‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها

بررسی رسانه‌های اطلاعاتی رژیم ( چهارشنبه ۲۷ بهمن)

تگها |۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه



همانطور که مطلعید رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر یکی از پروژه‌های پوچ اطلاعاتی‌اش را طراحی و در حال پیگیری و پیشبرد آن است. موفقیت و پیروزی بزرگ مردم در ۲۵ بهمن رژیم را آنچنان آزرده که میخواهد با انتساب قتل دو شهید جنبش مردم -صانع ژاله و محمد مختاری- به همراهان ۲۵ بهمن این دو عزیز و منافق خواندن آن٬ دست به سرکوب جنبش بزند.
هرچند پروژه بسیجی خواندن صانع ژاله و منافق خواندن مردم ۲۵ بهمن آن چنان مضحک است که خیلی زود دچار مشکلات بزرگ شده٬ اما با توجه به وقاحت همیشگی رژیم٬ لازم است بسیار دقیق برنامه‌های آتی دستگاه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گیرد و واکنشهای لازم به آن داده شود.
در همین راستا سعی میکنیم به طور مرتب چند رسانه اصلی دستگاه اطلاعاتی رژیم را زیرنظر بگیریم و بخشهای مهمتر آن را گردآوری و به اطلاع دوستان برسانیم.
آنچه در ادامه میبینید گزیده‌ای از مطالب رسانه جوان آنلاین٬ رسانه سپاه پاسداران در روز ۲۷ بهمن است.


جوان آنلاین:


بازداشت ۲ تروریست فراری حسینیه شیراز در آشوب اسرائیلی
«۲ تن از متهمان حادثه تروریستی حسینیه سید الشهدا(ع) شیراز که تا مدت ها فراری بودند در جریان آشوب اسرائیلی 25 بهمن دستگیر شده اند.» «گفتنی است در حادثه تروریستی حسینیه سید الشهدا(ع) شیراز که در ۲۵ فروردین ماه سال 87 به وقوع پیوست، ۱۴ تن از هموطنان شهید و ۲۰۲ نفر جانباز شدند.»



برای تطهیر موساد گفتند دكتر علیمحمدی سبز است!
«وی (حجت الاسلام رنجبران) در این باره به مهر گفت: به نظرم می‌رسد این مولفه‌ها کاملا زمینه ترور برنامه‌ریزی شده را ایجاد می‌کرده است. ترور دانشجویی که در بین دانشجویان محبوبیت ویژه داشته و نسبت به آداب و مراسم مذهبی خیلی مقید بوده و حافظ قرآن بوده و از برادران اهل سنت بوده و فردی بوده که کشته شدنش می‌توانسته منجر به سوءاستفاده‌هایی برای دشمن شود، ترور برنامه‌ریزی شده را برای ما قابل اثبات می‌کند. چرا که به نظرم می‌رسد دشمن دانشگاه‌ها را هدف گرفته است. اول اساتید ما مانند شهید علیمحمدی و شهید شهریاری را مورد هدف قرار دادند تا بتوانند اختلاف‌انگیزی کنند.»



دستگیری 7 بهائی در آشوب اسرائیلی 25 بهمن
«تعداد 7 نفر از عناصر فرقه ضاله بهائیت که در آشوب های 25 بهمن ا نقش موثری داشته و با توجه به دستورالعملهای ارسالی از سوی بیت العدل در اسرائیل عمل می کردند، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده ند.» «شایان ذکر است در آشوب های فتنه 88 نیز با دستگیری تعدادی از عوامل این فرقه پرده از اقدامات آنان برداشته شده بود.»

ویژه/بازداشت تیم منافقین مرتبط با آشوب 25 بهمن در شهرک غرب
«یک تیم تروریستی، رسانه ای منافقین در شهرک غرب تهران دستگیر شدند. بنا بر این گزارش این تیم تروریستی در روز 25 بهمن با استفاده از یک خودرو پژو تجهیز شده به ابزار جاسوسی با استفاده از ارتباطات وایمکس به هدایت تیم های ترور و ارسال اخبار اغتشاش به اربابان اسرائیلی خود مشغول بوده اند. گزارش دریافتی حاكی است مقادیر معتنابهی سلاح نیز از این هسته تروریستی کشف شده است.»



