‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها

کابوس‌های امشب سرداران رژیم

تگها |۱۳۹۰ مرداد ۳۱, دوشنبه

امشب بعضی‌ها خواب راحت ندارند و تا صبح کابوس می‌بینند! طفلکی‌ها!

ادامه مطلب

حجاب اجباری؛ نقطه ضعف اساسی جمهوری اسلامی

تگها ، |۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه
سایت امنیتی مشرق نیوز که وابسته به سرکوبگران مخالف «جریان انحرافی» است در نوشته‌ای سراسر تناقض آمیز به ویژه نامه «خاتون» که شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ در روزنامه ایران انتشار یافته است تاخته است.
نگاه ما در این نوشته طرفداری از دولتیان سرکوبگر (معروف به «جریان انحرافی» معتقد به ولایت امام زمان) در برابر سرکوبگران سنتی (معتقد به ولایت فقیه)نیست. بلکه تلاش خواهیم کرد با بررسی اعترافات هر دو گروه سرکوبگران که در بالا اشاره شد و گاه و بیگاه در در جنگ های داخلی خود بروز می دهند، نقطه ضعف های استراتژیک آنان را شناسایی و بازگو نماییم. بی‌شک، برای جنبش آزادی خواه ایران این آگاهی سودمند خواهد بود.
ویژه نامه «خاتون» از نگاه سایت مشرق نیوز
مشرق نیوز هرچند عاجزانه کوشش کرده است در ایرادات خود به «خاتون» به صورت مستقیم اهمیت استراتژیک مساله حجاب در ایران و غالب بودن جمعیت خواهان «آزادی پوشش» نمایان نسازد ولی در چندین مورد و در واقع در محور اصلی حمله خود به ویژه نامه ایران دراین کار ناکام مانده است؛ جایی که مشرق نیوز به تکرار از «به هم خوردن آرامش فضای کشور» بر اثر انتشار این ویژه نامه سخن گفته است یاجایی که مساله «حجاب اجباری» را  مساله ای «چالشی و جنجالی» در جامعه دانسته است.
به نوشته مشرق نیوز که دقت کنیم نگرانی های سرکوبگران در مورد مساله حجاب اجباری در جامعه به خوبی قابل دیدن است. مشرق نیوز تلاش ویژه نامه خاتون در استفاده از مساله حجاب را باعث اتفاقات و شرایط زیر دیده است:
- برهم زدن فضای آرامش کشور
- به دست گرفتن ابتکارعمل در فضای رسانه ای و افکار عمومی
- گرفتن ژست اپوزیسیونی و خود را مخالف وضع موجود نشان دادن
- خارج شدن از موضوعات اصلی و استراتژیک نظام اسلامی و وارد شدن به موضوعاتی فرعی و انحرافی
- خارج کردن نظام از قرارگاه استراتژیک و ورود به سنگرهای تاکتیکی و فرعی
- جنجالی و چالشی بودن مساله حجاب در جامعه

توجه به این نکته هم مهم است که مشرق نیوز چندین بار طرح مساله حجاب را جنجالی و چالشی دانسته است و جالب آنکه این «چالشی بودن» را نه تنها سیاسی که حتی «دینی» دانسته است: «جریان انحرافی در صدد آن است ... که ضمن طرح مسایل چالش برانگیز دینی ... موضوع "حاکمیت دوگانهرا در کشور رقم بزنند.»

نگرانی سرکوبگران از طرح مساله حجاب در جامعه و شکنندگی آنان در این زمینه
هر چند مشرق نیوز مساله حجاب را فرعی و حاشیه ای دانسته، اما حجم حمله های تند و نیزی که در چند روز گشته روزنامه ایران و نویسندگان ویژه نامه را در نوردیده است و همین طور نگرانی شدید خود سرکوبگران که برای مثال در مشرق نیوز با تکرار چنیدن باره «جنجالی و چالشی بودن» مساله حجاب آشکار شده است، به خوبی از شکنندگی سرکوبگران در برابر توجه عمومی جامعه به سرکوبگری در زمینه اجبار حجاب حکایت دارد.
به راستی باید پرسید اگر بیشترین افراد جامعه طرفدار حجاب اجباری در جامعه هستند و آن را پذیرفته اند، نگرانی سرکوبگران از چیست؟ چرا آنان طرح حتی کلیت مساله را «جنجالی و چالشی» می دانند؟ و از همه رسواتر آن را «چالشی دینی» نیز می دانند؟ آیا اعتراف بر «چالش دینی»  بودن مساله حجاب خود گواهی بر تفسیر به رای همان منابع دینی مورد استفاده سرکوبگران و وجود عقاید متفاوت در مورد حجاب (حتی از نظر دینی) نیست که سرکوبگران را حتی از جهت استدلال نظری نیز در تنگنا قرار می دهد؟
اگر به گفته مشرق نیوز مساله حجاب حاشیه ایست چگونه می توان «به دست گرفتن ابتکارعمل در فضای رسانه ای و افکار عمومی» را به طرح مساله حجاب توسط این ویژه نامه مربوط دانست؟ آیا این اعترافی به پوچ بودن ادعای سرکوبگران در حمایت بیشترین افراد جامعه از حجاب عمومی و خدشه دار شدن «عفت عمومی» بر اثر «آزادی پوشش» نیست؟
و درنهایت چرا از نگاه سرکوبگرانه ای که در مشرق نیوز هم نمایندگی می شود گرفتن «ژست اپوزیسیونی» می تواند برای گروه رقیب (همان به اصطلاح «گروه انحرافی») سودمند باشد؟ آیا این نیز اعترافی به اکثریت داشتن آزادی خواهان در جامعه امروز ایران نیست؟
نتیجه: هرچند از هر دو گروه سرکوبگری که این روزها بار دیگر برای منافع گروهی خود در برابر هم قرار گرفته اند هیچ کدام دغدغه آزادی بیان و عمل را در کارنامه خود نداشته و ندارند، ولی توجه به انتقادات این دو گروه از یکدیگر آشکار کننده نقطه ضعف های استراتژیک آنان خواهد بود. ویژه نامه خاتون هم هر چند از سوی احمدی نژاد و همکیشانش به جهت استفاده سیاسی برای انتخابات آینده مجلس تهیه و تدوین شده است، اما بار دیگر شکنندگی سرکوبگران در برابر طرح گسترده مساله «آزادی پوشش» در جامعه را آشکار و تایید کرد. بر جنبش آزادیخواه است که با پیگیری و دامن زدن به مساله «آزادی پوشش» در جامعه در هر چه بیشتر گسترانیدن فرهنگ برابری و آزادی در جامعه کوشا و همراه باشند.
به امید آزادی

