
۱- اجرای نامتمرکز که توان سرکوب رو از گشت ارشاد و دیگر نیروهای رژیم میگیرد
۲- ایجاد همبستگی عملی میان بیشمار زنان و دخترانی که به حق آزادی پوشش معتقدند
۳- گامی در مسیر مبارزه و نافرمانی مدنی که گامی موثر برای کماثر و بیاثر کردن قوانین ضدبشری این نظام است
میتواند نقش مهمی در گسترش مبارزات آزادیخواهانه مردم داشته باشد. مطمئنا این حرکت عملی و هماهنگ به مرور زمینهساز طرحهای بزرگتر بعدی خواهد شد.
ما در صفحه تجربهها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد آرزوی موفقیت برای طراحان و اجراکنندگان این طرح را داریم.
در ادامه خاطرهای از اولین روز اجرای این طرح را میخوانیم:
اول قرار بود پنج نفری برویم. من و چهار دختر ناز کرمانی.
ظهر سمیه زنگ زد که نمیتواند بیاید.
نگار میخواست کتابی بخرد. روناک هوس بستنی کرد.
بلع و لیس هنوز تمام نشده بود که به کتابفروشی رسیدیم. کتابفروش با چشمان نگران، قیف بستنی مرا دنبال میکرد.
کتاب خریداری شد و بلوار را هم با قدمهای شوخ و شنگ دخترانه ترک کردیم.
از جمهوری گذشتیم و سر از آزادی درآوردیم.
ساعت پنج شد.
چهار روسری سُر خوردند روی شانهها.
پنج ثانیه حظ، پنج ثانیه سرخوشی.
روسریها برگشتند که دوباره زندان موها شوند اما موهای بلند نگار خیال نداشتند از این مرخصی کوتاه به حبس بازگردند.
پیچیدیم در کوچهای و به او در مرتب کردن روسریاش کمک کردیم.
به همین سادگی...
اولین پنج در پنج تمام شد.