‏نمایش پست‌ها با برچسب تجمع. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تجمع. نمایش همه پست‌ها

پیاده‌روی هرزه ها و آینده فمینیسم

تگها ، ، ، |۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

نوشته پیش روی ترجمه‌ای است آزاد از مقاله‌ای با عنوان «SlutWalks and the future of feminism» به قلم جسیکا والنت که در روزنامه واشنیگتون  پست در تاریخ ۳ جون ۲۰۱۱ منتشر شده است. امیدواریم  این نوشته دریچه‌ای باشد به سوی آشنایی با تاکتیک های نوین مبارزه اجتماعی و تغییر در نوع نگاه به مبارزه مدنی از حالت سنتی و انفعالی به مبتکرانه و فعال.
بیشتر از ۴۰ سال پیش بود که فمینیست‌ها سوتین‌ها و کفش‌های پاشنه‌بلندشان را در رقابت دختر شایسته سال ۱۹۶۷ به سطل زباله انداختند -که از همان زمان بود که افسانه سوتین‌سوزی ای آغاز شد که هیچوقت هم به پایان نمی‌رسد. و امروز تعدادی از زنان جوان در راهپیمایی‌هایی موسوم به «پیاده‌روی هرزه‌ها[۱]» در حالی برای اعتراض به آزار جنسی به خیابان‌ها آمدند، که پوشش‌شان چیزی بیشتر از همان سوتین‌ها و کفش‌های پاشنه‌بلندی نیست که زمانی مادران پیشروی فمینیست‌شان «اشیایی برای سرکوب زنان» می‌نامیدند.