ادامه مطلب

خاطره‌ای از پلیس امنیت گیشا و معضل جدید جمهوری اسلامی: بی‌حجابان!

تگها ، ، |۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه
عکس تزیینی است

دوستی که برای پیگیری کارش چندین بار در دو ماه اخیر به پلیس امنیت گیشا (پشت کلانتری ۱۳۷ گیشا-شهرآرا) رفته بود٬ میگفت در کنار دختر و پسرهایی که به بهانه بدحجابی گذرشان به گشت ارشاد و پلیس امنیت می‌افتد٬ روزها جلوی پلیس امنیت گیشا افراد زیادی برای ترخیص ماشینهای توقیفی‌شان می‌آیند. در کنار در ورودی هم برگه‌های زیادی نصب شده که مشخصات ماشینهای توقیفی در آنها درج شده. نکته جالب اینکه اوائل در کنار مشخصات ماشین٬ «جرم» نیز درج شده است.
بعد از مدتی به علت اعتراض صاحبان ماشین یا هر علت دیگر مسوولان گشت ارشاد از درج علنی این اتهامات یا جرمها صرف‌نظر میکنند و این روزها بخش مربوط به جرم لاک‌گرفته و سفید دیده میشود اما دوستم میگفت هنوز جرمهای مندرج در یک برگ مشخص بود: از جمله «بدحجابی»٬ «حمل سگ!»«آلودگی صوتی»٬ «مزاحمت (یا چیزی شبیه این) و ...
اما از همه جالبتر این جرم بود: کشف حجاب!
ظاهرا سی سال بعد از اجباری کردن حجاب موسوم به اسلامی و خلق جرم جدید «بدحجابی»٬ این روزها جمهوری اسلامی محبور است جرم دیگری را به نام «کشف حجاب» به رسمیت بشناسد!
ورود «بی‌حجابان» را به صحنه اجتماعی و سیاسی کشورمان گرامی می‌داریم!

ادامه مطلب

نظام از درد «هفتم مرداد» به خود می‌پیچد!

تگها ، |۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

آرامش موقت جنبش اعتراضی مردم٬ «تمام نظام» را به تکاپوی دوباره برای آزار بیشتر زنان و جوانان تشویق کرد:
سمینارها برگزار شد٬ سخنرانها فریاد کشیدند٬ خطبای جمعه نعره زدند٬ مردم تهدیدهای گسترده‌ای شدند٬ روزنامه و سایتهای مزدور عکسها گرفتند و چرندیات منتشر کردند٬ نمایندگان مجلس از قانون چنگیزی‌شان گفتند٬ فرماندهان نیروی انتظامی از آغاز دوباره گشت ارشاد گفتند و انواع و اقسام جریمه‌ها را تشریح کردند٬ ون‌ها و بنزها و موتورهای پلیس نمایش قدرت داد٬ سرکوبگران به خیابان ریختند٬ هزاران تعهد شفاهی و کتبی گرفته شد٬ صدها نفر به مراکز پلیس امنیت برده شدند٬ ماشینهای زیادی توقیف شد٬ پرونده‌های انتظامی زیادی تشکیل شد٬ از «مجرمان» عکس گرفته شد و آنها را وادار به دادن تعهد و ابزار ندامت کردند و ...
تحقیرها و توهین‌های زیادی صورت گرفت و در یک کلام به حرمت و شأن انسان بارها و بارها توهین شد!
فرماندهان و سرداران و اربابان آنها٬ شاد از خرد کردن شخصیت انسانها نعره پیروزی سر دادند!
اما!
تمام این تلاشهای سرکوبگرانه در یک صبح گرم و آفتابی ۷ مرداد ۱۳۹۰ به سادگی برباد رفت!
به سادگی هر چه تمام‌تر نیز برباد رفت؛ با جمع شدن عده‌ای از جوانانی که شادی و جوانی میخواهند و زندگی دلخواه خود را بر «هنجارهای» عده‌ای «ناهنجار و عقب‌مانده» ترجیح می‌دهند!
و امروز
«
تمام نظام» از درد «هفتم مرداد» به خود می‌پیچد!
برای هم‌اندیشی درباره مبارزه کاراتر با گشت ارشاد٬ به صفحه فیسبوک تجربه‌ها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد بپیوندید!
ادامه مطلب

تبریک به مقام معظم رهبری به مناسب موفقیت عملکرد یک‌ماهه گشت ارشاد

تگها ، |۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه
چند روز پیش سردار رادان از موفقیت اجرای یک‌ماه طرح گشت ارشاد سخن گفتند٬ جا دارد ما نیز در صفحه تجربه‌ها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد این موفقیت را به سردار رادان٬ نیروی انتظامی و به ويژه پیشوای مسلمین جهان٬ مقام معظم رهبری٬ آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تبریک و تسلیت عرض بنماییم.

