رسول بداقی٬ یک معلم در بند ٬ عضو کانون صنفی معلمان و یک فعال حقوق بشر

تگها ، |۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه
«من درجامعه‌اي انساني زندگي مي‌كنم، اين جامعه قوانيني دارد كه برخي نوشته شده و برخي نانوشته هستند، من برجامعه‌ام تاثير مي‌گذارم و از جامعه‌ام تاثير مي‌گيرم. خوشبختي جامعه و خوشبختي من به هم گره خورده است. پس بايد براي خوشبختي خود و جامعه‌ام كوشش كنم.»
این آغاز یکی از دست نوشته‌های معلمی زندانی، از پشت میله‌هاست. رسول بداقی، متولد کوهدشت لرستان و دارای مدرک مدیریت آموزشی است. ساکن اسلامشهر بوده و تا پیش از دستگیری، در هنرستان شهید مصطفی خمینی مشغول تدریس بوده است. این عضو فعال و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، در شهریور سال ۸۸ برای بار سوم بازداشت شده و این بار با گرفتن حکمی شش ساله در زندان ماندگار شده است. برای شناخت بهتر رسول بداقی بهتر است ابتدا از کانون صنفی معلمان بگوییم٬ کانونی که محور فعالیتهای اجتماعی وی بوده  است.
رسول بداقی؛ معلم و عضو کانون صنفی معلمان که به خاطر پیگیری
خواسته‌های معلمان در زندان به سر می برد همراه با قلوهایش ستایش و شکیبا
کانون صنفی معلمان ایران: این کانون از سال ۷۸ در اعتراض به وضعیت معیشتی معلمان و همچنین مشکلات نظام آموزشی، فعالیت خود را آغاز کرد. مرحله اول اعتراضات گسترده معلمان به سال‌های ۸۰ برمی‌گردد. در این سال اعتراضات معلمان و کارکنان آموزش و پرورش وارد دور تازه اي شد٬ بدین‌صورت که تجمعی محدود در اعتراض به لايحه بودجه منجر به سلسله راهپيمايي‌ها و تجمعاتي شد که مدت ۱۲ روز بخش بزرگي از معلمان را به خيابان ها کشاند که اوج آن تجمع ۱۰ هزار نفري معلمان در برابر مجلس بود. اين اعتراضات در روز ۶ بهمن در ميدان پاستور تهران و در مقابل دفتر رياست جمهوری -محمد خاتمی- به ضرب و شتم و دستگیری معلمان منجر و بدون دستاوردی ملموس به پايان رسيد. دو سال بعد، دور جدیدی از مبارزات معلمان با اعتصابی سراسری در کشور آغاز گشت. در فاصله ۱۶ تا ۲۲ اسفند ۸۲ تعدادي از معلمان در مدارس حاضر مي‌شدند اما به کلاس درس نمي رفتند و در واقع در دفتر مدرسه تحصن مي کردند. در سال ۸۳، شكل اعتراض معلمان دگرگون شد و به صورت عريضه نويسي‌های جمعي خطاب به مديران اجرايي درآمد. اما پردامنه ترين اعتراضات ‏کانون صنفی معلمان در زمستان سال ۸۵ و در اعتراض به بازگشت لایحه خدمات کشوری به وقوع پيوست. همزمان با سالروز اعتراض معلمان در ۱۶ اسفند سال ۸۲ و بنا به درخواست كانون صنفى معلمان٬ معلمان برخى مناطق تهران با تعطیل كردن كلاس هاى درس دست به اعتراض خاموش زدند. اعتراض معلمان كه به طور پراكنده در برخى مدارس مناطق چهار، هشت و پانزده آغاز شده بود٬ در ادامه به برخى مدارس مناطق دو، سیزده و شانزده هم كشیده شد. خواسته معلمان اجراى نظام پرداخت هماهنگ و اجراى كامل طرح ارتقاى شغلى است. علاوه بر عدم حضور در کلاسهای درس٬ معلمان بيش از ۶ تجمع گسترده برگزار کردند. ابتدا در تاریخ ۱۵ بهمن ۸۵، هزاران معلم با حضور در برابر مجلس شورای اسلامی تصريح كردند كه در صورت عدم انجام درخواست ها از رفتن به كلاس درس خودداری خواهند كرد.  این تجمعات در روزهای بعد نیز ادامه داشت و در چند تجمع پاياني ‏بيش از ۳۰ هزار نفر از سراسر کشور حضور داشتند. این تجمعات نیز با حمله وحشیانه نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگیری دهها معلم مواجه شد. سرانجام لايحه خدمات کشوری پس از چند بار رد و بدل شدن بين مجلس ‏و شورای نگهبان در ۲۴ مهرماه ۸۶ تائيد و براي اجرا به دولت ابلاغ شد. همچنين به دولت فرصت داده شد تا پس ‏از تطبيق خود و تخصيص بودجه در نهايت تا آذر ماه ۱۳۸۷ احکام تمام کارکنان و همچنين کارکنان وزارت ‏آموزش و پرورش را از سال ۱۳۷۹ به اين سو بر اساس اين لايحه صادر کند.