پیاده‌روی هرزه‌ها در تورونتوی کانادا همراه با شعارهای «ما خواهان احترام هستیم»، «متجاوزان جنسی را سرزنش کنید نه قربانیانشان را»،‌ «لباس من دعوت به خشونت نیست»، «تجاوز افتخار نیست» و . . . 
پیاده‌روی هرزه‌ها نامی بحث‌برانگیز است، و همین بحث برانگیز بودن آن تا حدودی باعث انتخاب این نام توسط سازمان‌دهندگان این حرکت اعتراضی شد. همچنبن دلیل اینکه بسیاری از معترضین پوشش بسیار کمی دارند نیز همین اسم است (هرچند بعضی نیز شلوارهای گشاد می‌پوشند). هزاران زن -و مرد- بر علیه این عقیده که آنچه زنان می‌پوشند٬ می نوشند و نوع رفتارشان آنها را هدف تجاوز جنسی قرار می‌دهد تظاهرات می کنند. پیاده‌روی هرزه‌ها با حرکتی محلی که توسط پنج زن در تورنتوی کانادا سازماندهی شده بود شروع شد و حالا با برنامه هایی در بیش از ۷۵ شهر از کشورهای آمریکا و کانادا تا سوئد و آفرقای جنوبی گسترش یافته است. راهپمایی هرزه ها در کمتر از چند ماه موفق‌ترین کنش فمینیستی در ۲۰ سال گذشته شده است.
در جنبش فمینیستی که معمولا هدفش تنها حفظ زمین مبارزه و ارتباط با جامعه است٬ پیاده‌روی هرزه‌ها یادآور گذشته مردمی‌تر و گسترده‌تر فمینیسم است و به ما تصویری از آینده می‌دهد.
این راهپیمایی‌ها معمولا توسط زنان جوانی سازماندهی می شود که ابایی از به کار بردن تاکتیک های تهاجمی و تحریک برانگیز ندارند، مساله‌ای که باعث شده این رویدادها در جلب توجه رسانه‌ها و همین طور جلب علاقه شرکت کنندگان، در قیاس با کنش‌های سازمان‌های فمینیستی که از سازماندهی قوی‌تر و بودجه بیشتر برخوردارند، بسیار موفق‌تر باشند. در حالی که همه فمینیست ها ممکن است با شیوه پیام رسانی «پیاده‌روی هرزه‌ها» موافق نباشند،‌ این اعتراضات توانسته است به گونه‌ای شوق مجازی را به کنشی شخصی تبدیل کند که پیش از این در جنبش فمینیستی در چنین سطحی متحقق نشده بود.
اعتراضات بعد از آن آغازشد که  در ژانویه ۲۰۱۱ افسر پلیسی در دانشگاه یورک تورنتو به دانشجویان گفت اگر زنان می خواهند مورد تجاوز جنسی قرار نگیرند باید مثل «هرزه ها» لباس نپوشند (اگر تصور می‌کردید این حرف که «آن زن خودش هم می‌خواست»٬ مربوط به گذشته‌های دور بوده است٬ سخت در اشتباهید).
بنا به گفته هیتر ژارویس، دانشجویی در تورنتو و یکی از بنیانگذاران حرکت راهپمایی هرزه ها٬ اظهارات نامعقول و تکاندهنده افسر پلیس٬ او و دیگر سازماندگان را به گونه ای منقلب کرد که آنها شدیدا در پی جوابی برآمدند. او گفت «ما بیزار و خشمگین شده بودیم و قصد داشتیم کاری غیر از عصبانی بودن انجام بدهیم». آنها با مخالفت با این عقیده که زنان جوان به فمینیسم بی علاقه و بی توجه هستند، خود را سازماندهی کردند. آنچه که ژارویس امیدوار بود به راهپیمایی دست کم ۱۰۰ نفره بینجامد به راه‌پیمایی بیش از ۳۰۰۰ نفر تبدیل شد. تعدادی از راهپیمایی کنندگان روی تن خود عبارت «هرزه» را نگاشته بودند، دیگران هم با پلاکاردهایی که روی آنها نوشته شده بود «لباس من به معنی موافقت (رضایت) نیست» و یا «غرور هرزه‌گی» به راهپیمایی آمده بودند.
ایده ای که لباس و پوشش زنان را به احتمال اینکه  آنها مورد تجاوز قرار می گیرند ربط می دهد، باوری خطرناک است که فمینیست ها برای دهه ها سعی کرده اند نادرستی آن را نشان دهند. علی رغم همه تلاش ها و تحقیقات، این سو تفاهم فرهنگی همچنان باپرجاست. بعد از آنکه دختری ۱۱ ساله در تگزاس مورد تجاوز جنسی گروهی قرار گرفت، روزنامه نیویورک تایمز داستانی را که مورد انتقاد گسترده ای نیز قرار گرفت، منتشر کرد که توصیفی بود از اینکه چگونه آن دختر «بزرگتر از سن خود لباس پوشیده بود» و آرایش داشت؛ گویی آنکه شیوه پوشش آن دختر می توانست توجیهی برای تجاوز آن ۱۸ مرد به او باشد. در اسکاتلند، نیز، یک مدرسه راهنمایی به قصد بازداشتن کودک آزاری، درخواست کرده است که یونیفرم ها گشادتر و بلندتر شوند.
در صحبت با دانش اموزان کالج٬ آنها معمولا ابراز می‌کنند که از نظر آنها شیوه پوشش زنان نمی‌تواند توجیهی برای تجاوز به آنها باشد٬ ولی- و تقریبا همیشه یک ولی وجود دارد- آیا خود زنان نباید اینقدر عاقل باشند که لباسهای وسوسه برانگیز نپوشند؟
آنچه که من سعی دارم برای این دانش آموزان توضیح دهم قسمتی از پیامی است که اعتراضات پیاده روی هرزه‌ها هم قصد دارند در ابعادی بزرگتر به مردم منتقل کنند. که درست است تعدادی از زنان لباس هایی کوتاه، تنگ یا وسوسه برانگیز بر تن دارند- شاید به این علت که بیرون هوا گرم است، شاید به این علت که این مد روز است یا شاید فقط به این علت که آنها فکر می کنند به این صورت جذاب هستند، و این مساله هیچ اشکالی هم ندارد. زنان با هر پوششی که دارند لایق این هستند که از خشونت در امان باشند. اما حقیقت ناراحت کننده این است که یک دامن کوتاه بیشتر از آنچه که یک گونی سیب‌زمینی باعث تحریک متجاوز نمی شود.
همان طور که پلاکاردی در پیاده‌روی هرزه ها در تورنتو نوشته بود: «به ما نگویید چگونه بپوشیم. به مردان بگویید تجاوز نکنند». همین موضع فعالانه و پر از خشم پیاده‌روی هرزه هاست که من را به آینده بسیار امیدوار می کند.
فمینیسم معمولا در موضع دفاعی قرار دارد. برای مثال وقتی فعالین حقوق زنان علیه قطع بودجه برنامه «بارداری برنامه ریزی شده[۲]» می جنگیدند، سخنی از این که سقط جنین قانونی است و باید [توسط دولت] تامین بودجه شود، نمی آوردند. به جای آن، حامیان سقط جنین به عموم مردم اطمینان می دادند که کلینک های ارایه دهنده برنامه «بارداری برنامه ریزی شده» معاینات مربوط به پستان و تشخیص سرطان را هم ارایه خواهند داد. اینها البته خدماتی مهم و حیاتی هستند اما پیام این تضمین‌ها از «خواسته آزادی سقط جنین» در روزهای ابتدایی جنبش حقوقی سقط جنین بسیار فاصله داشت.
سازمان‌های با ثبات و قانونی دلیل خوبی برای انجام کارهای خود به شیوه ای که خوشایند جریان عمومی جامعه باشد٬ دارند؛ آنها نیازمند حمایت دولت و تامین بودجه خود از راه های خیریه و اهدا‌کنندگان هستند. اما در این صورت فقط پیامی سربسته و نا‌شفاف به ما خواهد رسید!
ژارویس می گوید «ما اسم بحث بر انگیزی بر خود گذاشته ایم. آیا هدف ما جلب توجه بوده است؟ بله که بوده!».