برای مبارزه کاراتر با گشت ارشاد٬ به صفحه فیسبوک تجربه‌ها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد بپیوندید!

ادامه مطلب

زندانیانی که یک روز مرخصی هم برای آنها ممنوع است

تگها |۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه
بالا (از راست به چپ): شبنم مددزاده،‌ حسین رونقی،‌ کیوان صمیمی، احمد زیدآبادی،‌ بهمن احمدی امویی، مسعود باستانی
پایین (از راست به چپ): فرزاد مددزاده،‌ ضیا نبوی، مجید توکلی، عیسی سحرخیز، عدالله مومنی، مهدی محمودیان

ادامه مطلب

درد رژیم٬ امنیت زنان است یا تحقیر و سرکوبشان؟

تگها ، ، ، |۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

یکی نیست بگه زمان کارناوالهای انتخاباتی٬ دخترها و جوونای طرفدار موسوی و احمدی‌نژاد با پوششهای مختلف و دلخواهشون می‌اومدند چی شد؟ آمار تجاوز رفت بالا؟ شبها ناامنتر شد؟ مردها بدتر شدند؟ یا نه٬ اتفاقا همه خوشحالتر بودند و مردم تا نصفه شب هم راحت تو خیابون بودند؟
شیادان! درد شما امنیت زنان است یا تحقیر و سرکوبشان؟
ادامه مطلب

