین) صادر شده است. خطرناک بودن این اتهام از این روشنتتر میشود که قاضی دادگاه وی مدعی شده که این سبکتترین حکمی بوده که برای ضیاء میتوانسته صادر شود! همانطور که تجارب تلخ گذشته تایید میکند٬ اتهام محاربه برای رژیم جواز قتل است.

خوشبختانه چندی است که عده‌ای از دوستان ضیاء صفحه‌ای فیسبوکی برایش اختصاص دادند و این روزها در تدارک هر چه بهتر تولد ضیاء که فردا ۳۰ آذر است٬ هستند. چهار تشکل مدنی هم از همه درخواست کرده‌اند که در برگزاری این مراسم شرکت کنند. ما از همه دوستان دعوت میکنیم در هر چه بهتر برگزار شدن تولد این عزیز دربند کمک کنند.
لینکهای مفید:

یک زندانی: ضیاء نبوی زیر هشت با نامربوط‌‌‌‌ترین اتهام

ضیا نبوی: در صورت تایید حکم خود ساکت نخواهم نشست

نامه هم بندان ضیا نبوی از اوین :ما سبز و بیشمار، تو را تکثیر می کنیم

متن کامل یادداشت‌های ضیاء نبوی در زندان

لینکهایی درباره ضیا نبوی در سایت کلمه

ادامه مطلب

نوری‌زاد را آزاد کنید!

تگها |۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه









ادامه مطلب

عاشورای ۸۸: روزی که از تاریخ مبارزه مردمی پاک نخواهد شد!

تگها |۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

پوستری در بزرگداشت مبارزه دلیرانه مردم و به یاد شهدای عزیز عاشورای
۱۳۸۸
ادامه مطلب

يك پيروزي: فرار گشت ارشاد به نقاط خلوت!

تگها ، ، ، |۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

چهارشنبه ۱۹ آبان٬ یکی از اعضای هیئت رئیسه مجلس در گفتگو با شرق از مسئله مهمی پرده برداشت. به گفته وی جانشين فرمانده پليس، معاونت عمليات ناجا و فرمانده پليس پايتخت جلسه‌اي با فراكسيون روحانيون مجلس داشته‌اند و از اختلاف نظرشان با دولت بر سر گشت ارشاد صحبت کرده‌اند. فرماندهان پلیس در این جلسه گفته‌اند: «براساس دستورات مجبور شده‌اند گشت ارشاد را جمع كنند و نام آن را به گشت حقوق شهروندي تغيير دهند. علي‌الظاهر مخالفت‌ها مربوط به دولت مي‌شود كه از طريق دستگاه‌هاي مسوول خواستند برخوردها و تعقيب‌ها با اين پديده علني نباشد و فردي كه مرتكب خلافي مي‌شود، در جمع با او برخورد نشود، تعقيب شود و جلوي منزل يا جاي ديگري برخورد انجام شود. فرماندهان پليس گفته‌اند دولت اين تصميم را از طريق معاونت فرهنگي وزارت كشور به آنها ابلاغ كرده و اين محدوديت جديدي براي نيروي انتظامی شده است.»

در همین رابطه می‌توان به چند نکته اشاره کرد:


۱- ما پیشتر با جمع‌بندی تجارب چند‌ساله اخیر گشت ارشاد نوشته بودیم:‌«- گشت ارشاد در جاهای شلوغی که توجه عده زیادی را می تواند جلب کند- مانند میادین شلوغ شهر- ظاهر می شود» چرا که هدفشان «نه هدایت یا ارشاد که ترساندن و قدرت‌نمایی» در جلوی چشمان تعداد هر چه بیشتری از مردم است. همین امر را در عین حال نقطه ضعف گشت ارشاد دانستیم٬ چرا که این امکان را برای مردم به وجود می‌آورد که در دفاع از حق انتخاب پوشش وارد صحنه شده و به کمک فرد مورد تجاوز بشتابند٬ اتفاقی که بارها نیز رخ داده است. به خصوص با توجه به رشد جنبش اعتراضی پس از انتخابات٬ در مدت اخیر توجه مردم به قضیه گشت ارشاد بیشتر شده و در چند ماه اخیر شاهد ارسال چندین فیلم از مقاومت دختران و در مواردی مردم در مقابل متجاوزان گشت ارشاد بوده‌ایم (تاراندن گشت ارشاد توسط مردم رشت یا این مورد اخیر از مقاومت دختر و یاری رساندن مردم به وی)