تعدادی از شرکت کنندگان با پوشیدن لباس کم -آنچه گاهی لباس «هرزگان» خوانده می شود- قصد نشان دادن این مساله را دارند که زنان با هر نوع پوششی حق زندگی اجتماعی امن را دارند و هیچ تجاوزی با نوع پوشش قربانیان موجه یا کم رنگ نمی شود. انتخاب اسم جنبش «پیاده‌روی هرزه ها» نیز به همین منظور بوده است.
میراندای نوزده ساله که در پیاده‌روی هرزه ها در دانشگاه استنفورد شرکت کرده است می گوید ایده «هرزگی» در نامگذاری این حرکت تا قسمتی با زنان جوان شرکت کننده در آن همخوانی دارد زیراکه احتمال اینکه آنها هرزه نامیده شوند بیشتر از زنان مسن‌تر است. او می گوید این نامگذاری همچنین رسا،‌ آمیخته با خشم و جذاب است٬ چیزی که معمولا در رفتن به انجمن های فعالین زن نمی توانید ببینید.
امیلی می، مدیر اجرایی ۳۰ ساله سازمان هلابک، سازمانی که علیه خیابان آزاری فعالیت می کند، برای شرکت در پیاده‌روی هرزه ها در شهر نیویورک در آگوست امسال برنامه ریزی کرده است. او می گوید «شریان های اصلی غیر انتفاعی مانند کنفرانس ها، برنامه های استراتژیک و همچنین تامین بودجه، برای پایداری تغییر لازم و ضروری هستند ولی این چیزها باعث شروع تغییر نمی شوند». او اضافه می کند «ما اغلب فراموش می کنیم تغییرات با خشم شروع می شوند و اینکه تاریخ همواره توسط افراد کله شق و قوی ساخته شده است [۳]».
بر خلاف اعتراضاتی که توسط سازمان‌های اصلی و ملی زنان تدارک دیده شده و با دقت برنامه ریزی و تامین بودجه می شوند- و حتی پلاکاردها در این برنامه ها از قبل چاپ می شوند- راهپمایی هرزه ها در شهرهای مختلف که به صورت خودجوش یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد٬ توسط احساسات خام و انرژی سیاسی زنان جوان تغذیه شده است، و این همان دلیل واقعی است که پیاده‌روی هرزه ها به عنوان آینده فمینیسم، من را تکان داده است. نه به خاطر آنکه یک نسل کامل زنان خود را به نام «هرزه» سازماندهی می‌کنند یا به این علت که این راهپیمایی ها به صورت کامل تمایل مضر قانون و رسانه ها به بازخواست قربانی خشونت جنسی را محو خواهد کرد (هر چند که فکر می کنم آنها تا حدودی در این کار موفق شوند)٬ بلکه به این علت که موفقیت پیاده‌روی هرزه ها نویدبخش ظهور روزگاری نو در سازماندهی فمینیستی خواهد بود؛ روزگاری که در آن وقتی خشم زنان در دنیای مجازی شعله‌ور شود٬ آتش این خشم به عرصه خیابانها کشیده می‌شود؛ یک حرکت محلی٬ موج های جهانی می سازد و یک حرکت فمینیستی باعث شعله‌ور شدن بحث و گفتگو و کنش هایی می شود که اثراتی پایدار روی جنبش زنان خواهد داشت.
گروه های سازماندهی شده فمینیستی موفقیت چشمگیری در سازماندهی کنش های فمینیستی در سالیان اخیر داشته اند. «حرکت برای زندگی زنان» در سال ۲۰۰۴- که توسط سازمان ملی زنان، سازمان حق انتخاب آمریکا (نارال)، بنیاد اکثریت فمینیستی[۴] و دیگران حمایت می شد- بیش از یک میلیون اعتراض کننده را علیه سیاست های ضد زن و نقض کننده حق انتخاب که توسط رئیس جمهور جورج بوش ارایه شده بودند، به خیابان ها کشاند. آن اتفاق فوق العاده ای بود اما اثرات آن اعتراض به صورت وسیعی با پایان یافتن آن حرکت رو به زوال گذاشت.
هنوز خیلی زود است که بگوییم آیا پیاده‌روی هرزه ها هم مانند آن حرکت٬ مردم را در ابعاد گستره جذب خواهد کرد یا نه. اما این دو حرکت در یک مورد کلیدی با هم تفاوت دارند؛ به جای آنکه زنان جوان توسط گروه های  از پیش‌سازماندهی‌شده٬ سازماندهی شوند، در راهپمایی هرزه‌ها زنان جوان خود را سازماندهی می کنند- چیزی که به باور من باعث خواهد شد احتمال اینکه این زنان بعد از پایان اعتراض همچنان درگیر بمانند بیشتر شود.