چرا باید علیه برنامه اتمی جمهوری اسلامی افشاگری و مبارزه کرد؟

تگها ، |۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه
نوشته پیش رو چکیده‌ی همراه با حاشیه نویسی و همچنین باز نشری از مقاله های محمدرضا نیکفر در مورد خطرات برنامه اتمی جمهوری اسلامی است که کوشیده ایم آنها را با توجه به اعتراضات و تصمیمات جهانی که بعد از نگارششان توسط نیکفر گرفته شده بود بار دیگر به یاد جامعه آزادی خواه بیاوریم.
مقدمه: بعد از حادثه اتمی نیروگاه فوکوشیما در اسفند ۱۳۸۹ بر اثر زلزله و سونامی ناشی از آن، سلسله اعتراض های جدیی در کشورهای عمده-دموکراتیک جهان نسبت به پدیده اتمی شدن شکل گرفت که جای خرسندی بسیار دارد. برای نمونه در روز ۱۲ مارس ۲۰۱۱، یعنی در روزی که پیاپی خبرهای نگران‌کننده‌ای از فوکوشیما می‌رسید، ۶۰ هزار نفر از مخالفان نیروگاه‌های اتمی در آلمان دست به تظاهرات زدند. آنان زنجیره‌ی انسانی‌ای به طول ۴۵ کیلومتر تشکیل دادند و در نهایت آلمان که از عمده ترین تولیدکننده صنایع انرژی هسته ای در جهان به شمار می رود٬ تصمیم گرفت تا تمام نیروگاه های اتمی خود را تا ۱۰ سال دیگر تعطیل کند. در ایتالی هم٬ مردم در رفراندوم ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱ به اتفاق به برچیدن نیروگاه های اتمی رای دادند. در سوئیس هم در این زمینه تصمیمات جدی گرفته شده است. در خود ژاپن دستور بازنگری قوانین ایمنی و افزایش سطح ایمنی نیروگاه ها و تعطیلی بعضی از آنها را صادر کرده اند و همچنین مساله تعطیلی نیروگاه های هسته ای در سطح اتحادیه‌ی اروپا مطرح شده و قرار گذاشته‌اند که وضعیت امنیتی نیروگاه‌های اتمی اروپا را با توجه به آنچه در ژاپن گذشت، بازبینی کنند.
توجه به این نکته مهم است که اعتراض های جهانی نسبت به برنامه های اتمی بیشتر محدود به خطرات بسیار جدی زیست محیطی نیروگاه های هسته ای بوده است در حالی که برنامه اتمی ایران به جهت تاثیر فزاینده ای که بر قدرت سرکوبگری رژیم ج.ا. خواهد داشت پیچیده تر و خطرناکتر و در نتیجه شایسته توجه هرچه بیشتر منتقدان آزاداندیش است.
«کیش اتم» در جمهوری اسلامی
برنامه اتمی نظام جمهوری اسلامی برخلاف برنامه های اتمی خیلی از کشورهای دیگر تنها محدود به تولید انرژی برق نیست زیرا سرکوبگران حکومت ج.ا سیاست اتمی شدن را به موجودیت خود گره زده اند؛ آنان با بحرانی کردن اوضاع کشور به بهانه «دستیابی به صنعت اتمی به هر قیمتی» بر طول و عرض دستگاه امنیتی خود افزوده اند. در نگاهی کلی می توان گفت حکومت اسلامی در دور اول حیات خود سرنوشت خود را به جنگ گره زد. جام زهر صلح را که نوشید، جانشینی برای تداوم سیاست «جنگ جنگ تا پیروزی» پیدا کرد و آن «حق مسلم هسته‌ای» بود. به عبارتی دیگر در نگاهی استراتژیک، ولایت فقیه از ابتدا بر تکنیک استوار بود، نخست تکنولوژی سرکوب را سازمان داد، در جریان جنگ لشکر خود را ساخت و تقویت کرد، آن را ستون اقتصاد قرار داد و در ادامه بر آن شد آن را اتمی کند.
اتم هم کارکردی سرکوبگرانه دارد، چون تقویت کننده دستگاه سرکوب و نظامی‌گری است، هم کارکردی اقتصادی، چون بودجه‌ی کلانی را وارد صندوق «دستگاه سرکوب» می‌کند و بوروکراسی عظیمی را تغذیه می‌کند، و همچنین دارای کارکرد ایدئولوژیک است و رکنی اساسی از تبلیغات حکومتی است.
اما این سیاست، کشور را منزوی کرده، باعث خسارت‌های اقتصادی و سیاسی فراوانی شده، جو منطقه را مسموم کرده و علاوه بر آن محملی شده است تا رژیم با افزایش فشارهای امنیتی خود جو امنیتی موجود در کشور را تشدید کند. متاسفانه رژیم توانسته است با تکیه بر شعار «حق مسلم» امکان تازه‌ای برای تحمیق توده‌ها و استفاده از احساسات ناسیونالیستی برای پیشبرد برنامه‌های امنیتی و سرکوبگرانه خود بیابد. اورانیوم اکنون جایگاهی قدسی یافته است. ولایت فقیه در اندیشه‌ی اتمی شدن است با این امید که «ولایت فقیه هسته‌ای» بقای تضمین‌شده‌ای یابد.
وضعیت و موضع گیری نیروهای منتقد و مخالف جمهوری اسلامی
نیروها و احزاب منتقد یا حتی مخالف ج.ا متاسفانه نه قبل و نه بعد از حادثه اتمی فوکوشیما در ژاپن حساسیتی نسبت به برنامه اتمی ج.ا. نشان نداده اند. این موضع انفعالی از سوی نیروهای منتقد و مخالف از دو وجه قابل تامل است: عدم توجه به اثرات سوء محیط زیستی برنامه های اتمی ج.ا و عدم توجه به سرکوبگرانه بودن برنامه اتمی ج.ا. که از این دیدگاه می تواند «کیش اتم» نیز نامیده شود.
باید توجه داشت که حساسیت ایرانیان نسبت به آلودگی‌های محیط زیستی و خطرهای تکنولوژی به صورت کلی اندک است. دست کم بر پایه مقاله‌هایی که در اینترنت و نشریه‌های چاپی ایرانی منتشر می‌شوند، می‌توان به چنین قضاوتی رسید. متاسفانه نیروهای منتقد و مخالف ج.ا. هم در این زمینه نقشی فراتر از استاندارد پایین جامعه ایرانی در این زمنیه بازی نکرده اند. مثال ها در این زمینه فراوانند؛ در کمتر حادثه یا اتفاق ناگواری که علاوه بر خسارت های انسانی،‌ محیط زیست نیز دچار زیان شده است می توان نشانی از نگرانی جدی منتقدان نسبت به تخریب محیط زیست دید.