اختصاصی/خانواده منافقین بخش اصلی بدنه آشوب اسرائیلی
«قریب به 500 خانواده از معدومین و خانواده های منافقین در پروژه آشوب اسرائیلی 25 بهمن سازماندهی شده و با حضور برخی از نزدیکان و خانواده های زندانیان حوادث بعد از انتخابات و تشکیلات اعزامی منافقین آشوب های این روز رقم خورده است.»



بیانات تاریخی امام (ره) درباره تظاهرات غیرقانونی 25 خرداد/ بخش هایی از سخنرانی خمینی در واکنش به اعلام تظاهرات ائتلاف جبهه ملی، سازمان منافقین، کمونیست ها و نهضت آزادی علیه لایحه قصاص در 25 خرداد 1360
«این گروههایى که با هم ائتلاف کردند و این «جبهه ملى» که بر ضد اسلام مى‏ خواهد راهپیمایى راه بیندازند، و- مسلمانها هم همین بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سبّ اسلام بکنند و حکم ضرورى اسلام را «غیر انسانى» بخوانند! بعد از اینکه من مى بینم ائتلاف شما با اینهاست»



پناهیان:امروز شعار ما«مرگ بر ساكتین» است
اگر روزی تحمل بنی صدر ، نهضت آزادی و منتظری مصلحتی بود، این مصلحت برداشته شد و امروز نیز مصلحت تحمل فتنه گران برداشته شده است.
ادامه مطلب