خبر فوق نشان می‌دهد که دولت قصد دارد با کنار گذاشتن سیاست ارعاب عمومی بر سر مساله پوشش و حتی تغییر نام بدنام‌شده گشت ارشاد٬ عقب‌نشینی کرده و از دردسر درگیری روزمره با مردم معترض خود را خلاص کند.

مقاومت جانانه دختری در برابر متجاوزان و همراهی مردم با او! (لینک)


۲- افزون بر این٬ سیاست جدید دولت در پرهیز از برخورد با مردم در اماکن شلوغ و تعقیب مردم تا نقاط خلوت٬ خود نمایشی از ضعف و ترس و عدم اقتدار نیروی انتظامی در برخورد با مردم است٬ نیرویی که علی‌رغم در دست داشتن تمام اهرمهای نظامی و قضایی٬ جرات برخورد علنی با به زعم خود «قانون‌شکنان» و «بدحجابان» را ندارد!


۳- واکنش فرماندهان پلیس و جلسه با روحانیون مجلس نشان میدهد که برخورد دولت مورد قبول نیروی انتظامی و بخشهای دیگری از حاکمیت نیست و دامنه اختلافات حتی به شکایت بردن فرماندهان پلیس نزد مجلس کشیده شده است. البته اختلافات و درگیریهای درونی نظام به خودی خود نتیجه مثبتی برای مردم نخواهد داشت٬ اما می‌توان و باید از این اختلافات و ناهماهنگی‌ها بهترین و بیشترین استفاده را برد.


۴- ما همه را دعوت می‌کنیم که به هر طریق ممکن حساسیت خود و اطرافیان را نسب به اهمیت قضیه گشت ارشاد و در واقع حق آزادی انتخاب پوشش افزایش دهند (در این نوشته چند راهکار پیشنهادی خود را مطرح کرده‌ایم). بی‌شک جامعه دموکراتیک فردا از طریق مبارزه روزمره بر سر حقوق اولیه و انسانی‌مان شکل خواهد گرفت!


به امید تحقق آزادی انتخاب پوشش!

به امید ایرانی دموکراتیک!

ادامه مطلب

مضمون بیانیه اخیر کانون صنفی معلمان: پیش به سوی آموزش و پرورشی دموکراتیک٬ غیرطبقاتی٬ سکولار٬ علمی و غیر‌ایدئولوژیک