نیروهای منتقد و مخالف آزادی خواه که در برابر نقض آزادی های اساسی توسط سرکوبگران موضع گیری کرده یا می کنند، از توجه به جنبه سرکوبگرانه برنامه اتمی ج.ا. نیز غافل مانده اند و حساسیتی نشان نداده اند. باید دانست انتقاد از ولایت فقیه بدون انتقاد از وجه اتمی آن، انتقادی ناقص است. نیکفر در مقاله خود این عدم حساسیت نیروهای مخالف آزادی خواه را از سه جنبه قابل ارزیابی می داند. او می نویسد «این بی‌توجهی‌ها نشان می‌دهد که در مورد خطر اتمی، ناآگاهی ژرفی در جامعه وجود دارد. ناآگاهی‌ای در حد بیسوادی، مصلحت‌گرایی‌ای که توجیه آن این است که حمله به سیاست اتمی رژیم گشودن جبهه‌ی تازه‌ای است که به نفع مخالفان نیست، و همچنین آلوده بودن به سموم ایدئولوژی عظمت‌طلب سه عامل اصلی این فقدان حساسیت هستند. مبارزه برای دموکراسی اگر بر این ضعف غلبه نکند، از انجام یک مسوولیت مهم و محتملا سرنوشت‌ساز سر باز زده است».
به گمان نیکفر علاوه بر بی دانشی و ناگاهی جامعه در مورد خطرات زیست محیطی و امنیتی برنامه اتمی ج.ا. و همچنین رویکرد اشتباه نیروهای آزادی خواه در چشم پوشی از اعتراض به برنامه اتمی ج.ا. از ترس گشودن جبهه ای جدید در برابر خود عامل مهم دیگری هم در این میان به این عدم حساسیت نیروهای مخالف دامن زده است. عامل سوم که گاه به نظر می رسد مهمترین عامل هم می باشد چیزی نیست به جز تحت تاثیر قرار گرفتن و اعتقاد خود نیروهای منتقد و مخالف ج.ا. به داشتن «حق مسلم» در دستیابی به انرژی هسته ای و «عظمت» ناشی از آن! به عبارت دیگر تبلیغات ایدئولوژیک حکومت در زمنیه «حق مسلم» دستیابی به انرژی هسته ای به هر قیمتی، چنان ماهرانه پیش برده شده‌ که توانسته است مرز پوزیسیون و اپوزیسیون را درنوردد و در نتیجه آن نیروهای مخالف آزادی خواه نتوانسته یا حتی نخواسته اند که اصل سیاست اتمی شدن ج.ا را زیر سوال ببرند. در این صورت نمی توان انکار کرد که همردیف شدن با پاکستان اتمی، واجد افتخار نیست، اما خطرهای عظیمی در بر دارد.
جایگاه افشاگری در مورد برنامه اتمی ج.ا. در مبارزه برای آزادی
در این شکی نیست که برای نیروی منتقد مهم‌ترین موضوع آزادی است. زیرا در صورت وجود آزادی است که می‌توان به برنامه اتمی هم رسیدگی کرد، آن را بررسی و نقد کرد و درباره‌ آن تصمیم درستی گرفت. خواست آزادی اما نه تنها منافاتی با مخالفت فعال با برنامه اتمی رژیم ندارد، بلکه همبسته با آن است. در جایی که حتی ولی فقیه در نمونه‌ای چون کهریزک به «غیر استاندارد» بودن زندان اعتراف می‌کند، باید بپذیریم که افشاگری در مورد شکنجه و کشتار در زندان‌ها هنوز نفی کل موجودیت رژیم نیست. زندان، مظهر جنایتکاری رژیم است، اما دیگر تاریکخانه رژیم محسوب نمی‌شود. گوشه‌‌ای مهم از تاریکخانه رژیم، همان مرکزی است که در آن سیاست اتمی را طرح‌ریزی می‌کنند. پول‌های کلان، مبادلات سری و انواع و اقسام شرکت‌های پوششی- تشکیلاتی مافیایی... در این گوشه به شدت مرموز، در مورد این مسائل تصمیم‌گیری می‌شود. «اتم» اسم رمز کل مافیای رژیم است، مافیایی که از قبل تحریم سود می‌برد و چنان حیله‌گر و نیرومند است که تا کنون توانسته است مانع افشای ماهیت و کارکرد خود شود.
فقدان شفافیت یعنی سپردن سرنوشت کشور و منطقه به دست خطری کور با قدرتی هیولایی که از نسل‌های آینده هم قربانی خواهد گرفت. اگر اپوزیسیون بر سیاست اتمی حکومت نظارت انتقادی می‌کرد، آنگاه خطرها برطرف نمی‌شدند، اما این اطمینان برقرار می‌شد که در صورت بروز غفلت و ندانم‌کاری، ملت از تهدید جدی‌ای که وجود دارد، آگاه می‌شود. آیا نیروهای منتقد به آن سطح از آگاهی نرسیده‌اند که خطر تکنولوژی اتمی را، دست کم تا حد تأکید بر لزوم شفافیت بیشتر برای مراقبت بیشتر، جدی بگیرند؟
اصل مسوولیت و نقش نیروهای آزادیخواه
فیلسوفی به نام هانس یوناس بیش از ۳۰ سال پیش در کتابی به نام «اصل مسئولیت» خطاب به ملت‌های دارای تکنولوژی مدرن این هشدار بهنگام را داد که تکنیک مدرن برخلاف ابزار سنتی پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری دارد. او از «انسان مسوول» خواست آگاه باشد به این که آن تکمه‌ای را که فشار می‌دهد، پیامدهایی دارد، پیامدهایی که نمی‌تواند آنها را کنترل کند. او این حکم قطعی اخلاقی را پیش گذاشت که بایستی برای تصمیم‌گیری، از فرض بروز پیامدهای فاجعه‌بار عزیمت کرد.
یوناس این پیام مهم را به ما می دهد که در استفاده از تکنولوژی های مدرن «انسان مسوول» ناچار از در نظرگرفتن رویداد بدترین احتمالات است. اگر بخواهیم در برنامه اتمی ج.ا. چنین رویکردی داشته باشیم آیا هیچ توجیهی برای سکوت خود در قبال برنامه اتمی که از یک سوی محیط زیست میلیون ها انسان در منطقه ای به بزرگی تمام خلیج فارس را تهدید می کند و از سوی دیگر «تاریک خانه» ای برای سرکوب میلیون ها انسان در سرزمینی به جاودانگی و بزرگی ایران زمین تبدیل شده است، خواهیم یافت؟
منابع