گزارشی از جلسه اول مطالعاتی کتاب ایران بین دو انقلاب

تگها |
جلسه اول مطالعاتی کتاب ایران بین دو انقلاب صفحات ۵۱۵ تا ۵۲۴ با شرکت چند نفر از دوستان در بحث انجام شد. چکیده ای از موضوعات مورد بحث و همچنین گفتگوهای انجام شده در پایین آمده است.
لازم به توضیح است که جمعبندی و تیترگزاری موارد پایین از طرف گروه ۲۳ خرداد انجام شده است و گفتگوهای انجام شده لزومن در چارچوب تیترهای زیر نبوده است.
شخصیت مصدق و ملی شدن نفت: تاثیر مبارزه ملی گرایانه مصدق در قرارجدید شاه با کنسرسیوم نفتی که با سود ۵۰-۵۰ نوشته شده بود مورد تاکید قرار گرفت. این نظر مطرح شد که با اینکه بر اثر کودتای ۲۸ مرداد ملی شدن نفت به سرانجام نرسید،‌ قرارداد جدیدی که شاه با کنسرسیوم نفتی بست سود بیشتری را به طرف ایرانی می داد.
در مورد شخصیت مصدق این بحث مطرح شد که با آنکه از طرف دهقانان حمایت خاصی از او نمی شده است،‌ با این حال او حامی افزایش دستمزد دهقانان بوده است. به عبارت دیگر او حاضر بوده است برای بهتر شدن زندگی دهقانان با طبقه قدرتمند زمینداران و سلطنت‌طلبان درگیر شود.
با این حال،‌ عده ای معتقدند مصدق در مبارزه ملی کردن نقت شکست خورد زیراکه با زیاد بالا بردن سطح مطالبات عملن باعث عدم به واقعیت پیوستن آن مطالبات شد. در اینجا نکته منفی دیگری هم در مورد شخصیت مصدق مورد بحث قرار گرفت؛ منش مصدق و در واقع طرفداران جبهه ملی در برخورد با حزب توده غیر دموکراتیک بوده است زیراکه جبهه‌ی ملی (از نظر دوستان) همیشه جای حزب توده رو در بهترین حالت پشت درهای مجلس می‌دید.
گرایش های بازار در دهه سی: در مورد نقش یا ساختار بازار به این مطلب اشاره شد که در دهه سی بازار به دو گرایش حامی مصدق و حامی سلطنت تقسیم می شد و اصولن در این دوره گرایش بنیادگرا در بازار قوی نبوده است؛ توجیهی برای عدم همراهی اکثریت بازار با جریان نواب صفوی و همین طور بی تحرکی خمینی در دهه سی.
اصلاحات ارزی و عواقب آن در رویداد انقلاب ۵۷: قسمت عمده گفتگو، پیرامون ماهیت عوامل موثر در شکلگیری انقلاب ۵۷ بود. از اصلاحات ارزی که به شیوه درست انجام نشده بود به عنوانی عاملی برای پیدایش حاشیه نشین های شهری یا همان «لمپن پرولتاریا» نام برده شد. حاشیه نشین های شهری که از داشتن حداقل استاندارهای زندگی بی بهره بودند و دارای کار ثابتی هم نبودند، در جریان انقلاب ۵۷ مشغولیت دائمی پیدا کردند و دارای هویت شدند[۱]. اینان بعدتر همان کفن‌پوشان و راه‌پیمایان ابدی بودن که از چند ماه پیش از انقلاب ماهیت سرکوب‌گر خود را در راهپیمایی‌ها با تحمیل شعارهایشان و حمله به ‌بی‌حجابها نشان دادند. انقلاب بدون پشتوانه‌ی نظری روشنفکران پیروز شد و اساسا ایده‌اش نیز طرح نمی‌شد. در برابر، بدون لشکر حاشیه نشین های بالقوه فاشیست هم امکان پیروزی آن، دست کم، در کوتاه مدت وجود نداشت.
قسمتی از خاطرات غلام حسین ساعدی در همین زمینه را می خوانیم که درآن، حقیقت همراهی لمپن‌ها با بخشی از روحانیت در غصب دستاوردهای مدنی مردم و روشنفکران ایران در انقلاب ۵۷ ثبت شده است. ساعدی در کتاب «ساعدی به زبان ساعدی» نوشته است: «یک روز من از جلوی دانشگاه می‌آمدم. بعد از انقلاب بود. یکی گفت: وایسا ببینم. برگشتم دیدم یک لات، یک زنجیر هم دستش بود. گفت: روشن‌فکر. آن‌که مرا نمی‌شناخت. من اصلاً تاریک‌فکرم یا روشن‌فکرم به او مربوط نیست. لامپی هم توی کله‌ام نبود. گفت: عینکی روشنفکر وایسا ببینم. من هم ایستادم. گفت: ببینم اون چیه زیر بغلت؟ گفتم: کتاب. گفت: بینداز دور. گفتم: برای چی؟ گفت: انقلاب را ما کردیم. شماها می‌خواهید بیائید سر کار؟ گفتم: ما کاری نداریم. کدام کار؟ گفت: من زمان انقلاب شیشه‌ی پنجاه تا بانک را شکستم. تو چند تا را شکستی؟ دیدم اگر بگویم من نشکستم یا اگر مثلاً چهل و نه تا بگویم، مرا می‌زند. گفتم: من پنجاه و یک تا. گفت: پس برو و مرا نزد.»
ساعدی به‌ نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «آن موقع انقلابی بودن به معنای بی‌فکر بودن بود. یعنی تو اگر می‌خواستی یک مسأله را آنالیز کنی، باز کنی، رگ و ریشه‌اش را پیدا کنی، اصلاً انقلابی نبودی. انقلابی کسی است که مشت دارد، می‌تواند کتک بزند، انقلابی کسی است که حتماً روی سرش چادر بکشد، انقلابی کسی است که دقیقاً با جوی که پیش آمده هماهنگ باشد.»
جلسه دوم مطالعاتی کتاب ایران بین دو انقلاب بعد از دو هفته مطالعه و شرکت عده ای از دوستان در گفتگو به زودی به پایان می رسد. چکیده ای از گفتگوی نوبت دوم نیز به زودی منتشر خواهد شد.
برای آشنایی با جلسه های مطالعاتی کتاب ایران بین دو انقلاب اینجا را ببینید. همچنین کتاب ایران بین دو انقلاب را از اینجا دانلود کنید.
برای شرکت در جلسه های مطالعاتی کتاب ایران بین انقلاب می توانید با آدرس 23khordaad@gmail.com تماس بگیرید.
گروه ۲۳ خرداد


