روانشناسی متجاوزین گشت ارشاد

تگها ، ، |۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

این‌طرف آن‌طرف را نگاه کردم و نفس راحتی کشیدم. خبری نبود .از پله‌ها رفتم بالا و داشتم از در ورودی می‌رفتم تو که یکدفعه دیدم یه خانم چادر به سر از پشت دیوار آمد بیرون و گفت : چند لحظه تشریف بیارید. اعتراض کردم و گفتم سوار ون نمی شوم. زن گفت کاریت نداریم فقط یه تذکره .صدامو کمی بلندتر کردم و گفتم اگه تذکره همین جا بگو . زن گفت:« خواهش می کنم . منهم تقصیری ندارم . اینجا امروز شلوغ شده. خواهش می کنم جو سازی نکن. سوار ون شو و تعهد بده.» گفتم :«سوار ون نمی شم . بیار اینجا تعهد رو تا بنویسم.» زن دوباره گفت :« تو بیا . خواهش می کنم . فقط بیا که جلوی دوربین اینها نباشی . قول می دم اتفاقی نیفته.» نگاهی به اطراف کردم. سه نیروی زن، حدود پنج نفر درجه دار با لباس فرم نیروی انتظامی، سه سرباز . . .، سوار ون شدم . ون با اسکورت الگانس نیروی انتظامی به راه افتاد . معترض به زن همراهم گفتم : کجا می ریم ؟
زن: وزرا !!
من: تو گفتی کمی جلوتر پیاده می شی .
زن: می دونم . همیشه همین کار رو می کنیم [۱].

دو نفر از ماموران گشت ارشاد در حالی مزاحم شهروندان شده اند
که دیگر ماموران در نزدیکی آنها مراقب صحنه می باشند.

آنچه خواندید تنها نمونه ای از تجاوزاتی است که هر روز بر حقوق زنان و مردان این سرزمین روا داشته می شود؛ متجاوزانی به نام گشت ارشاد ابتدا به آرامی شما را فرا می خوانند تا، بدون مقاومت و هرگونه پرسشی، همراه آنان به ماشین گشت ارشاد بروید و تعهدی مبنی بر «رعایت حجاب اسلامی» بدهید. اگر کمترین اعتراضی به نقض حقوق شهروندی خود کنید، متهم به جوسازی و تحریک مردم شده [۲] و با انبوه توهین ها و تهمت ها ی آنان مواجه می شوید و یا در شیوه ای حیله گرانه به دروغ وعده رهایی شما را در چند قدم آن طرف تر می دهند [۳]، به شرطی که آرام همراه آنان وارد ماشین گشت ارشاد شوید. اما به زودی به دروغ بودن «وعده رهایی شما در چند قدمی آنجا که مردم نباشند» پی خواهید برد.

در این نوشته شیوه کار متجاوزان گشت ارشاد را از دید خود آنان بررسی خواهیم کرد تا روشن شود دغدغه اصلی آنان در مواجهه با مردم چیست و چگونه می توان از این نقطه ضعف متجاوزان گشت ارشاد علیه خودشان استفاده کرد. لازم به تذکر است که نوشته زیر برگرفته از برخورد غالب و رایج گشت ارشاد با مردم بوده و همواره استثنائات و شرایط ویژه ای وجود دارد که با این بررسی سازگار نمی باشد. با این حال، امیدواریم نوشته زیر بتواند در گرفتن تصمیمات بهتر یاری‌بخش دختران و زنان، در مقابله با گشت ارشاد، باشد.

صحنه اول: داستان یک «دستگیری»