تگها ، |۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه
همه ما به عنوان دانش‌آموز تجربه‌ای طولانی‌مدت از حضور در کلاسهای درس داریم و کمتر یا بیشتر به مشکلات اساسی و بنیادین نظام آموزشی حاکم آگاه هستیم٬ اما شاید کمتر این امکان را داشته‌ایم که از نگاه معلمان نیز به قضیه نگاه کنیم. بیانیه اخیر کانون صنفی معلمان ایران چنین فرصتی را در اختیار ما قرار داده است. مطمئنا همکاری بیشتر دانش‌آموزان و معلمان می‌تواند یکی از ستونهای  اصلی استبداد و سرکوب را به لرزه درآورده و خود پایه‌گذار نظامی دموکراتیک و مدرن شود.
تجمع باشکوه هزاران معلم در مقابل مجلس (اسفند ۸۵)
کانون صنفی معلمان ایران متشکل از بیش از ۴۰ کانون صنفی معلمان در شهرهای مختلف و با بیش از ده سال حضور متداوم در صحنه فعالیتهای مدنی و با سازماندهی معلمان در حرکات باشکوهی مانند اعتصاب سراسر کشوری (سال ۸۲) و همچنین چند تجمع عظیم و چندده هزار نفره در مقابل مجلس (اسفند سال )۸۵ به مناسبت روز جهانی معلم (۵ اکتبر٬ ۱۳ مهرماه)٬ روزی که توسط نظام حاکم مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته٬ بیانیه‌ای منتشر کرده است. در ادامه چکیده‌ای از این بیانیه را خواهید دید.
محورهای انتقاد کانون صنفی معلمان از نظام حاکم بر آموزش و پرورش: (لازم به توضیح است که انتخاب عنوان‌ها توسط گروه ۲۳ خرداد صورت گرفته است):
۱ـ طبقاتی و پولی شدن آموزش و پرورش:  به عنوان معلم متاسفيم از اينكه در سامانه اي آموزشي فعاليت مي كنيم كه رشد و شكوفايي همه جانبه ي انسان را به فراموشي سپرده است و فرصت هاي آموزشي نه براساس برابري انسان ها كه بر مبناي موقعيت و طبقه اقتصادي و اجتماعي در اختيارشان قرار مي گيرد.
۲- آموزش ایدئولوژیک و حضور معلمان پرورشی: متاسفيم كه در يك نظام آموزشي متمركز٬ كتاب هايي را تدريس مي كنيم كه سال به سال القائات ايدئولوژيك و سياسي جناحي خاص ،در آن‌ها رخنه بيشتري مي‌يابد و ذهن كودكان ما را با تفكر علمي و انتقادي بيگانه مي سازد ... مدت هاست با پافشاري بر پديده‌اي به نام مربي تربيتي و به تازگي، حضور روحانيون در مدرسه، به نظر مي‌رسد معلمان را فقط براي ارائه‌ي آموزش‌هاي تخصصي مي‌خواهند.
۳- بی‌توجهی به تنوع قومی و زبانی و فرهنگی: كتاب هايي كه يكي از زيبايي هاي جامعه ايراني يعني تنوع فرهنگي،قومي،زباني و ... در آن ها ديده نمي شود
۴- نگاه مردسالارانه حاکم بر کتابهای درسی: كتاب هايي كه به نقش موثر زنان در جامعه كنوني ايران بي اعتنا مي ماند و يا كم ترين اهميت را به آن مي دهد.
۵- سرکوب نهادهای صنفی و معلمان معترض: سركوب نهادهاي صنفي منتقد و بازداشت معلمان معترض چاره ي دردهاي آموزش و پرورش نيست، سهل است حضور معلمان دلسوزي همچون رسول بداقي ، هاشم خواستارو... در زندان در روزي كه به نام معلمان جهان نام گذاري شده است٬ برجان و روان فرهنگيان اندوهي گران، همراه با حسي از نارضايتي و ناامنی شغلی برجای می گذارد.
معلم اعدامی٬ -فرزاد کمانگر٬ عضو کانون صنفی معلمان ایران٬ شاخه کردستان
۶-بی‌توجی به معلمان و محوریت مدیران عمدتا سیاسی: آموزش و پرورشي كه نقش محوري معلم را ناديده مي گيرد و با نگاهي بخشنامه اي و يك سويه معلمان را در پايين ترين سطح هرمي قرار مي دهد كه در راس و سطوح مياني آن مديران عموما سياسي،پياپي در حال رفت و آمدند.