پیاده‌روی هرزه ها شکل ایده ال و بدون نقصی از فعالیت نیست. بعضی از فمینیست‌های منتقد بر این باورند که سازماندهندگان این حرکت با تلاش برای بازتعریف یا بازپسگیری واژه «هرزه»٬ چشم بر تعداد زیادی از زنان بسته‌اند که مخالف تصحیح واژه‌ای (هرزه) هستند که از نظر آنها غیر قابل ترمیم است. همان طور که هارشا والیا در سایت کانادیی ربل نوشته است «من شخصا باوری به درستی تمام مسائل حاشیه ی مطرح شده درباره 'هرزه ها' ندارم. من متوجه هستم که این عبارت یه صورت نامتناسبی به زنان رنگین پوست یا فقیر القا می کند که آنها به صورت ذاتی کثیف و درجه دو هستند[۵]».
گیل داینز که یک فعال مخالف پورنوگرافی است در توافق نظر با وندی مورفی که حامی حقوق قربانیان است اینگونه استدلال می کند که سازماندهندگان پیاده‌روی هرزه ها در بازی‌ای تحت کنترل مردان قرار دارند. آنها می گویند اعتراض کنندگانی که واژه «هرزه» را «به شادمانی جشن می گیرند» و پوشش کم و تحریک‌کننده‌ای بر تن دارند، در واقع پذیرای جنسیت یک «مصرف کننده پورن زده» شده اند.
صادقانه بگویم، من فکر نمی کنم هیچ کدام از این زنان به این زودی ها بخواهند در نقش «دختران امان بریده» جلوی دوربین عکاسی بروند. درست است، تعدادی از اعتراض کنندگان لباس های زیر پوشیده بودند، اما باقیشان جین و تی-شرت برتن داشتند. سازماندهندگان٬ شرکت کنندگان را تشویق می کنند که هر آنچه می خواهند بپوشند زیرا هدف همین است که گفته شود جدای از آنچه که زنان می پوشند، آنها این حق را دارند که مورد تجاوز جنسی واقع نشوند و اگر کسی قصد حمله به آنها را کرد، زنان این حق را دارند که به خاطر پوشش‌شان مورد بازخواست قرار نگیرند.
در گذشته، لباس های بحث برانگیزی که طراحی می شدند برای تاکید بر این پیام بود که زنان حق دارند احساس امنیت کنند و به صورت کامل در جامعه مشارکت داشته باشند. فعالین مدنی مدافع حقوق زنان شلوارهایی می پوشیدند که به نام فعال حقوق زنان، آملیا بلومر، شلوارهای «بلومر» نام گرفته بودند. آنها قرار بود از لباس های محدود کننده زمان خود کاراتر باشند. اما، آن زمان هم در همگامی با اعتراضات فعلی به شرکت کنندگان پیاده‌روی هرزه ها، رسانه ها نگاه مهربانانه ای به زنانی که شلوار پوشیده بودند، نداشتند. شماره ۱۸۵۱ ماه نوامبر مجله بین المللی «ماهانه» آن لباسها را «مسخره و ناموجه» نامید تا با مسخره کردن فعالین مدنی حقوق زنان آنها را زنانی بی سر و پا معرفی کند که میل سیری ناپذیرشان برای شهرت و بدنامی به راهی افتاده است که باعث منزوی شدنشان از جامعه قابل احترام خواهد شد.
شرکت کنندگان در پیاده‌روی هرزه ها با پوشیدن لباسهایی که در حالت بدبینانه می تواند «مسخره و ناموجه» لقب بگیرند، قصد منزوی کردن خود را از جامعه قابل احترام ندارند. آنها درحال ایجاد شور و شوق و تبدیل خشمشان به عمل هستند؛ همچنین آنها قصد دارند جامعه در ظاهر محترم را به جامعه ای که مردان، زنان و حتی هرزه ها را در واقعیت احترام می نهد، تغییر دهند.
جسیکا والنت، موسس سایت  Feministing.com، نویسنده کتاب «باور پاکی: چگونه علاقه مفرط امریکاییان به باکرگی، زنان را آزار می دهد» است و همچنین کتاب «چرا بچه دارند؟ حقیقت پدر و مادر شدن و خوشبختی» را در دست چاپ دارد.