چنانکه پیشتر در مبارزه با «گشت ارشاد»؛ دفاع از حق انتخاب آزاد پوشش و عاملی برای همبستگی جنبش سبز نوشتیم هدف اصلی گشت ارشاد نه «ارشاد»، که قدرتنمایی نظام در برابر مردم و به ویژه ارعاب زنان و دختران است. از همین روست که ماموران گشت ارشاد نه در کوچه های خلوت،  که قربانیان کاملن بی دفاع اند، بلکه در خیابان ها و میادین اصلی شلوغ شهر مستقر می‌شوند تا بتوانند در مقابل دیدگان تعداد هر چه بیشتری از مردم سیاست ارعابشان را عملی کنند [۴]. از سویی، آنان باید توجه مردم را به اعمال «قدرت مطلق» خود جلب کنند و از سوی دیگر نباید آن چنان باعث تحریک مردم پیرامون شوند که شورشی علیه گشت ارشاد در بگیرد چرا که به خوبی برای نظام و مامورانش روشن است که توده مردم به شدت از سیاستهای سرکوبگرانه و تجاوزکارانه شان خشمگین اند. برای نیل به این مقصود، در حالیکه چندین مامور در نزدیکی هم قرار گرفته اند، یک نفر از آنها از شهروند انتخاب شده، به آرامی تقاضا می‌کند که همراه او به ماشین گشت ارشاد رود. اینجاست که لحظه حساس مانور قدرت فرا می‌رسد. ماموران دیگر سعی می‌کنند پیرامون فرد گرفتار آمده و ماموری که با او صحبت می‌کند حلقه ای تشکیل دهند تا از طعمه خود محافظت کنند، توجه مردم پیرامون را جلب کنند و نهایتن از نزدیک شدن مردم به صحنه جلوگیری کنند. مامور گشت ارشادی که با شهروند گرفتارآمده صحبت می‌کند نهایت سعی خود را می‌کند تا فرد گرفتار آمده به آرامی، بدون جدل و فریاد و با رضایت خود به درون ماشین گشت ارشاد رود. تلاش مامور گشت ارشاد در این قسمت از وعده دروغ «رهایی در چند قدمی» تا «تهدید های آنچنانی برای زندانی کردن»، بسته به واکنش فرد، تغییر خواهد کرد[۳, ۵].

در ادامه عناصر شکل دهنده «دستگیری یک شهروند» را جزء به جزء بررسی خواهیم کرد.

صحنه دوم: عناصر شکل دهنده رفتار ماموران گشت ارشاد

۱- قصد ماموران گشت ارشاد نه هدایت یا ارشاد مردم که ترساندن آنها و قدرت نمایی جلوی آنهاست.
۲- رفتار ماموارن گشت ارشاد روند مشخص و سازمان دهی شده ای مشابه آنچه گفته شد دارد.
۳- گشت ارشاد در جاهای شلوغی که توجه عده زیادی را می تواند جلب کند- مانند میادین شلوغ شهر- ظاهر می شود.
۴- ماموران گشت باید هم توجه مردم را به «قدرت مطلق» خود جلب کنند و هم نباید باعث تحریک بیش از اندازه مردم در صحنه شوند.
۵- ماموری که با شهروند گرفتار شده صحبت می کند نهایت سعی خود را می کند تا دستگیری فرد به آرامی و بدون هیاهو پیش رود.
۶- صحنه ایده آل برای ماموران گشت ارشاد «حلقه مردم نظاره گر و بهت زده ای» است که دستگیری هموطن خود را در نهایت بهت و ترس، بدون هیچ اعتراضی، نگاه و قبول می کنند.
۷- اگر شهروند مورد نظر به آرامی تسلیم نشد، ماموان گشت ارشاد شهروند را تهدید می کنند.
۸- ماموران گشت ارشاد در اغلب موارد شهروندی را که مقاومت می کند به «جوسازی» متهم می کنند و ادعا می کنند این کار باعث سنگین شدن پرونده شخص می شود.

ضعف ماهیتی گشت ارشاد

همانطور که اشاره شد حساسترین بخش دستگیری افراد توسط گشت ارشاد همان نمایش همزمان اعمال قدرت در جلوی مردم نظاره‌گر و روانه کردن آرام فرد به درون ماشین گشت ارشاد است. اینجاست که فرد گرفتار شده باید با اتلاف وقت، اگر مردم متوجه ماجرا نشده اند آنها را متوجه کند و اگر متوجه هستند آنها را به صورت فعال و موثر وارد بازی چانه زنی با ماموران گشت کند [۶]. در واقع همانطور که مهمترین هدف گشت ارشاد ایجاد ترس در مردم نظاره‌گر است،‌ بیشترین ترس آنها هم مداخله موثر و فعال مردم در صحنه برای میانجیگری و یا، در حالتی بحرانی‌تر، اعتراض دسته جمعی آنها برای دفاع از هم وطن خویش است [۷].