۷- فقدان ارتباط آموزش و پرورش با زندگی اجتماعی و شغلی: ارتباط سازنده اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي خود با جامعه را از دست داده و نظام آموزشي ما نقش موثر و از پيش انديشيده اي در آموزش مهارت هاي زندگي،چگونگي مقابله با آسيب هاي اجتماعي،آموزش حقوق شهروندي و سياسي به جوانان كشور ندارد. فارغ التحصيل آن،نه تنها مهارت هاي اجتماعي لازم را ندارد بلكه آمادگي براي ورود به بازار كار را نيز كسب نمي نمايد.
۸- ساختار سنتی آموزش و پرورش و بی‌توجهی به دستاوردهای مدرن:‌  با كاركردهاي نوين آموزش و پرورش جهاني مانند آموزش محيط زيست،حقوق شهروندي و مردم سالاري و استفاده از فن آوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات در آموزش نيز بيگانه است.
۹- عوام‌فریبی‌های رایج: بديهي است انجام كارهاي عامه پسند مانند تغيير نام مقاطع تحصيلي، افطاري دادن وتكريم هاي كلامي تكراري از معلمان،مشكلات آموزش و پرورشي را كه دانش آموزان، معلمان و به عبارتي بخش‌هاي گسترده اي از جامعه از آن ناراضي‌اند٬ حل نخواهد نمود.
در پایان کانون صنفی معلمان پیشنهادات خود را در چهار بخش ارائه کرده است. همانگونه که مشخص است٬ محور اصلی این پیشنهادات دموکراتیزه و سکولاریزه کردن آموزش و پرورش است :
۱- طرح مديريت انتخابي مدرسه و مناطق آموزش و پرورش: براساس اين طرح مدير مدرسه با راي معلمان انتخاب مي شود. بنا بر اين بود كه طرح،گسترش يافته تا انتخابي شدن مسئولان مناطق نيز پيش برود.
۲- تقويت جامعه مدني و تشكل ها: ... مشاركت معلمان در توليد طرح ها و برنامه هاي تربيتي و اصلاحي،توليد محتوا،تصميم گيري ها در سطح مدرسه،مناطق و كشور از طريق تشكل ها و انجمن هاي علمي و حرفه اي. بدون شک وجود جامعه ي مدني نيرومند،مبناي افزايش جايگاه فرهنگيان است.
۳- تقويت شوراي معلمان و اعطای ضمانت اجرایی به مصوبات آن: در حال حاضر شوراي معلمان مدارس به شكل كاملا نمايشي در هر سال تحصيلي حدود سه يا چهار جلسه برگزار کرده و فاقد هرگونه كارآيي است. مشكل اساسي اين شورا،نداشتن جايگاه در ساختار مديريتي و نبود ضمانت اجرایی برای اعمال تصمیمات و نظرات احتمالی معلمان مدرسه می باشد. پيشنهاد مي شود در چارچوب قوانين موجود،مصوبات اين شورا جنبه اجرايي يافته و افزون براين، با گسترش و تقويت شوراهاي معلمان در سطح مناطق،استان ها و كشور،اين نهاد مهم آموزش جايگاه واقعي خود را بيابد.
۴- مقابله با تضعيف نقش پرورشي معلمان: بي ترديد هر معلمي داراي دو نقش آموزشي و پرورشي است و مستقيم و غير مستقيم بر شكل گيري انديشه و شخصيت دانش آموز تاثير مي گذارد. مدت هاست با پا فشاري بر پديده اي به نام مربي تربيتي و به تازگي، حضور روحانيون در مدرسه، به نظر مي رسد معلمان را فقط براي ارائه ي آموزش هاي تخصصي مي‌خواهند.
نسل آینده چه تجربه ای از آموزش و پروش خواهد داشت؟
(ستایش و شکیبا٬ فرزندان معلم زندانی٬ رسول بداقی)
لینکهای مفید:
بیانیه ۲۹ ام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان (فروردین ۱۳۸۶ و پس از سرکوب شدید تجمع ۲۳ اسفند معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی)
ادامه مطلب