ادامه مطلب

به یاد هاله سحابی و تقدیم به رهبر جانیان- شعار مرگ بر خامنه‌ای ۲۵ بهمن

تگها ، ، |۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه
ادامه مطلب

اعلامیه افشاگرانه درباره قتل هاله سحابی برای پخش در کوچه و خیابان

تگها ، |
هموطنان گرامی!
دیروز سه‌شنبه ۱۰ خرداد٬ مهندس عزت‌الله سحابی٬ رئیس شورای فعالان ملی – مذهبی و از چهره های معروف منتقد حکومت و یاران دیرین مهندس بازرگان در سن ۸۱ سالگی درگذشت. متاسفانه امروز دختر ایشان خانم هاله سحابی در مراسم تدفین پدرش به دست ماموران رژیم جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت که نهایتا منجر به مرگ ایشان شد.
هاله سحابی٬ ۵۷ ساله٬ قرآن‌پژوه، فعال ملی-مذهبی و زندانی سیاسی و از اعضای انجمن مادران صلح بود. وی در روز تحلیف احمدی‌نژاد، ۱۴ مرداد ۱۳۸۸، در میدان بهارستان پس از ضرب و شتم دستگیر شد و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی محاکمه و به دو سال حبس تعزیری و پرداخت جریمهٔ نقدی محکوم گردید. در حالی که چندی بود ایشان در حال گذراندن دوره زندان خود بود٬ با وخیم شدن حال پدر و به کما رفتن ایشان٬ توانست روزهای آخر را در کنار پدرش باشد٬ مرخصی‌ای که در کمال تاسف به قتل وی منجر شد!
شرح ماجرا از زبان شاهدان عینی
«حتی اجازه ندادند که پيکر مهندس سحابی ۱۰ قدم هم تشييع شود. ماموران امنيتی تمام شب را در خانه مانده بودند و هاله از ترس ربودن پيکر پدرش تا صبح بيدار مانده بود و قرآن می خواند. ماموران امنيتی قرار گذاشته بودند که تا سر کوچه گلستان، پيکر آقای سحابی تشييع شود اما صبح آمبولانس را آورده بودند درست جلوی در … در تمام عمرم اين همه نيروی امنيتی و نوپو را يک جا نديده بودم. من، هاله و چند زن ديگر جلو راه می رفتيم تا راه برای جسد باز شود. يک باره يک نيروی امنيتی به سمت هاله آمد که عکس پدرش را در دست داشت. عکس را از دست هاله کشيد. فرياد کشيدم که : صاحب عزاست، چکارش داری؟ که هاله بر روی زمين افتاد. فکر می کردند صحنه سازی است. فرياد می کشيدند و لگد می زدند تا از جا بلند شويم و بلندش کنيم. به صورتش ضربه زديم، آب بر سر و صورتش پاشيديم، پزشکانی که در محل بودند تنفس مصنوعی دادند اما هاله به هوش نيامد، نفس نمی کشيد.» آن گونه که شاهدان عينی کوچه گلستان در لواسان خبر می دهند، نيروهای امنيتی در اقدامی شتابزده، بدن نيمه جان هاله سحابی را در اتومبيلی انداختند و همراه همسرش به درمانگاه بردند و پيکر عزت الله سحابی را در آمبولانسی گذاشتند و به بهشت فاطميه انتقال دادند. نزديکان به خانواده عزت الله سحابی می‌گویند زمانی که آنها به بهشت فاطميه رسيدند، پشت درهای بسته ماندند تا خاکسپاری تمام شد.
احمد منتظری فرزند آیت‌الله منتظری که قرار بود برای مهندس سحابی نماز میت بخواند و به دلیل دخالت نیروهای رژیم نتوانست چنین کند٬ می‌گوید: «دقیقا هم ضرب و شتم همراه با هتاکی بود و من که در چند متری ایشان بودم، از قول تمام حضار که در کنار وی بودند متوجه شدم که یکی از چند ماموری که قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگیرد، با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد. بلافاصله نیز وی را به همراهی یک پزشک به بیمارستان منتقل کردند، که متاسفانه ایشان درگذشتند. از نکات واضح و چشمگیر مراسم امروز، حضور تیمی از ماموران امنیتی و لباس شخصی بود، که بسیار هتاک و بی ادب و خشن بودند و بیش از دفعات و مراسم مشابه گذشته، به دنبال خشونت ورزی و اِعمال ضرب و شتم و اهانت به مردم بودند و به هیچ عنوان رعایت حال خانواده های داغدار و حضار را نمی کردند».
فریدون سحابی٬ عموی هاله سحابی نیز علت درگذشت هاله را ضربه به شکم و ریه و نهایتا ایست قلبی عنوان می‌کند.
مردم آزاده و عدالت‌طلب ایران!
اطلاع‌رسانی و با خبر کردن نزدیکان و آشنایان از این فاجعه کمترین کاری است که از دست ما بر‌می‌آید!
به هر طریق ممکن در مقابل این جنایت بایستیم!

ادامه مطلب

با هر نوع شهیددزدی مخالفت کنیم!

تگها |۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

مراسم حکومتی تشییع شهید ۲۵ بهمن٬ صانع ژاله

دو روز پیش شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سال نو پیامی فرستاد. جدا از تناقضات آشکاری که در این پیام است که از جمله آن می‌توان به این اشاره کرد که اجرای کامل قانون اساسی مبتنی بر ولایت‌فقیه٬ تضمینی برای ایجاد حاکمیتی مردم‌سالار دانسته شده٬ قسمتی از این پیام چنین می‌گوید:
این روزها با یاد جوانان برومند و زنان و مردانی که به جرم درخواست اجرای کامل قانون اساسی و حقوق مسلم شهروندی؛ به شهادت رسیده ویا دربند قانون‌شکنان گرفتار آمده اند ، در پای سفره‌های سبز هفت‌سین می نشینیم...

اینجا باید از شورای هماهنگی راه سبز امید پرسید:
مگر یکی از آشکارترین ویژگیهای جنبش سبز این نبوده که در آن تنوع عقیده و گرایش وجود داشته و دارد؟ و مگر این نبوده که از همان ابتدای جنبش شعارهای براندازانه‌ای مانند جمهوری ایرانی و مرگ بر اصل ولایت فقیه از سوی بخشی از این جنبش سر داده شده؟ و مگر ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ نشان نداد که این گرایش در جنبش قویتر و پرصداتر از قبل شده؟
با این اوصاف این شورا چگونه و با چه شناختی از شهداء به خود اجازه می‌دهد که خواسته همه شهیدان جنبش را اجرای کامل قانون اساسی مبتنی بر ولایت‌فقیه بداند؟ چطور می‌توان خواسته شهیدی چون صانع ژاله را که به عنوان کردی سنی از همان ابتدای جمهوری اسلامی شاهد تبعیض این نظام علیه کردها و سنی‌ها و همینطور مبارزه مردم کردستان با این نظام بوده٬ اجرای قانون اساسی‌ای مبتی بر ولایت فقیه‌ای شیعی دانست؟
هنوز زمان زیادی از ماجرای تلخ و وقیحانه شهید‌دزدی کودتاچیان و بسیجی خواندن شهید صانع ژاله نمی‌گذرد که متاسفانه باز شاهد نوع دیگری از شهید‌دزدی هستیم!
ما از همه آزادی‌خواهان می‌خواهیم که علاوه بر اعتراض به چنین سوء‌استفاده‌هایی٬ با بیان صریحتر مطالبات خاص خودشان -مطالبات قومی٬ صنفی٬ جنسیتی و …- راه بر هر گونه سوء‌استفاده احتمالی آینده نیز ببندند. مطمئنا جنبشی دموکراتیک و برابری‌خواه تنافضی با پیگیری مطالبات برحق گروههای مختلف اجتماعی ندارد و برعکس پیگیری همین مطالبات است که به دموکراسی راستین منجر می‌شود!
ادامه مطلب

شب‌نامه «برای یک زندگی بهتر» (شماره اول)

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه
بی‌شک٬ یکی از نقاط ضعف جنبش اعتراضی مردم٬ عدم تشکل‌‌یابی مناسب و کافی بوده است. تشکل یابی و گسترش جنبش به کانون های صنفی کارگران، معلمان،  زنان و ... آنچنان برای جنبش مهم و مفید است که سرکوبگران از آغاز تا به امروز از هیچ قانون شکنی در دستگیری و آزار و اذیت فعالین کانون صنفی و اتحادیه های کارگری ابایی نداشته اند.