[۱]حسین نوش آذر می نویسد: برندگان واقعی انقلاب همین لمپن‌ها بودند؛ همین حاشیه‌نشین‌ها که ملاک انقلابی بودن را در تعداد شکستن شیشه‌های بانک‌ها تصور می‌کردند؛ و از طریق شکل‌گیری همین لمپن‌ها در دهه‌ی انقلاب است که می‌توان پدیده‌ی لباس‌شخصی‌ها در ایران را توضیح داد. البته این پدیده‌ی تازه‌ای نیست و پیش از انقلاب هم چماق‌به‌دست‌ها بودند که به هر بهانه‌ای تظاهرات مردمی را سرکوب می‌کردند. در سال‌های انقلاب در لایه‌ی لمپن‌ها هم نوعی جابچایی اتفاق افتاد و شاید اصلاً یکی از دلایل سقوط شاه که کمتر به آن پرداخته‌اند، این باشد که لمپن‌های طرفدار او به آب و نانی رسیده بودند و از جلد لمپنی خودشان بیرون آمده بودند و این اواخر زیاد از حد فربه شده بودند و دیگر حاضر نبودند به‌راحتی چاقو بکشند. یکی از دستاوردهای انقلاب سازمان دادن به همین لمپن‌ها بود. انقلاب کاری کرد که این لایه اگر هم متمول می‌شود، متمدن نشود و همیشه دست به کارد ضامن‌دار و چوب و چماق بماند.
ادامه مطلب

سه گزارش از تجمع سه‌شنبه ۱۰ اسفند

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
سه دوستی که در تجمع دیروز -ده اسفند ۸۹- تهران حضور داشتند٬ گزارشی از مشاهدات خود نوشتند که به جهت اهمیت مکتوب شدن تجارب جنبش اعتراضی و بحث پیرامون نقاط ضعف و قوت آن در ادامه خواهد آمد. همه دوستانی که در تجمع ۱۰ اسفند و دیگرا تجمعات اعتراضی شرکت داشته‌اند٬ دعوت میکنیم که با مکتوب کردن تجاربشان٬ به جنبش در یافتن راههایی کارآمدتر برای ادامه اعتراض یاری برسانند.
تنها ذکر این نکته ضروری است که نقطه‌نظرات مطرح‌شده در سه نوشته زیر٬ نظرات شخصی دوستان است.

گزارش الف

منم رفتم.۵:۱۰ رسیدم و ۷:۰۰ برگشتم.تو خیابون آزادی، یه کم بعد از جمالزاده بودیم و داشتیم آروم راه می‌رفتیم(تعداد مون زیاد بود) که یهو ۴تا اشک آور زدن و موقع فرار یه کم الله و اکبر گفتیم.گاز‌ها رو انداختن جلو مون و منم مجبور شدم دقیقا از وسط گاز رّد شم.بعد از اون جمیعت واقعا بدجوری متفرق شد.هر کس یه جهتی‌ میرفت واسه خودش.

از یکم اسفند خیلی‌ بیشتر بودیم اما به ۲۵بهمن نمی‌رسید.

نیروهای اونها بنظر از یکم اسفند کمتر بود و من دسته‌های موتور سوار مثل اونروز ندیدم که باعث تعجبم بود.اما تو کوچه‌ها و خیابون‌های موازی با انقلاب و آزادی نیرو بیشتر گذاشته بودن.فکر کنم استراتژی شون این بود که کمی‌ پراکنده تر باشن.

یه چیزی هم که همش جلو چشم مون بود و نمیدونستم بخندم یا ناراحت باشم این بود که ۶۰_۷۰ % نیروهای بسیجی‌ شون از بچه‌های دبیرستان یا حتی راهنمایی بودن.!!

بعد از خبر فوری بی‌بی‌سی من فکر می‌کردم جمعیت خیلی‌ بیشتر بیاد و رژیم هم از ترسش یه حکومت نظامی تمام عیار رو ترتیب داده باشه.اما هر دو طرف متعجبم کردن.من که اصلا رای نداده بودم و به موسوی و کروبی نگاه انتقادی داشتم اومدم،نمیدونم چرا مردم اصلا میلیونی نیومدن.اما بدون در نظر گرفتن این،تظاهرات در حد خوبی‌ بود.(البته به جز دستگیری ها)

راجع به دستگیری ها:من تا حالا ندیدم نیروی ضدّ شورش موقعی که کسی‌ از جلوشون رّد میشه بگیرنش یا حتی بین بسیجی‌‌ها کمتر دیدم.اما نیروی انتظامی (هم تو یکم اسفند دیدم هم دیروز) به کسی‌ کوچکترین شکی میکرد میگفت: وایسا بغل یا میگفت: برو تو ماشین.به کسایی که چند نفر با هم بودن بیشتر شک میکردن.انگار تور انداخته بودن،هر کسی‌ که رّد میشد کافی‌ بود یه ذرّه بهش شک کنن.