گزارشی کوتاه از زندگی یک مبارز : مجید توکلی

تگها |۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

از همان روزهای آغازین انقلاب، نظام تازه مستقر شده جمهوری اسلامی با حملات مختلف به دانشگاه و دانشگاهیان نشان داد که برایش تحمل نهاد مدرن و متکی بر علم و دانش روز دانشگاه دشوار است، حملاتی که ابتدا با کلام و با صحبتهایی چون «ما هر چه میکٍشیم از دانشگاه است» آیت‌الله خمینی شروع و با هجوم مغول‌وار به دانشگاههای سراسر کشور و قتل عام دانشجویان و بستن دانشگاهها برای چند سال و اخراجهای وسیع اساتید و دانشجویان در طرح موسوم به انقلاب فرهنگی ادامه یافت. اما تلاشهای این چنینی نتوانست و نمی‌تواند بین دانشگاه به عنوانی نهادی مدرن و مبتنی بر علم با نظام عقب‌مانده جمهوری اسلامی آشتی و هماهنگی به وجود آورد و ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و با حمله مزدوران رژیم به کوی دانشگاه دور جدیدی از درگیریهای حاد میان دانشگاه و نظام حاکم آغاز شد. اخراج‌ها و دستگیری‌ها و احکام زندان وسیع در راه بود. مجید توکلی را از این حیث می توان یک نمونه به شمار آورد. ورودش به دانشگاه آغازگر زندان و شکنجه های طولانی مدت برایش شد تا آنجایی که او را لقب «شرف جنبش دانشجویی» دادند.



مجید توکلی به همراه مادرش
زندگی‌نامه: ‌مجید توکلی در سال ۱۳۶۵ در شیراز به دنیا آمد. در سال ۱۳۸۳ در رشته کشتیرانی وارد دانشگاه امیر کبیر شد. دورانی که برای او آغاز بازداشت و شکنجه های طولانی مدت شد. اولین بار پس از اعتراضات شدید به حضورمحمود احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر دستگیر و مدت ۱۵ ماه را در کنار چند دانشجوی دیگر در زندان بسر برد، اتهام او و هشت دانشجوی دیگر دانشگاه امیر کبیر به گفته مقامات دانشگاه،توهین به مقامات جمهوری اسلامی ایران و مقدسات دینی در نشريات دانشجويی اعلام شده بود. دست استبداد برای توجیه اقدامات خود سعی بر آن کرد که توهین به مقدسات دینی را به این دانشجویان نسبت دهد.این در حالی بود که مدیران مسوول این نشریات بلافاصله انتشار این نشریات را تکذیب و آن را جعلی خواندند. انجمن اسلامی این دانشگاه در بیانیه های مختلف این اتهام را رد و آن را هدفمند دانست:
"انتظامات دانشگاه تا روز قبل دوشنبه ۱۰ ارديبهشت از پخش آزادانه «خبرنامه انجمن اسلامی» که به اعتقاد آن ها نشريه ای غيرقانونی است به شدت جلوگيری می کردند. اما روز دوشنبه ۱۰ ارديبهشت، يعنی همان روزی که قرار است نشريات جعلی در دانشگاه پخش شود، نه تنها هيچ گونه ممانعتی از پخش اين نشريه در صحن دانشگاه نمی نمايند که هنگام ورود خبرنامه انجمن اسلامی به دانشگاه، مامورين پر تعداد انتظامات در مقابل درب وليعصر دانشگاه هيچ گونه ممانعتی از ورود اين خبرنامه که يک نفر از دانشجويان آن را وارد دانشگاه کرده و به مامورين نيز می گويد که بسته ای که در دست دارد خبرنامه انجمن اسلامی است نمی نماید. جاعلين از اين که در آن روز چه نشرياتی قرار است از سوی دانشجويان منتشر شود اطلاع نداشتند. لذا منتظر می شوند تا تمام نشرياتی که قرار است در آن روز منتشر شوند، در دانشگاه پخش شوند تا مثلا از يک نشريه خاص دو شماره مختلف در آن روز منتشر نشود. لذا احتمال جعل نشرياتی که در آن روز به صورت معمول منتشر و پخش شد نيز می رود که اين نشريات در جريان توزيع نشريات موهن توزيع نشدند"[1]