این نقطه ضعف- چنانکه در ماجرای فرار ماموارن گشت ارشاد در رشت کاملن آشکار شد- چنان مهم و حیاتی است که با کوچکترین اعتراضی از سوی شهروند گرفتار شده، ماموران او را متهم به «جوسازی» و تهدید به «سنگین تر شدن پرونده» می کنند. هر چند شواهد و خاطره های منتشر شده تا کنون بر واهی بودن بیشتر این تهدیدات دلالت می کند ولی اگر شهروند گرفتار آمده بتواند توپ اعتراض به ماموران را در زمین مردم نظاره گر بیندازند آن وقت با احتمال بسیار بالایی می توان گفت این اتهامات و تهدیدات ادعایی بیش نخواهند بود و اجرا نخواهند شد.

سخن پایانی: در این نوشته با مرور خاطره ای از دستگیری شهروندان توسط گشت ارشاد به بررسی دقیق تر رفتار ماموران گشت ارشاد پرداختیم. با توجه به اینکه هدف غالب ماموران گشت ارشاد، مرعوب ساختن مردم است و نه ارشاد آنها، نشان دادیم که بیشترین ترس ماموارن گشت ارشاد مداخله موثر و فعال مردم حاضر در صحنه برای رهایی هموطن شان از دست ماموران است. از این روی، چنانکه توضیح دادیم، می توان گفت آنچه هدف نهایی ماموران گشت ارشاد است را می توان با اعتراض و همبستگی مردم نظاره گر در صحنه تبدیل به عاملی برای مبارزه با خود ماموران گشت ارشاد کرد. در همین راستا، چنانچه پیشتر در مبارزه با «گشت ارشاد»؛ دفاع از حق انتخاب آزاد پوشش و عاملی برای همبستگی جنبش سبز نوشته بودیم، این اتحاد و همبستگی مردم برای مبارزه با گشت ارشاد می تواند در مقیاسی بزرگ تبدیل به عاملی برای همبستگی جنبش سبز با هم نیز شود.





[۱] بر گرفته از اینجا و اینجا .

[۲] اتهام «جوسازی» از سوی ماموران گشت ارشاد اغلب به افرادی که در برابر آنها مقاومت می کنند نسبت داده می شود. برای نمونه در اینجا: «وقتی سوار شدیم بد وبیراه بود که به من گفتند و پليس زن که تا آن لحظه ساكت بود؛ بد و بیراه گفت:" جوسازی کردی ومردم داشتن فیلم میگرفتن. توی کلانتری صورت جلسه می شه تا تکلیفت معلوم بشه."» یا در اینجا: «گفت چرا سوار نمی شی. اگه سوار نشی اینها به زور سوارت می کنن. من نمی خوام دردسر بشه. فکر می کنی اگه تو جوسازی کنی چیزی تغییر می کنه ؟ گفتم: همه حرفاتونو زدین اما من سوار نمی شم.» و همچنین «زنی که کنارم بود لباس فرم نیروی انتظامی نداشت. ته چشمانش رگه هایی از ترس خودنمایی می کرد. مدام اصرار می کرد که جوسازی نکنم.»

[۳] ماموارن گشت ارشاد در برابر مقاومت فرد برای سوار نشدن به ماشین گشت ممکن است به دروغ ادعا کنند که شما را چند قدم آن طرف تر که مردم نباشند پیاده می کنند. برای نمونه اینجا: «زن مستاصل نگاهی به بیرون ون انداخت و گفت : من می دونم چی می گی . اما مانتوت کوتاهه . آستینش هم کوتاهه . اگه توی جمعیت پیادت کنم دردسر می شه . بذار بریم اونور میدون که کسی متوجه نشه. ... ون با اسکورت الگانس نیروی انتظامی به راه افتاد . معترض به زن همراهم گفتم : کجا می ریم ؟
مامور: وزرا !!
من: تو گفتی کمی جلوتر پیاده می شین .
مامور: می دونم . همیشه همین کار رو می کنیم» و همچنین در اینجا: «خانمی صدام زد گفت یک لحظه بیا اینجا باهات صحبت کنم بعد می‌توانی بروی. بعد که رفتم تو مینی‌بوس فهمیدم راست نگفته.» و همچنین «گفت کاری نداریم باهات. فقط تو ماشین یک تعهد می‌دهی و می‌روی. آن موقع خیلی مودب بودند اما بعدش تو ماشین عوض شدند. تو ماشین گیر افتادم».