تصویری از پخش تک برگی در شهر تهران

دانلود فرمت بروشور؛ مناسب برای پخش در کوچه و خیابان
دانلود فرمت ساده در قطع A4؛ 
مناسب برای مطالعه شخصی و پخش در میان دوستان و آشنایان معتمد

در همین راستا گروه ۲۳ خرداد برای هر چه بیشتر آشنا شدن جنبش با تاریخچه کانون های صنفی، اقدام به معرفی چهار نفر از فعالین کانون های صنفی کارگران (منصور اسانلو)، معلمان (رسول بداقی)، زنان (عالیه اقدام دوست) و دانشجویان (مجید توکلی) کرده است.
در این نوشته سابقه فعالیت چهار فعال فوق به صورت قابل چاپ و پخش در جامعه، در قالب نوشته ای در قطع A4، تهیه شده است تا هم یاد و تمجیدی باشد از پایمردی های فعالین فوق و هم آگاهی بخش جامعه آزادی خواه و دموکرات ایران در مبارزه مدنی خود باشد.
ما امیدواریم افراد علاقه مند با پرینت و پخش این نوشته تک برگی در جامعه ما را در گرامیداشت فعالین فوق و از آن مهمتر در هر چه بیشتر آشنا کردن جنبش به اهمیت تشکل یابی و گسترش جنبش به کانون های صنفی،‌یاری برسانند.
در ادامه تصویری ار پخش تک برگی در شهر و همچنین توضیحات لازم برای دانلود و پخش آن می آید.

تصویری از پخش تک برگی در شهر تهران
دانلود فرمت بروشور؛ مناسب برای پخش در کوچه و خیابان
دانلود فرمت ساده در اندازه A4 ؛ مناسب برای مطالعه شخصی و پخش در میان دوستان و آشنایان معتمد
۱- تک‌برگی «برای یک زندگی بهتر» در دو ویرایش A4 (فرمت ساده) و A5 (فرمت بروشور) درست شده است:
الف: ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است، شامل دوبخش زیر است:
بخش رویی: این بخش که پوشش امنیتی تک برگی محسوب می شود، نوشته‌ای درباره چگونگی مواجه با مشکلات جنسی زوجین است. هدف ابتدایی و اصلی از درج این بخش تک‌برگی این است که اگر بر اثر اتفاق در همان زمان پخش٬ فردی متوجه پخش تک‌برگی شود٬ در وهله اول چشمش به این قسمت تک‌برگی -و نه بخش اصلی و سیاسی آن- بیفتد و این مساله دست کم برای زمانی کوتاه این فرصت را در اختیار فرد پخش‌کننده قرار دهد که از محل دور شود. علاوه بر این٬ سعی کرده‌ایم که برای بخش «رویی» تک‌برگی مطلبی را انتخاب کنیم که برای طیف هر چه وسیعتری از مخاطبان جذابیت داشته باشد و تک‌برگی با بی‌اعتنایی مواجه نشود.
بخش پشتی: این بخش تک‌برگی که قسمت اصلی تک‌برگی است، به معرفی چهار زندانی نامبرده در ابتدای نوشته اختصاص دارد.
ب: ویرایش کوتاه شده تک برگی که در اندازه A4 و با حروف درشت‌تر صفحه آرایی شده است:
این ویرایش که بخش «رویی» ویرایش قبلی از آن حذف شده است،‌ بیشتر به هدف توزیع در میان آشنایان قابل‌اعتماد درست شده است.
۲- چگونگی پرینت گرفتن ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است و شیوه تا زدن آن:

پرینت گرفتن: ویرایش اصلی تک برگی که در طرح یک بروشور صفحه آرایی شده است، در None ارایه شده است. بعد از باز کردن فایل های pdf ‌تک برگی، تنظیم پرینتر خود را روی None قرار دهید و فایل تک برگی را در دو روی صفحه A4 پرینت بگیرید.
تا زدن: کاغذ A4 ی که به صورت دو رو پرینت گرفته شده، دارای یک خط هاشور خورده افقی و دو خط هاشور خورده عمودی در هر صفحه است. این خطوط هاشور خورده راهنمای شما برای تا زدن تک برگی خواهند بود. برای این کار ابتدا از روی خط هاشور خورده افقی صفحه کاغذ را به گونه ای تا بزنید که ستون های شماره ۱، ۲ و ۳ روبروی شما قرار بگیرند.

در گام بعد، از روی خطوط هاشورخورده عمودی، کاغذ تا شده مرحله قبل را به گونه ای تا بزنید که یک سوی بروشور تا خورده نهایی ستون شماره ۱ و یک سوی دیگر آن ستون شماره ۴ قرار بگیرد (ستون شماره ۴ پشت ستون ۳ در تصویر زیر خواهد بود).

به این ترتیب مطابق تصویر بالا بخش رویی تک برگی که برای پوشش امنیتی و همین طور تبلیغی آن درست شده است،‌ اولین صفحه ای خواهد بود که توجه خواننده را به خود جلب خواهد کرد.
امیدواریم این تک‌برگی بتواند در تبلیغ فعالیتها و تشکلهای مدنی و همچنین توجه بیشتر به وضعیت زندانیان مفید واقع شود.


ادامه مطلب

فردا ساعت ۴ تا ۵ عصر٬ میدان امام حسین تا میدان آزادی!