این پرونده سازی باعث دستگیری هشت دانشجوی دانشگاه امیرکبیر شد که سه تن از آنان به مدت هشتاد روز با خانواده های خود ملاقات نداشتتند، امکان اختیار وکیل نیز به آنان داده نشد و در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی وزارت اطلاعات قرار داشتند. روز سه شنبه، دوم مردادماه ۱۳۸۶ نامه سرگشاده ای به عنوان رنج نامه خانواده های مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری خطاب به هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه وقت ایران منتشر شد، خانواده های این سه دانشجو خطاب به شاهرودی گفتند که این اطلاعات را از پنج دانشجوی هم بند این سه نفر که به تازگی آزاد شده اند و پس از دو جلسه ملاقات با فرزندان خود کسب کرده اند: بازجویی های ۲۴ ساعته توسط تیم ۷ نفره و بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه شب، نگهداری در سلول های با اندازه کوچک که امکان دراز کردن پا و راه رفتن در آن وجود ندارد، ارائه اخبار نادرست درباره خانواده، تهدید به ضرب و جرح اعضای خانواده و نزدیکان، پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت، فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک، بخشی از آزارهایی است که این خانواده ها در نامه خود ذکر کرده بودند: «کلمه به کلمه آنچه شنیده ایم،همچون تیری بر قلب ما نشسته است. مگر یک جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه میزان شکنجه وفشار را دارد» مجید توکلی در این دوران در اعتراض به رفتارهای غیرانسانی دست به اعتصاب غذا زد .برادرش پس از 21 روز اعتصاب غذا گفت: خبرجديدی از او نداريم . اين هفته هم پدرم به دليل ملاقات هفته گذشته با برادرم حال مساعدی نداشت و نتوانست با او ملاقات کند. تنها برادرم با خانه تماس تلفنی کوتاهی گرفت و به قدری حالش بد بود که نمی توانست صحبت کند، فقط گفت که هنوز زنده است و به زور دو سه کلمه حرف زد.[2]

دادگاه انقلاب اسلامی مجيد توکلی را به سه سال حبس، احمد قصابان را به دو سال و نيم و احسان منصوری را به دو سال حبس محکوم کرده و با قيد «تعزيری»، اجرای اين احکام را اجباری کرد.با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها در حالیکه تنها یک هفته از حکم دادگاه می گذشت دانشجویان در دانشگاههای مختلف تهران با شرکت در تریبون آزاد دانشجویی با نام «ستاره ها در اوین» نسبت به صدور احکام سنگین صادره علیه سه دانشجوی بازداشتی امیر کبیر به شدت اعتراض کردند.مجید توکلی سرانجام بعد از ۱۵ ماه بازداشت موقت, تبرئه و اوایل پاییز ۱۳۸۷ آزاد شد.

آشکار بود که این روح مبارز نمی تواند آرام بماند.در حالیکه چند ماهی بیشتر از آزادی اش نگذشته بود برای بار دوم و این بار در مراسم سالگرد مهندس بازرگان به همراه حسین ترکاشوند، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، کوروش دانشیار و اسماعیل سلمان‌پور به همراه چند فعال سیاسی ديگر بازداشت شد. اتهامات این بار شاید خنده دارتر از قبل بود: اخلال در نظم عمومی. اتهامی کاملا خلاف آنچه که روی داده بود.ستاد برگزاری مراسم یادبود بازرگان در ۱۷ بهمن‌ماه در اطلاعیه‌ای ذکر کرد: مراجعان به حسينيه ارشاد كه از تصميم مقامات انتظامي در جلوگيری از برپايي مراسم اطلاعی نداشتند با برخورد خشن و گاه همراه با ضرب و شتم مأموران رسمی و لباس‌شخصی‌های حاضر در محدوده حسينيه ارشاد روبه‌رو شدند. مجيد توکلی بلافاصله بعد از بازداشت مدت ۲۵ روز را در اعتراض به بازداشت غيرقانونی و حبس خود در سلول انفرادی تنها به دليل حضور در مراسم سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان در اعتصاب غذا به سر برد. این بار پس از گذراندن ۱۱۵ روز در سلول‌های انفرادی دو بند ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین نهم خرداد ماه ۱۳۸۸ با قرار وثيقه آزاد شد.