اما البته وقتی‌ وضع شهر تقریبا آروم باشه اینکارها رو انجام میدن،اگه وضعیت به حد کافی‌ نا آروم باشه فرصت اینکارها رو ندارن،مثل ۲۵بهمن.تو ۲۵بهمن من اینجور دستگیری‌های الکی‌ رو ندیدم.

گزارش ب

من رفتم...البته طرفاي ۶:۳۰ رسيدم و ۷:۱۵ برگشتم....خيابون پر از بسيجي و نيروهاي امنيتي بود...چندجا توي خيابونهاي اطراف تجمع شكل گرفت كه بسيج حمله ميكرد و مردم رو متفرق ميكرد.اما ماشين ها به شدت بوق ميزدن ..اطراف توحيد صداي تيراندازي شنيدم...جمعيت كه خداييش كم هم نبود دو رديف خيابون انقلاب تا آزادي رو راه ميرفتن اما به هيچ وجه قابل شعار دادن نبود كه واقعا واقعا واقعا بايد يه فكري براي اين مشكل كرد چون ممكنه مردم رو دلسرد كنه...هركسي هرچقدر هم پايه باشه بعد يه مدتي كه ميبينه نميتونه شعار بده و تو سركوبه خسته ميشه و بي خيال ميشه...چهارشنبه سوري روز خوبيه اما خيلي ها از ترس اون روز نميتونن بيان كه روي اون تجمع هم بايد كار بشه چون ميشه از مواد محترقه! خطرناك استفاده كرد...اما امكان اين كارها از مردم طبقه ي بالاي تهران كمه و نياز شديدي به طبقه ي پايين تر جامعه داريم ... دوستان شماهم بگيد كه راهكارها چيه بنظرتون؟

گزارش ج

روز 10 اسفند من در حد فاصل فردوسی تا آزادی بودم ...نیروهای رژیم در خیابان اصلی و میادین از ظهر مستقر شده بودند و شامل بسیج و نیروی انتظامی و نوپو و اطلاعات سپاه بودند ... مردم از ساعت حدود 5 کم کم خیابان و معابر رو تصرف کردند . اولین درگیری بین چهار راه ولیعصر و انقلاب رخ داد که منجر به شلیک گاز اشک آور و حمله با باتوم شد . در همین حد فاصل لباس شخصیها به یک خودرو که دختر خانواده در ترافیک دستش را به علامت وی بیرون اورد با شوکر و باتوم حمله ور شدند و شیشه های خودرو رو شکستند و زمانیکه راننده اعتراض کرد با شوکر به او و دخترش حمله ور شدند که با عکس العمل وفریادهای مردم به کندن پلاک اکتفا کردند .
در میدان انقلاب زمانیکه رسیدیم ظاهرا درگیری شدیدی رخ داده بود و یک نفر رو با موتور در حالیکه روی سرش گونی کشیده بودند بردند . هر چقدر به سمت نواب نزدیکتر میشدیم حجم مردم در معابر بیشتر میشد ولی در سکوت . بسیجیها در پیاده روها خط ویژه مرتب با فریاد و نعره سعی در متفرق کردن مردم داشتند و از پیوستن مردم به نزدیک نواب جلوگیری میکردند . نیروهای رژیم با بستن فرعیهای خیابان آزادی سعی در کنترل مردم در خیابان اصلی داشتند و در نزدیکی نواب درگیریهای پراکنده منجر به شلیک گاز و حمله با باتوم به مردم شد . آنطور که شنیدم در میدان صادقیه بنر خامنه ای به آتش کشیده شده .
به نظر من حجم شرکت کنندگان فرقی با 25 بهمن نداشت ولی در 25 بهمن رژیم کاملا غافلگیر شد و مردم موفق به دادن شعار و تجمع در فرعیها شدند ولی روز 10 اسفند رژیم کاملا آماده برخورد بود و علی رغم حضور مردم نمیشد شعار داد .
ادامه مطلب

چند تجربه مفید از بازرسی‌های روز ۲۵ بهمن

تگها ، |۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

یکی از دغدغه‌های اصلی سرکوبگران در تجمعات خیابانی جدا کردن معترضین از عابران معمولی است. همانطور که دیدیم ۲۵ بهمن هم در نقاط مختلف و در ساعات مختلف (قبل از تجمع و بعد از پایان و درساعات برگشت معترضین) بازرسی‌های بسیاری صورت گرفت که متاسفانه با دستگیری‌های همراه بود که با رعایت یکسری نکات راحت قابل پیشگیری بود.