[۱]: ترجمه عبارت “Slutwalk”
[۲]: ترجمه عبارت “Planned Parenthood”
[۳]: ترجمه عبارت “It’s easy to forget that change starts with anger, and that history has always been made by badasses”
[۴]: ترجمه عنوانهای “National Organization for Women, NARAL Pro-Choice America, the Feminist Majority Foundation”
[۵]: این بحث مشابه انتقادات وارد شده به مراسم «خزبازی» و یا میکروب خطاب کردن سبزها است.
ادامه مطلب

تبریک به مقام معظم رهبری به مناسب موفقیت عملکرد یک‌ماهه گشت ارشاد

تگها ، |۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه
چند روز پیش سردار رادان از موفقیت اجرای یک‌ماه طرح گشت ارشاد سخن گفتند٬ جا دارد ما نیز در صفحه تجربه‌ها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد این موفقیت را به سردار رادان٬ نیروی انتظامی و به ويژه پیشوای مسلمین جهان٬ مقام معظم رهبری٬ آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تبریک و تسلیت عرض بنماییم.

برای مبارزه کاراتر با گشت ارشاد٬ به صفحه فیسبوک تجربه‌ها و راهکارهای مبارزه با گشت ارشاد بپیوندید!

ادامه مطلب

فردا ساعت ۴ تا ۵ عصر٬ میدان امام حسین تا میدان آزادی!