[۴] سیاست ارعاب در فلسفه وجودی گشت ارشاد از چند جهت قابل بررسی است. آشکارترین جنبه این ارعاب در تبلیغات و تاکیدات بی شمار اشخاصی است که در لباس مذهبی یا اجرایی از مجازات شدید «بد حجابان» سخن می گویند (اینجا، اینجا، اینجا و اینجا). جنبه بعدی سیاست ترساندن مردم در این تجاوز به حقوق شهروندی آنان در تنوع مکان هایی است که ماموارن مزاحم مردم می‌شوند،‌مکانهایی مانند خیابان ها و میدانهای شلوغ که پتانسیل حضور عده بیشتری از مردم را در خود دارند. اما ماموران گشت ارشاد در چگونگی اجرای ماموریت خویش نیز از هیچ کوششی برای ترساندن مردم و به ویژه زنان و دختران فروگزار نمی کنند. آنان به گواه نقل قول ها و خاطره هایی که تاکنون از برخودهایشان با مردم انتشار یافته است در اغلب موارد با تهدید فرد گرفتار به «سنگین شدن پرونده»، ادعای اینکه «جوسازی» می کنید و یا با توهین به افراد قصد ارعاب افراد و تحقیر آنان را دارند. برای نمونه اینجا: «[سرگرد] با فریاد گفت: "تو میکروبی.تو و امثال تو میکروبن و جامعه را به فساد میکشند ." چند فحش رکیک که قابل ذکر نیست نثارم کرد» و یا در ماجرای ضرب و شتم خبرنگار روزنامه اعتماد: «خانم [مامور] «ن» با لحنی تند گفت مسخره می کنی و از پشت سر هل داد و به زمین افتادم و [از آن پس] کشیده شدن روی آسفالت پیاده رو تا درون ون گشت ارشاد [بود در حالی که] دست چپ من برای هدایت به راه راست در دستان ماموران بود و با تمام قوایشان کشیده می شد...نمی خواستم وارد ون شوم. دست و پاهایم را گرفتند و داخل ون پرتابم کردن». اینجا نیز به موردی اشاره شده است که با اینکه برای شهروند گرفتار آمده لباسی با استانداردهای ماموران گشت ارشاد فراهم می شود، به بهانه اینکه این لباس (مانتو) از طرف خانواده شهروند گرفتار آمده فراهم نیامده است، ماموران برخورد با شهروند گرفتار آمده را ادامه می دهند و از پذیرش و تایید لباس خودداری می کنند: «در همین گیر و دار، پدر سمیرا از راه رسید. با کیسه‌ای محتوی دو مانتوی بلند ... مانتوی مادر سمیرا را داشتم تن می‌کردم که خانم نامهربان (مامور) با خشونت تمام به سمیرا گفت به چه حقی برای من مانتو آورده و نمی‌گذارد خود او هم بیرون برود.مانتو را از تن درآوردم...»

[۵] علاوه بر وعده رهایی در چند قدم آن طرف تر که مردم نباشند معمولن ماموران گشت ارشاد از توهین و تهمت برای ترساندن و تحقیر شهروندان استفاده می کنند. برای نمونه اینجا: «صدایم کرد و گفت:"دخترم!! یک لحظه بیا !کارت شناساییات رو بده"! پرسیدم برای چی؟ اتفاقی افتاده؟ گفت:"بهت میگم بده ،بده،بحث نکن بیا سوار شو"» و اینجا: «خانم ن (مامور) مدام تهدیدهای عجیب و غریب می کرد؛ از اینکه مرا کجا می برد و با من چه می کند. فکر اینکه حتی یکی از این تهدیدها راست باشد، آنقدر هراس انگیز بود که...»

[۶] برای اطلاعات بیشتر در مورد راه های جمعی مبارزه با گشت ارشاد اینجا را ببینید.