از سه دوستی که در روز ۲۵ بهمن تجربه بازرسی را داشتند و خوشبختانه توانسته‌اند به سلامت از آن بگذرند٬ درخواست کردیم که تجاربشان را در اختیار ما بگذارند٬ به این امید که برای یکشنبه اول اسفند و تجمعات بعدی بتواند مفید باشد.
تجارب خود گویا هستند٬ تنها به دو مورد ساده ولی مهمی اشاره میکنیم که میتواند خطر دستگیری را کم کند:
۱- پاک بودن: در هنگام شرکت در تجمع سعی کنید کاملا مانند عابرین عادی و بدون هیچ مساله مشکوک باشید. از لباس یا اشیای سبز٬ عینک آفتابی٬ رفتار مضطرب و هر چیزی که از نظر سرکوبگران مشکوک تلفی شود٬ باید اجتناب کرد.
۲- توجیه مناسب: خود را برای بازرسی احتمالی آماده کنید. البته هدف اولیه این است که به هر طریق (مثلا استفاده از اتوبوس) احتمال بازرسی را کم کرد ولیباید برای آن آماده بود. سعی کنید توجیهی کاملا معقول برای حضور در محل تجمع داشته باشید٬ توجیهی که کاملا قابل باور باشد.
حال تجارب دوستان را نقل میکنیم:


فرد الف:
ساعت حدود ۳ ٬ کمی مانده به مسیر تجمع


در میان جمعیت در حال عبور هستم. میبینم نیروی انتظامی در حال گشتن کیف پسری است (انگار روی کیف حساسند و نباید کیف برد). در حال رد شدنم که یکی از آنها بهم میگه بیا اینجا. میرم و سوال جواب شروع میشه:
از کجا میای؟ محله فلان. کجا داری میری؟ سینما. چه فیلمی؟ اسمش فلان است (پیشتر برنامه جشنواره را دیده بودم و فیلم و ساعت و سینمایی را به عنوان هدف انتخاب کردم). -برو!
نفس راحتی می‌کشم و بعد سریع سوار اتوبوس شدم که تا رسیدن به جمعیت٬ از شر گشت و بازرسی دوباره خلاص بشم.
بقیه روز خوب بود و شب که برمی‌گردم خانه٬ بسیار خوشحالم!


فرد ب:
كيف داشتم! سرم پايين بود و ميرفتم...
دستي روي شونم حس كردم و صدايي گفت: آقايي! كجا ميري؟!
ترسيده بودم و هيچي نگفتم....
يقه‌ام را گرفت و كوبیدم به ديوار و گفت كيفت را بده... شروع به گشتن كيف کرد و بعد جيبهایم را گشت
هيچي نميگفتم...حتي وقتي موبايلم رو مي‌گشت.....همينطور كه داشت نزديك مي شد به جيب حاوي پارچه سبز...پسر کناری‌ام فرار کرد...من ۲ انتخاب داشتم...فرار كنم يا بمانم... ماندم!
بسیجی بعد از دنبال كردن آن پسر و گرفتنش٬ دوباره سراغ من برگشت و گفت برو


فرد ج:
موقع حركت به سمت چهار راه ولي عصر
- كجا داري مي ري؟
ميرم فيلم ببينم و بليت را نشانشان ميدهم. از شانس خوب يك بليت جشنواره هم به دستم رسيده بود


موقع برگشت به سمت آزادي
- برو بالا
نه بايد برم آ‍زادي- با يك قيافه ترسيده و هراسان! توجيه خوبي هم دارم. آمده بودم فيلم ببينم، تو اين شلوغي نتوانستم و حالا بايد برگردم
خانه كه اتوبوسهایش ترمينال آ‍زادی است!