مجید توکلی پس از آزادی از زندان نیز برای ادامه تحصیل به بندر عباس «تبعید» شد. آزادی اش همراه بود با انتخابات ریاست جمهموری و شروع جنبش سبز. در روز دانشجو, یعنی ۱۶ آذر ۱۳۸۸ که همراه بود با اعتراضات گسترده به تقلب در نتایج انتخابات، مجید توکلی که از مهرماه در بندرعباس سکنی گزیده بود بنا به دعوتی که برای سخنرانی داشت به تهران آمد و در نطقی آتشین در دانشگاه امیر کبیر، مقامات بالای جمهوری اسلامی را مورد انتقاد شدید قرار داد: امروز روزی است که آمدیم در کنار هم جمع بشویم و علیه استبداد بایستیم و تمام فریادمان را بر سر استبداد بزنیم. [3]
پایان مراسم این روز همراه بود با آغاز فصل جدید زندگی وی در زندان، دست استبداد که شکنجه و سلول انفرادی را در دفعات قبل امتحان کرده بود راهی دیگر برگزید: تحقیر و تخریب شخصیت. این چنین بود که همان شب عکسی از مجید توکلی با لباس زنانه بیرون آمد که در خبر گزاریهای حکومتی ادعا می شد او را در حین فرار این چنین دستگیر کرده اند. ولی مشهود بود که شخصی با ریش های نتراشیده حتی در لباس زنانه هم شباهتی به زنان ندارد. حکومت اینگونه با رفتاری ناشیانه سعی در تحقیر توکلی می نمود اما فردای آن روز سایت های اینترنتی شاهد آماج عکس های مردانی بود که روسری بر سر کرده و با انتشار عکس خود در کنار مجید ایستادند و از وی حمایت کردند. این چنین بود که بار دیگر تیر حکومت به سنگ خورد، مجید نتنها تحقیر نشد بلکه هرچه بیشتر در نزد مردم عزیز شد و این جمله در دهان ها می چرخید: «مجید توکلی تحقیر نشد بلکه تکثیر شد

دو روز بعد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، در بیانیه ای چنین گفت:" تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه با لباس زنانه چه با لباس مردانه. اعتراض های گسترده دانشجویان در سراسر کشور در روز ۱۶ آذر، آنچنان مستبدین را گیج کرده است که جز لباس‌ مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از او در تربیون های دولتی راهی ندیدند. کسانیکه مجید توکلی را در روز ۱۶ آذر در مقابل دانشگاه تهران با ضرب و شتم، به صورت وحشیانه بازداشت کردند و سپس برای تضعیف روحیه دانشجویان، مقنعه و چادر بر سرش کرده و عکس گرفته‌اند، همان کسانی هستند که در سال ۸۵ با جعل نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، تلاش کردند دانشجویان را سرکوب کنند."

مجید توکلی ۱۳ دی ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به صورت غیر علنی و بدون حضور وکیل و خانواده اش محاکمه شد. اتهام مجید توکلی «فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع گروه‌های مخالف دولت »، « توهین به رهبری »، « توهین به رئیس جمهور» و « اجتماع به قصد اقدام علیه امنیت ملی » عنوان شد.دادگاه او را به هشت سال و شش ماه حبس، ۵ سال محروميت از فعاليت سياسی و ۵ سال ممنوعيت ازخروج از کشور محکوم نمود. مجید توکلی در نامه ای خطاب به قاضی پرونده به دفاع از خود پرداخت: نمی‌توان فصل‌الخطاب بودن به این معنا که دیگر پس از آن سخنی نباشد و هرچه گفته شد، فقط پاسخ چشم آید، را پذیرفت و دیکتاتوری را نه. که خود کلمه فصل الخطاب معنایی از دیکتاتوری است و اساساً نمی‌شود کسی اوامر را دیکته و دیگران تقریر نمایند و گفت دیکتاتوری نیست که در واقع پذیرش امر دیکتاتوری در ساختار فعلی محقق است و نمی‌توان ذکر کلامی را ناپسند دانست و وصف حالش را نه.[4]
اردیبهشت ۱۳۸۹ پس از گذراندن ۱۲۵ روز انفرادی، به بند عمومی منتقل شد.یک ماه بعد مادر مجید خبر داد که پسرش در اعتراض به انتقال مجددش به اوین دست به اعتصاب غذای خشک زده و نه آب میخورد و نه غذا. علی توکلی درباره وضعیت برادرش این چنین گفت: دچار خونریزی شدید معده شده و قادر به تکلم هم نیست چون اعتصاب خشک کرده است.