تگها ، ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه
بدون شک٬ از حیث برگزاری تجمعات جنبش سبز تجارب موفق و ناموفق بسیار و ارزشمندی به دست آورده است. همانطور که شاهد بودیم دو عامل اجماع عمومی و نیروهای تاثیرگذارتر و شناخته‌شده جنبش برنامه‌ریزی این تجمعات نقش اساسی را دارد. برای مثال تجمعات هفته اول بعد از انتخابات تنها با اطلاع‌رسانی شفاهی معترضین میسر شد و تجمع حماسی ۲۵ بهمن با دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی.
فردا سه‌شنبه نیز قرار است در ادامه برنامه سه‌شنبه‌های اعتراض و همچنین به مناسبت روز جهانی زن٬ تجمعی برگزار شود. طبق روالی که به خصوص بعد از ۲۵ بهمن شاهد بودیم و همچنین با درس گرفتن از اعلام مسیر اشتباه اول اسفند (خیابان ولیعصر) اجماع عمومی بر این بوده که همان مسیر امام حسین آزادی برای تجمع انتخاب شود. علاوه بر این در نوشته ۱۵ اسفند ابراهیم نبوی که به نوعی بازگو‌کننده بخشی از نیروهای تصمیم‌گیرنده جنبش است٬ به همین مسیر امام حسین-آزادی اشاره شده است[1]. ساعت تجمع نیز گاهی ۵ و گاهی ۴ اعلام شده است که ساعت ۴ ظاهرا مقبولتر واقع شده است. تراکتهایی [2] نیز برای دعوت مردم به این مسیر پخش شده است.
در این میان اما شنبه به ناگاه شاهد این بودیم که صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن دو مسیر کاملا جدید و در واقع عجیب برای تجمع سه‌شنبه اعلام کرده است[3]. در این رابطه چند نکته حائز توجه است:
۱- نخست آنکه صفحه فیسبوکی ۲۵ بهمن همانطور که از اسمش مشخص است٬ تنها برای تشویق و تبلیغ تجمع ۲۵ بهمن ایجاد شد و پیوستن سبزها به این صفحه نیز تنها برای همین بوده است. حال مشخص نیست این صفحه که هویت گردانندگانش مشخص نیست٬ بر چه اساسی حق انتخاب مسیر برای تجمع سبزها را برای خود قائل شده است!
۲- همین صفحه پیشتر و برای اول اسفند نیز مسیرهایی تعیین کرده بود[4]٬ مسیرهایی که مهمترین کارکردش چندشقه و پراکنده کردن سبزها بود٬ کارکردی که مسیرهای جدید این صفحه برای ۲۵ بهمن نیز دارد. حال سوال این است که صفحه فیسبوکی ۲۵ بهمن پیش از انتخاب مسیرهای جدید٬ چرا هیچ نقدی از انتخاب قبلی‌اش نمی‌کند و چرا نمی‌گوید حق انتخاب مسیر را از کجا کسب کرده است؟
۳- مسیرهای انتخاب‌شده این صفحه آن‌قدر٬ عجیب است که بحث و گفتگو را درباره آن غیرضروری میکند. تنها به چند نمونه از اشکالات اساسی این صفحه اشاره‌ای میکنیم:
الف) صفحه ۲۵ بهمن برای توجیه انتخاب میدان مادر (محسنی) قرار گرفتن مجسمه نرگس عاشقان ساخته خانم رهنورد در این میدان اشاره کرده است٬ اما ارتباط برقرار کردن بین انتخاب میدان مادر برای تجمع و قرار گرفتن مجسمه‌ای در آنجا٬ از پوچ هم پوچ‌تر است.
ب) این صفحه به این اشاره کرده که انتخاب مسیر با مشورت با مادران پارک لاله (عزادار) صورت گرفته است. اما این بیشتر به سوءاستفاده از اعتبار و نام این مادران شبیه است تا مشورت٬ چرا که مادران عزادار خود هیچ ادعایی در تعیین مسیر برای تجمع سبزها نداشتد. این مادران تنها اعلام کرده‌اند که فردا ساعت ۴ در پارک لاله میعادگاه همیشگی‌شان جمع خواهند شد[5]. با توجه به نزدیکی میدان انقلاب یکی از کانونهای اصلی تجمعات مسیر امام حسین-آزادی به پارک لاله٬ سبزهایی که علاقه‌مند به همراهی با مادران عزیز باشند٬ خیلی ساده و تنها با چند دقیقه پیاده‌روی می‌توانند خود را به محل موردنظر برسانند.
۴- ما پیگیری رفتار عجیب صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن را به بعد موکول میکنیم٬ تنها اینجا از تمام معترضین سبز میخواهیم که فردا بین ساعتهای ۴ و ۵ در همان مسیر همیشگی امام حسین-آزادی حضور داشته باشند٬ مسیری که به خلق حماسه‌هایی چون ۲۵ خرداد٬ روز عاشورا و ۲۵ بهمن یاری رسانده است!

فردا عصر٬ امام حسین تا آزادی!
زنده‌باد روز جهانی زن!
زنده‌باد جنبش سبز!
این روز بر همه زنان ایران و جهان مبارک باد


[1]به دعوت شورای هماهنگی سبزها، سه شنبه برای حمایت از موسوی و کروبی در مسیر امام حسین تا آزادی مردم راهپیمایی می کنند.
http://www.rahesabz.net/story/33751/
[2]
http://img822.imageshack.us/img822/6955/11269989.jpg
http://img683.imageshack.us/img683/3055/45273104.jpg
[3]
http://www.facebook.com/note.php?note_id=133323106737694
[4]
http://www.facebook.com/25bahman/posts/143268419071491
[5]
http://www.madaraneparklale.com/2011/03/17.html
ادامه مطلب

پخش ۹۰ نسخه تراکت تجمع سه‌شنبه روز جهانی زن در جنوب تهران

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

به همت یکی از دوستان٬ در چندین ایستگاه اتوبوس در مناطق جنوبی تهران٬ ۹۰ نسخه از تراکت دعوت به تجمع سه‌شنبه روز جهانی زن پخش شد. با توجه به منطقه پخش٬ در متن تراکت علاوه بر خواسته برابری زن و مرد و اعتراض به خفقان٬ به معضلات اقتصادی هم اشاره شده است.