دستاوردهای مبارزه صنفی معلمان: این اعتراضات اگر چه بدون هزینه نبوده و منجر به ضرب و شتم و زندانی شدن معلمان گردیده است، اما دستاوردهایی نیز برای معلمان داشته است که کانون در بیانیه مهرماه ۸۶ خود به مواردی همچون افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و... اشاره کرده است.
رسول بداقی٬ معلم و عضو فعال کانون صنفی معلمان: رسول بداقی به عنوان یکی از اعضای فعال و تاثیرگذار، در این کانون به فعالیت پرداخته است. مهدی بهلولی، یکی از اعضای کانون، در توصیفش می‌نویسد «رسولی که من می‌شناسم... کتاب و فکر و گفتگو را می‌شناسد و دارای اندیشه‌ای گشوده است، اما پیش از هر چیز، بر شهود و وجدان خویش استوار است. انسان خودساخته‌ای، که از رویارویی با اندیشه و پدیده‌های نوین نمی‌هراسد و پویا و جستجوگر است».
بداقی اگر چه همواره پی‌گیر وضعیت معیشتی معلمان، حقوق عقب‌مانده آنها و به عبارتی شرایط حداقلی یک زندگی شرافتمندانه برای معلمان بوده است، در عین حال از نقد مشکلات آموزشی و مسائل مربوط به دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها نیز کوتاهی نکرده است. تعدادی از نوشته‌های او در روزنامه آفتاب منتشر گشته است. اما حتی زندان هم مانع نوشتن و نقدهایش نشده است٬ به عنوان نمونه، وقتی حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش، طرح حذف دوره راهنمایی را ارائه کرد، بداقی، با امید و پیگیری تمام نشدنی‌اش، از درون زندان به نقد این طرح پرداخت و ضمن برشمردن مشکلات فراوان و ابتدایی آن، متذکر ‌شد که «وزير بايد از پيش مي‌دانستند كه هر طرحي بايد مراحل تحقيق تخصصي و آزمايشي را سپري كرده باشد... از اين رو، به وزير آموزش و پرورش پيشنهاد مي‌شود كه از دانش‌آموزان كشور، به هيچ وجه به عنوان ابزاري آزمايشگاهي استفاده نكنند».
بداقی تعهدات اجتماعی را به خوبی با تعهد کاری و شغلی و مسوولیتهایش در قبال شاگردانش تلفیق کرده است. یکی از شاگردان سابقش که بر حسب تصادف معلمش را در فضای مجازی دوباره یافته٬ چنین نوشته است: «تا حالا شده که یه دوست که تاثیر زیادی در زندگی شما داشته بعد از مدت زیادی دوباره ببینید؟ولی این اتفاق چهارشنبه شب برای من افتاد.بی خوابی به سرم زده بود.ساعت حدود دو و نیم نیمه شب بود. صفحه ی اول بلاگفا رو باز کردم که از عنوان یک وبلاگ خوشم اومد. وقتی انتخابش کردم و ازش دیدن کردم، اسم نویسنده ی اون برام آشنا بو؛ آقای رسول بداقی. فوراً یه کامنت براش گذاشتم:
ضمن عرض سلام خدمت شما می خواستم ازتون بپرسم: شما آقای بداقی دبیر هنرستان مصطفی خمینی (واوان)نیستی؟؟
بله خودش بود آقای بداقی. دبیر سال سوم دبیرستان. یک انسان حقیقت طلب.یک انسان  محقق. فردی که بیخودی حرفی رو نمی زنه و باور نمی کنه. فردی که منو با وبلاگ نویسی آشنا کرد. کسی که وقتی در کلاس از چیزی صحبت می کرد،ذهن خواب همه رو به فعالیت وا می داشت. کسی که وقتی صحبت می کرد،می فهمیدی که هیچ چیزی نمی دونی و باعث میشد که بری و اطلاعات خودت رو افزایش بدی. کسی که تو کلاس، خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود به ما درس بده، به ما می آموخت. خیلی چیزایی که برای ما لازم و ضروریه ولی تو سیستم آموزشی ما نیست!! کسی که وقتی میومد تو کلاس، در همه ی زمینه ها اطلاعات خوبی داشت. یک طرف تخته، با یک گچ خطاطی می کرد و طرف دیگه از تاریخ می‌نوشت و از پادشاهان پارس می گفت. کسی که من رو وادار می کرد که فکر کنم .به همه چیز.مثلاً : اصلاً ما چرا خدا رو می پرستیم.کسی که هر چی ازش بگم کم گفتم.اینها رو هم از روی چاپلوسی نگفتم.چون اصلاً به ایشون احتیاج ندارم.»