راستي تجربه سوم من مربوط ميشود به وقتي كه همراه مردم روي سكوي يك اداره دولتي نشسته بودم و خستگي در مي كردم. يك چيز مهم اينه كه اصلا به آدمهايي كه قيافه شون به بسيجي نمي خوره و خيلي تصنعي شروع مي كنند به صميمي شدن٬ اعتماد نكنيد. من خودم فقط براي بالا بردن روحيه به آدمها لبخند مي زنم يا يك سلام آرام مي دهم. در همين حين يكي با يك پالتو سياه به همراه دو نفر ديگه به جمع ما نزديك
شد و شروع كرد با چند تا از پسرها بلند بلند سر تظاهرات حرف زدن. خيلي به
نظرم مشكوك مي آمد چون لحن حرف زدنش به آدم حسابي ها نمي خورد. خيلي
قالتاق بود. بلند شدم رفتم نزديكشان٬ ديدم در دستش باتومه- البته باتوم را تو آستين گشاد پالتو كرده بود و فقط دستسه باتو از مشتش زده بود بيرون. اگر روبرویش بودي نمي‌ديدي. فقط از پشت معلوم بود. بهش گفتم حاجي دم خروست را بپا و در بین جمعيت گم شدم! خوشبختانه مردم فهميدند.

ادامه مطلب

اعلامیه توضیحی تعدادی از معترضان جنبش سبز درباره تجمع ۲۵ بهمن و شهید صانع ژاله

تگها ، |۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
جنبش سبز دوشنبه، ۲۵ بهمن٬ یکبار دیگر تلاش نمود که از حقوق شهروندی استفاده کرده و با حضور در مسیر میدان امام حسین-میدان آزادی صدای اعتراض خود را به گوش دیگر هموطنان برساند. مردم با حضور پرقدرت و وسیعشان در روز ۲۵ بهمن پیروز میدان بودند و شعارهای اعتراضی خیابانهای تهران را پر کرد. اما رژیم حاکم که از دستگیریهای وسیع و ضرب و شتم معترضان سودی نبرد، به سمت برخی از معترضان شلیک کرد که متاسفانه بر اثر این توحش رژیم،‌ حداقل دو نفر به نامهای صانع ژاله و محمد مختاری کشته شده اند.
اعلامیه توضیحی درباره تجمع ۲۵ بهمن و شهید صانع ژاله
ویرایش یک صفحه ای   ویرایش دو صفحه ای (توضیحات در پایین)
صانع ژاله (زادهٔ ۱۳۶۳) دانشجوی رشتهٔ هنرهای نمایشی دانشگاه هنر تهران و از کردهای سنی‌مذهب اهل پاوه است. در دو روز گذشته مقامات رژیم سعی کرده‌اند وی را بسیجی خوانده و قتل وی را به گردن معترضان ۲۵ بهمن بیندازند اما دلایل و مدارک بسیار بیشتری وجود دارد که نشان میدهند صانع نه تنها بسیجی نبوده بلکه از معترضان به این رژیم بوده است: شواهدی همچون اینکه صانع ژاله در فیلمی زیرزمینی به نام آجری در دیوار که به همراه همکلاسی‌هایش ساخته٬ در نقشی ظاهر میشود که نیروهای حزب‌الهی و خشک‌مغزی و دورویی‌شان را به تمسخر میکشد. بخشی از این فیلم را میتوانید از اینجا ببینید. همچنین از اینجا می توانید عکس صانع ژاله را در کنار آیت‌الله منتظری روحانی مغضوب رژیم ببینید.
اما هدف رژیم از این دزدی چیست؟
رژیم برای سرکوب و اعدام معترضان میخواهد از حیله همیشگی‌اش استفاده کرده و با متنسب کردن تجمع‌کنندگان تجمع باشکوه ۲۵ بهمن به سازمان مجاهدین (منافقین به زبان رژیم) زمینه را برای سرکوب و اعدام معترضان سبز آماده کند٬ در حالی که اولا معترضان جنبش سبز کوچکترین رابطه‌ای با سازمان مجاهدین ندارند و دوما همانطور که نشان دادیم صانع ژاله معترضی بوده که به دست خود رژیم به قتل رسیده!
برای افشای هدف کودتاچیان از دروغ پردازی درباره جنبش سبز و جلوگیری از اعدام معترضان سبز،‌ در اعلامیه زیر به شرح ماجرا پرداخته ایم.
دانلود اعلامیه:
توضیح: در ویرایش دو صفحه ای اعلامیه یک صفحه به مطلبی ظاهرا بی‌ربط اختصاص دارد. این صفحه از اعلامیه برای پوشش امنیتی فرد پخش کننده و همچنین برای جلب توجه خواننده عام تهیه شده است.

هموطن عزیز!
با اطلاع‌رسانی به دوستان و آشنایان درباره این دروغ کثیف با خطر اعدام جوانان بی‌گناه مقابله کنیم!
لطفا این اعلامیه را در اختیار دیگران هم قرار دهید!