متن تراکت چنین است:
در اعتراض به سرکوب و خفقان و زندان
در اعتراض به فقر و گرانی و بیکاری
و
 در اعتراض به تبعیض علیه زنان
و برای برابری زن و مرد
سه‌شنبه ۱۷ اسفند٬ مصادف با ۸ مارس -روز جهانی زن
ساعت ۵ عصر٬ از امام حسین تا آزادی
ما همراهان جنبش سبز
به خیابانها خواهیم آمد.
ادامه مطلب

نکاتی درباره پخش تراکت+تراکت برای تجمع سه‌شنبه ۱۷ اسفند٬ روز جهانی زن

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه
یکی از دوستان در نوشته‌ای به نکاتی برای بالاتر بردن امنیت پخش تراکت اشاره کرده است. نوشته ایشان را به اضافه تراکتهایی که برای تبلیغ تجمع ۱۷ اسفند تهیه شده٬ در ادامه خواهید دید. مطمئنا تجارب دیگر دوستان در پخش تراکت و اعلامیه می‌تواند اعتلابخش مبارزه مردمی باشد:
بهترین زمان پخش تراکت ها در اطراف محل سکونت، یکی اول صبح است که به سرکار می روید. معمولا ساعات 6 تا 8 صبح که میتواند یک ساعت زودتر یا دیرتر هم باشد و زمان دیگر ساعات پایانی شب از ساعت 21 تا 24.از ساعت 24 به بعد احتمال این است که موتوری های بسیجی در خیابان ها باشند.برگه هایی رو که پرینت گرفتید با قیچی جدا کنید، اگر در مجتمع آسانسوردار زندگی می کنید،تراکت ها رو در داخل آسانسور بگذارید.در حیاط مجتمع حواستان باشد که اطراف دوربین های مدار بسته کاری رو انجام ندهید.در اطراف محل به دوربین های مداربسته بانک توجه کنید.هنگام رفتن به محل کار بهترین زمان ممکن است.در مسیر معمولا افراد عجله دارند و تعداد کمی هوش و حواس دارند.هرجا که احساس کردید می توانید تراکت رو که اندازه کوچکی دارند جا بگذارید.مثلا در ایستگاه اتوبوس تراکت ها رو یک گوشه ای جا بگذارید و بلند شوید و سوار اتوبوس شوید. در داخل کوچه اگر کسی نبود به بهانه کفش بستن چند تراکت روی زمین بگذارید.در حالیکه در داخل کوچه قدم می زنید، چند تراکت رو بر روی صندوق های پستی بگذارید.جلوی درب های ورودی چند تراکت بگذارید..این نحوه پخشی که بالا گفته شد کاملا بی خطره و خیلی راحت با رفتار عادی میشه آن را انجام داد. در همین حد هم کافیه و اگر خواستید بیشتر فعالیت کنید سعی کنید در یکی از دو زمان گفته شده یا در طول روز به جاهای دیگر شهر هم که احتمال فعالیت کمتری دارد سر بزنید.توصیه همان ساعات اولیه صبح است.وقتی به محل مورد نظر رسیدید، تعدادی از تراکت ها رو روی زمین جا بگذارید.عابران بطور معمول به چیزهایی که بر روی زمین هستند توجه می کنند و نیازی به خطر بیشتر نیست.در مسیر برگشت از سرکار یا کلاس هم می توانید این تراکت ها را در اتوبوس(مخصوصا در سبد کتاب) یا مکان هایی که احساس کردید خطری ندارد بگذارید.اگر دانشجو هستید در داخل دانشگاه می توان در قالب سری های ده تایی تراکت ها را داخل روزنامه گذاشت.توصیه به بچه هایی که دوست دارند خطر کمتری کنند این است که تراکت ها را تک تک و در بوفه های دانشکده ها ، میزهای کار توی سالن ،سایت ، داخل سلف و داخل اتوبوس های درون دانشگاه بگذارند.البته باید مراقب دوربین های داخل دانشکده که معمولا بالای درب ورودی هستند باشید.