مادرِ مجيد توكلى نيز همراه با پسرش و ديگر زندانيان سياسى اوين اعتصاب غذا كرد: به خاطر مجيد اعتصاب غذا كرده ام. ديگر كارى از دستم بر نمى آيد كه انجام بدهم. من يك مادرم، مى خواهم با فرزندم همدردى كنم، چون او اعتصاب غذا كرده من هم مى خواهم با او اعتصاب غذا كنم.
مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد درتماس تلفنی با مادر مجید توکلی فعال دانشجویی زندانی، با خانواده او ابراز همدردی کردند و از او و مادرش خواستند به اعتصاب غذای خود پایان دهند. پس از این درخواست مادر مجید به اعتصاب خود پایان داد. مجید به همراه ۱۵ نفر از زندانیان سیاسی اوین که بیش از دو هفته در اعتصاب غذا بودند طی پیامی از داخل زندان اعلام کردند. به احترام درخواست «شخصیت‌های جنبش» به اعتصاب خود پایان داده‌اند. بعد از پایان اعتصاب مجید را به زندان رجایی شهر منتقل کردند. باید دید که دست استبداد پس از بکار بردن انواع روش ها چه راه دیگری را برای سرکوب مجید و جنبش دانشجویی ایران بکار می گیرد.

آنچه که نمود دارد این است که تمام روش ها غیر اخلاقی و شکنجه و سرکوب در طی این سالها نتیجه ای نداشته و جنبش دانشجویی فریاد بر حق خود را رساتر از قبل به گوش همگان میرساند. بهتر آن است که حال و هوای این روزها و آینده را از زبان مجید توکلی در نامه اش به مناسبت سالگرد ۱۸ تیر بخوانیم : برخلاف خواست دشمنان دانشگاه، نه تنها دانشگاه ساکت نماند که حتی اوین رنگ دانشگاه گرفت و جوانه های پر شور جوان آن سازنده های امید و شور برای جنبش دانشجویی شدند و موتور پیش برنده جنبش سبز در دوران افزایش سرکوب و ارعاب گردیدند و هزینه ها و سختی ها معیار پشتوانه پیروزی دانشجویان گردید. جنبش دانشجویی امروز راه گذشته خود را با سرعت بیشتری می پیماید آگاهی بخش است و با شجاعت به پیش می رود جامعه اش را میشناسد و روشنفکرانش را درمیابد پشتوانه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی است نفی خشونت روا داری را به فرهنگ جامعه پیوند زده است این روزها رهبران سبز را تنها نمیگذارد و فرصت ها را غنیمت میشمارد یازدهمین ۱۸ تیرمان را سپری میکنیم و اینک تنها نیستیم در بی شماریمان رنگ سبز را برگزیده ایم و راه سبزمان سراسر امید است و با امید گام بر میداریم. آگاهی پشتوانه ای است که شجاعت و صداقت را با ما همراه کرده است و روح انسانی نفی خشونت را به ارمغان آورده و تثبیت ارزش ها نوید آینده ای سراسر آرامش و پیشرفت داده است.[5]

هرچند نظام حاکم سعی کرده با در بند کردن این جوان دلیر روحش را دربند بکشد، اما تلاششان تا به امروز بیهوده بود و مجید با اعتراضات مکررش به بی‌عدالتی‌های درون زندان و همچنین با نوشته‌ها و تحلیلهایی که در مناسبتهای مختلف از شرایط سیاسی روز کرده و سعی کرده با راهکارهایی متناسب با شرایط به جنبشی که خود مجید از چهره‌های شاخص آن است یاری کند، تا مبارزه سخت با دیکتاتوری حاکم را بهتر و پرتوانتر ادامه دهیم.

منابع :
ادامه مطلب