پ.ن. پیشتر تک‌برگی مشابهی را به نام «برای یک زندگی بهتر» برای معرفی مجید توکلی٬ منصور اسانلو٬ عالیه اقدام‌دوست و رسول بداقی از چهار جنبش مختلف اجتماعی اختصاص دادیم. می‌توانید آنها را از اینجا و اینجا آنها را دانلود کنید.


ادامه مطلب

برنامه مطالعاتی مجازی- مطالعه کتاب ایران بین دو انقلاب- بخش سوم ۱۳۳۲-۱۳۵۷

تگها ، |۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه
در راستای شناخت علمی و بهتر تاریخ سیاسی و مبارزات آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه معاصر کشورمان٬ ما در گروه ۲۳ خرداد قصد داریم «برنامه مطالعاتی مجازی با محوریت تاریخ معاصر» ایران آغاز کنیم.
در این برنامه «بخش سوم کتاب ایران بین دو انقلاب» نوشته یرواند آبراهامیان استاد ایرانی‌الاصل تاریخ مورد مطالعه و بحث قرار می‌گیرد. این بخش از کتاب٬ مشتمل بر مقطع مهم و سرنوشت‌ساز سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ است.
تجمع اعتراض آمیز سیاهان آمریکا در دهه شصت میلادی
از کتاب ایران بین دو انقلاب دو ترجمه مختلف -ترجمه چاپ نشر‌نی و چاپ نشر مرکز- صورت گرفته که  هر دو در کتاب‌فروشی‌های معتبر موجود است. برای راحتی بیشتر شرکت‌کنندگان٬ به تدریج و پیش از شروع هر جلسه٬ فایل اسکن‌شده‌ای از بخش مورد مطالعه در اختیار دوستان قرار خواهیم داد. اسکن از ترجمه نشر‌نی صورت گرفته و مرجع ما نیز برای تعیین صفحات هر جلسه٬ همین نسخه خواهد بود.
نحوه کار بدین ترتیب خواهد بود که در ابتدای هر جلسه (که هر شنبه خواهد بود)٬ صفحاتی از کتاب برای مطالعه تعیین و در طی هفته و تا روز جمعه خوانده می‌شود. در این مدت دوستان شرکت‌کننده نظرات خود را درباره بخش مورد مطالعه مطرح به بحث خواهند گذاشت.
گروهی ایمیلی (در جیمیل) برای این منظور ساخته خواهد شد و ارتباط شرکت‌کنندگان از طریق ایمیل خواهد بود.
دوستانی که مایل به شرکت در جلسات مطالعاتی مجازی هستند٬ ایمیلی دال بر علاقه‌شان به شرکت در این جلسات به آدرس ما 23khordaad@gmail.com بفرستند یا از فرم پایین صفحه برای ثبت نام استفاده کنند.
لازم به ذکر است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی مانند اسپمینگ٬ ایمیلهای ارسالی اعضای جدید٬ تنها پس از تایید مدیران گروه به کل گروه ارسال خواهد شد.
برنامه کار جلسه اول
-آشنایی و معارفه دوستان
-مطالعه و بحث درباره صفحات ۵۱۵-۵۲۴ کتاب ایران بین دو انقلاب (بخش سوم: ایران معاصر فصل نهم: سیاست توسعه ناهمگون  قسمت تثبیت قدرت (۱۳۳۲-۱۳۴۲)
مباحث اصلی جلسه اول
-تسلط رژیم شاه و گسترش نهادها و روش‌های سرکوب در دهه سی
-رابطه رژیم شاه با روشنفکران و طبقه کارگر
-رابطه رژیم شاه با خانواده‌های بزرگ زمین‌دار
-رابطه رژیم شاه با طبقه متوسط سنتی و بازاری
-بحران شدید اقتصادی (۱۳۳۹) و تغییر سیاست دوگانه رژیم
-رابطه دولت دموکرات کِنِدی و شاه و تاثیرش بر تحولات داخلی
-دولت امینی و سیاستهای اصلاح‌طلبانه‌اش
-کناره‌گیری امینی و قدرت‌گیری دوباره شاه: دولت علم
-ادامه سیاستهای اصلاحات ارضی امینی و ارسنجانی تحت عنوان انقلاب سفید شاه و مردم
-قیام خرداد ۴۲ و ظهور خمینی

ادامه مطلب