تگها ، ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه
بدون شک٬ از حیث برگزاری تجمعات جنبش سبز تجارب موفق و ناموفق بسیار و ارزشمندی به دست آورده است. همانطور که شاهد بودیم دو عامل اجماع عمومی و نیروهای تاثیرگذارتر و شناخته‌شده جنبش برنامه‌ریزی این تجمعات نقش اساسی را دارد. برای مثال تجمعات هفته اول بعد از انتخابات تنها با اطلاع‌رسانی شفاهی معترضین میسر شد و تجمع حماسی ۲۵ بهمن با دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی.
فردا سه‌شنبه نیز قرار است در ادامه برنامه سه‌شنبه‌های اعتراض و همچنین به مناسبت روز جهانی زن٬ تجمعی برگزار شود. طبق روالی که به خصوص بعد از ۲۵ بهمن شاهد بودیم و همچنین با درس گرفتن از اعلام مسیر اشتباه اول اسفند (خیابان ولیعصر) اجماع عمومی بر این بوده که همان مسیر امام حسین آزادی برای تجمع انتخاب شود. علاوه بر این در نوشته ۱۵ اسفند ابراهیم نبوی که به نوعی بازگو‌کننده بخشی از نیروهای تصمیم‌گیرنده جنبش است٬ به همین مسیر امام حسین-آزادی اشاره شده است[1]. ساعت تجمع نیز گاهی ۵ و گاهی ۴ اعلام شده است که ساعت ۴ ظاهرا مقبولتر واقع شده است. تراکتهایی [2] نیز برای دعوت مردم به این مسیر پخش شده است.
در این میان اما شنبه به ناگاه شاهد این بودیم که صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن دو مسیر کاملا جدید و در واقع عجیب برای تجمع سه‌شنبه اعلام کرده است[3]. در این رابطه چند نکته حائز توجه است:
۱- نخست آنکه صفحه فیسبوکی ۲۵ بهمن همانطور که از اسمش مشخص است٬ تنها برای تشویق و تبلیغ تجمع ۲۵ بهمن ایجاد شد و پیوستن سبزها به این صفحه نیز تنها برای همین بوده است. حال مشخص نیست این صفحه که هویت گردانندگانش مشخص نیست٬ بر چه اساسی حق انتخاب مسیر برای تجمع سبزها را برای خود قائل شده است!
۲- همین صفحه پیشتر و برای اول اسفند نیز مسیرهایی تعیین کرده بود[4]٬ مسیرهایی که مهمترین کارکردش چندشقه و پراکنده کردن سبزها بود٬ کارکردی که مسیرهای جدید این صفحه برای ۲۵ بهمن نیز دارد. حال سوال این است که صفحه فیسبوکی ۲۵ بهمن پیش از انتخاب مسیرهای جدید٬ چرا هیچ نقدی از انتخاب قبلی‌اش نمی‌کند و چرا نمی‌گوید حق انتخاب مسیر را از کجا کسب کرده است؟
۳- مسیرهای انتخاب‌شده این صفحه آن‌قدر٬ عجیب است که بحث و گفتگو را درباره آن غیرضروری میکند. تنها به چند نمونه از اشکالات اساسی این صفحه اشاره‌ای میکنیم:
الف) صفحه ۲۵ بهمن برای توجیه انتخاب میدان مادر (محسنی) قرار گرفتن مجسمه نرگس عاشقان ساخته خانم رهنورد در این میدان اشاره کرده است٬ اما ارتباط برقرار کردن بین انتخاب میدان مادر برای تجمع و قرار گرفتن مجسمه‌ای در آنجا٬ از پوچ هم پوچ‌تر است.
ب) این صفحه به این اشاره کرده که انتخاب مسیر با مشورت با مادران پارک لاله (عزادار) صورت گرفته است. اما این بیشتر به سوءاستفاده از اعتبار و نام این مادران شبیه است تا مشورت٬ چرا که مادران عزادار خود هیچ ادعایی در تعیین مسیر برای تجمع سبزها نداشتد. این مادران تنها اعلام کرده‌اند که فردا ساعت ۴ در پارک لاله میعادگاه همیشگی‌شان جمع خواهند شد[5]. با توجه به نزدیکی میدان انقلاب یکی از کانونهای اصلی تجمعات مسیر امام حسین-آزادی به پارک لاله٬ سبزهایی که علاقه‌مند به همراهی با مادران عزیز باشند٬ خیلی ساده و تنها با چند دقیقه پیاده‌روی می‌توانند خود را به محل موردنظر برسانند.
۴- ما پیگیری رفتار عجیب صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن را به بعد موکول میکنیم٬ تنها اینجا از تمام معترضین سبز میخواهیم که فردا بین ساعتهای ۴ و ۵ در همان مسیر همیشگی امام حسین-آزادی حضور داشته باشند٬ مسیری که به خلق حماسه‌هایی چون ۲۵ خرداد٬ روز عاشورا و ۲۵ بهمن یاری رسانده است!

فردا عصر٬ امام حسین تا آزادی!
زنده‌باد روز جهانی زن!
زنده‌باد جنبش سبز!
این روز بر همه زنان ایران و جهان مبارک باد


[1]به دعوت شورای هماهنگی سبزها، سه شنبه برای حمایت از موسوی و کروبی در مسیر امام حسین تا آزادی مردم راهپیمایی می کنند.
http://www.rahesabz.net/story/33751/
[2]
http://img822.imageshack.us/img822/6955/11269989.jpg
http://img683.imageshack.us/img683/3055/45273104.jpg
[3]
http://www.facebook.com/note.php?note_id=133323106737694
[4]
http://www.facebook.com/25bahman/posts/143268419071491
[5]
http://www.madaraneparklale.com/2011/03/17.html
ادامه مطلب