از تجربه کانون معلمان به طور کلی و از شخصیتی مانند بداقی، می‌توان بسیار آموخت. یکی از این موارد، تجربه کار تشکیلاتی و اهمیت آن در فعالیت‌های اجتماعی است. می‌توان گفت آنچه در واقع منجر به دشمنی و ترس حکومت در رابطه با تشکل‌های مستقل نظیر کانون می‌شود، تاثیر انکارناپذیر آنها در پیشبرد خواسته‌های معلمان است. بداقی قدرت تشکل‌ها را دریافته است٬ چرا که معتقد است یکی از مشکلات معلمان آشنا نبودن با کار تشکیلاتی و «چشم به راه دیگران بودن» است. وی به منظور اتحاد بیشتر توصیه می کند که باید «ترس را كنار گذاشت، باور كنيم كه بايد براي رسيدن به حقوق خود هزينه بپردازيم، نسبت به همديگر گذشت داشته باشيم، تقسيم كار داشته باشيم، انحصار گر نباشيم، ديدارهاي بين شهري و كوچك از همكاران صنفي را بيشتر كنيم ... رابطه ها را گسترش دهيم، فرهنگ استفاده از تلفن، فكس، وبلاگ، ايميل و چت را گسترش دهيم. بطور تك تك هم در گسترش انديشه ي كانوني بودن در ميان همكاران كوشش كنيم و...».
او در نوشته دیگری، با هوشمندی خاص خود، باز هم به اهمیت این تشکل‌های مستقل می‌پردازد و گام را فراتر گذاشته، یادآور می‌شود که روابط عاطفی و دوستانه تا چه حد برای موفقیت یک سازمان ضروری است: «در سلسله مراتب نهادهاي غيررسمي ازجمله تشكل‌ها، آنچه اطاعت و احترام به بالادست و پيشكسوت و همكار و همسنگر را مشخص مي‌كند، مهر و محبت دوطرفه‌اي است، كه به خاطر عشق به سه نيروي هماهنگ در درون افراد از سطح به عمق آفريده شده است: هدف هماهنگ، پاكي هماهنگ و باور هماهنگ... روي اين حساب جمع سازمان بايد پناهگاهي براي عضو سازمان باشد و سازمان بايد آرامگاهي براي خستگي انديشه‌هاي فرد عضو باشد، نه اسباب ويراني انديشه او».
رسول بداقی، نه تنها در زمینه فعالیت‌های فکری، کوشا و منتقد مثبت اندیشی است بلکه همچنین در زمینه فعالیت‌های عملی کانون نیز سخت فعال و شجاعت مثال زدنی‌اش تکیه‌گاه دیگر اعضای کانون بوده  است. محمود بهشتی در گزارشی از تجمع معلمان در مقابل وزارت آموزش نوشته است «رسول بداقی پیش از همه و محکمتر از همه اعتراض می‌کرد... یکدفعه ماموران به سمت بداقی حمله کردند. چهره بداقی تماشایی بود. نگاه او به ماموران و نمایش‌هایی که می‌دادند بسیار تحقیر آمیز بود. من روحیه‌ی رسول را در زندان هم همین گونه دیده بودم. هیچ وقت لبخند از چهره‌اش گرفته نشد و هیچ وقت روحیه‌اش را نباخت ... بالاخره بداقی را با ضرب و شتم از جمع جدا کردند . بداقی  می‌خندید و آنها را به هیچ گرفته بود».
چنین برخوردهای شجاعانه‌ای، تا آن حد برای نیروهای اطلاعاتی گران آمده است که به گزارش روزنامه‌نگار هم‌بند او، احمد زیدآبادی، بازجویان در زندان دستان او را از پشت بسته و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده اند. دغدغه‌های انسانی بداقی تنها در حوزه معلمان و آموزش و پرورش محدود نمی شود٬ او در دفاع از حقوق بشر با گروههای دانشجویی و حقوق بشری همکاری‌هایی داشته و همین فعالیتهای انسانی بر زورمداران آن‌چنان گران آمده که در اتهامات بلند‌بالای بداقی٬ فعالیتهای حقوق بشری رسول در کنار اتهامات صنفی‌اش قرار گرفته است.
زندان: نظام اقتدارگرای حاکم پاداش فعالیتهای صنفی و مدنی بداقی را با حکم محکومیت زندان شش ساله -یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و ۵ سال  به اتهام «تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی»- و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی  داده و امروز بیشتر از یک سال است که چنین شخصیت دوست داشتنی، پدر سه دختر، پدر ستایش و شکیبا، دوقلوهای چهار ساله‌ای که هنوز عکس پدر را به یاد دارند٬ اما در ملاقاتهای زندان وی را عمو می‌نامند، به خاطر پی‌گیری خواسته های معلمان، اعتراض به وضعیت آموزشی و  مبارزه برای دغدغه‌های انسانی خود در زندان به سر می‌برد؛ معلمی که امیدواریم هر چه زودتر باز هم در کنار شاگردان٬ همکاران و دوستانش باشد و به همه ما درس دوستی٬ مبارزه و تعهد اجتماعی بدهد.

دانلود فایل تک برگی pdf

منابع:

2 Comments


  1. mehdi yari pour

    استوار ومحکم باش دوست داریم دلاور لر

    ۴ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۲۶

  2. mehdi yari pour

    استوار ومحکم باش دوست داریم دلاور لر

    ۴ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۲۶