[۷] در اغلب مواردی که مردم به صورت جدی و موثر نسبت به مزاحمت ماموران گشت ارشاد برای شهروندان به صورت جمعی اعتراض کرده اند، موفق شده اند که گشت ارشاد را فراری دهند. برای نمونه ماجرای فرار ماموران گشت ارشاد دررشت و یا این خاطره درگیری مردم با گشت ارشاد را ببینید. در نگاهی متفاوت، ولی کاملن مربوط به موضوع مقاومت در برابر گشت ارشاد، این روایت خواندنی است: «یك خانم با شال بسیار نازك و آرایش غلیظ رد شد و [ماموران] صدایش نكردند اما خانم دیگری كه بسیار ساده تر بود، به جرم نپوشیدن جوراب دستگیر شد. یكی از مغازه داران این طور توجیه می كرد كه اینها می دانند اگر خانم اول را بگیرند با عرض معذرت شلوار گشتیها را از پایشان در می آورد، بنابراین كاری با او ندارند. اما دومی از قیافه اش معلوم است كه یك تشر بزنند، گریه می افتد و به راحتی او را دستگیر می كنند». این خاطره نیز به نوعی تایید کننده روایت بالاست: «دختر بلندقدی بود. همانی که آن بیرون ایستاده بود و در مقابل تلاش‌های خانم نامهربان (مامور) برای وارد کردنش به ون، با فریاد می‌گفت در کره زمین کسی وجود ندارد که بتواند او را به زور وارد این ماشین کند. نگاهم به مانتویش رفت. خداوکیلی بلند بود. آرایش بسیار زیبایی کرده بود و چشم‌هایش جذاب و دوست‌داشتنی شده بودند.خانم نامهربان مثل مادرهایی که از آبروی خانوادگی می‌ترسند، به دختر اصرار می‌کرد که وارد ماشین شود؛ آرایشش را پاک کند؛ روسری‌اش را جلو بکشد و بعد برود. اما دختر هم‌چنان از ورود به ون طفره می‌رفت و می‌گفت همه این کارها را همین بیرون ون انجام می‌دهد. بعد با حالتی نمایشی، دست‌هایش را روی لب‌هایش گذاشت و گفت: «بیا خوب شد؟» همکار خانم نامهربان گفت: «خودتم می‌دونی که این جوری رژت پاک نمی‌شه» و دختر جواب داد «آره معلومه که پاک نمی‌شه، فقط یه ذره کم‌رنگ می‌شه.»صدای دختر مرا از رؤیاهایم بیرون کشید. «هیچ کجای اسلام نگفته آرایش چشم ایراد داره. من آرایش چشمم رو پاک نمی‌کنم.» این‌جا بود که بین گیس‌کشی‌های زنانه، حضور یک مرد می‌توانست چاره‌ساز باشد. [مامور] مرد آمد و از دختر خواست که روسری‌اش را مرتب کند و برود. دختر شجاع دستی به روسری‌اش کشید و گفت: «حالا برم؟» و مرد گفت: «بله بفرمایید.» دختر با لبخند فاتحانه‌اش از کنار خانم نامهربان و همکارش گذشت.»

با سپاس از دوستانی که قبل از انتشار، نوشته را خواندند و ما را از نظراتشان آگاه کردند.

5 Comments


  1. ناشناس

    بسیار کامل و عالی نگارش شده بود و به نکته خوبی اشاره کردی. هدف فقط ارعاب هست/ Zioon

    ۱۰ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۹

  2. ناشناس

    بسيار عالي بود. خوشحالم از اينكه به حدي از بلوغ سياسي و اجتماعي رسيديم كه ميتوانيم اين موضوعها را تحليل كنيم.

    ۱۰ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۶

  3. qalatdikte

    اميدوارم در كارتان موفق باشيد . بايد گروه هايي مثل شما بيشتر بشه

    ۱۳ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۳:۴۶

  4. بهزاد

    متشکرم تحلیل دقیق و هوشمندانه ای بود

    وقتی می بینم که یک جا به جای شعار دادن و فحش دادن به طور دقیق اعمال جبهه مخالف رو تحلیل میکنن حسابی سر حال میام و امیدوار میشم

    ۷ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰:۵۸

  5. 23 خرداد گفته:

    با تشکر از تمام دوستان. تجزیه و تحلیلی که در این نوشته انجام شده، بر پایه تجارب و گزارشات مختلفی که زنان و مردم از برخوردهاشون با گشت ارشاد مکتوب کردند. امیدواریم همه دوستان تهیه گزارش از برخوردهای مردم با گشت ارشاد رو جدی بگیرند

    ۸ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۲