در اعتراض به سرکوب و خفقان و زندان
در اعتراض به فقر و گرانی و بیکاری
و
در اعتراض به تبعیض علیه زنان
و برای برابری زن و مرد

سه‌شنبه ۱۷ اسفند
مصادف با ۸ مارس -روز جهانی زن
ساعت ۵ عصر٬ از امام حسین تا آزادی
ما همراهان جنبش سبز
به خیابانها خواهیم آمد


ادامه مطلب

تراکت برای تجمع سه‌شنبه ۱۷ اسفند روز جهانی زن

تگها ، ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

در اعتراض به سرکوب و خفقان و زندان
در اعتراض به فقر و گرانی و بیکاری
و
در اعتراض به تبعیض علیه زنان
و برای برابری زن و مرد

سه‌شنبه ۱۷ اسفند
مصادف با ۸ مارس -روز جهانی زن
ساعت ۵ عصر٬ از امام حسین تا آزادی
ما همراهان جنبش سبز
به خیابانها خواهیم آمد



ادامه مطلب

سه گزارش از تجمع سه‌شنبه ۱۰ اسفند

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
سه دوستی که در تجمع دیروز -ده اسفند ۸۹- تهران حضور داشتند٬ گزارشی از مشاهدات خود نوشتند که به جهت اهمیت مکتوب شدن تجارب جنبش اعتراضی و بحث پیرامون نقاط ضعف و قوت آن در ادامه خواهد آمد. همه دوستانی که در تجمع ۱۰ اسفند و دیگرا تجمعات اعتراضی شرکت داشته‌اند٬ دعوت میکنیم که با مکتوب کردن تجاربشان٬ به جنبش در یافتن راههایی کارآمدتر برای ادامه اعتراض یاری برسانند.
تنها ذکر این نکته ضروری است که نقطه‌نظرات مطرح‌شده در سه نوشته زیر٬ نظرات شخصی دوستان است.

گزارش الف

منم رفتم.۵:۱۰ رسیدم و ۷:۰۰ برگشتم.تو خیابون آزادی، یه کم بعد از جمالزاده بودیم و داشتیم آروم راه می‌رفتیم(تعداد مون زیاد بود) که یهو ۴تا اشک آور زدن و موقع فرار یه کم الله و اکبر گفتیم.گاز‌ها رو انداختن جلو مون و منم مجبور شدم دقیقا از وسط گاز رّد شم.بعد از اون جمیعت واقعا بدجوری متفرق شد.هر کس یه جهتی‌ میرفت واسه خودش.

از یکم اسفند خیلی‌ بیشتر بودیم اما به ۲۵بهمن نمی‌رسید.

نیروهای اونها بنظر از یکم اسفند کمتر بود و من دسته‌های موتور سوار مثل اونروز ندیدم که باعث تعجبم بود.اما تو کوچه‌ها و خیابون‌های موازی با انقلاب و آزادی نیرو بیشتر گذاشته بودن.فکر کنم استراتژی شون این بود که کمی‌ پراکنده تر باشن.

یه چیزی هم که همش جلو چشم مون بود و نمیدونستم بخندم یا ناراحت باشم این بود که ۶۰_۷۰ % نیروهای بسیجی‌ شون از بچه‌های دبیرستان یا حتی راهنمایی بودن.!!

بعد از خبر فوری بی‌بی‌سی من فکر می‌کردم جمعیت خیلی‌ بیشتر بیاد و رژیم هم از ترسش یه حکومت نظامی تمام عیار رو ترتیب داده باشه.اما هر دو طرف متعجبم کردن.من که اصلا رای نداده بودم و به موسوی و کروبی نگاه انتقادی داشتم اومدم،نمیدونم چرا مردم اصلا میلیونی نیومدن.اما بدون در نظر گرفتن این،تظاهرات در حد خوبی‌ بود.(البته به جز دستگیری ها)

راجع به دستگیری ها:من تا حالا ندیدم نیروی ضدّ شورش موقعی که کسی‌ از جلوشون رّد میشه بگیرنش یا حتی بین بسیجی‌‌ها کمتر دیدم.اما نیروی انتظامی (هم تو یکم اسفند دیدم هم دیروز) به کسی‌ کوچکترین شکی میکرد میگفت: وایسا بغل یا میگفت: برو تو ماشین.به کسایی که چند نفر با هم بودن بیشتر شک میکردن.انگار تور انداخته بودن،هر کسی‌ که رّد میشد کافی‌ بود یه ذرّه بهش شک کنن.

اما البته وقتی‌ وضع شهر تقریبا آروم باشه اینکارها رو انجام میدن،اگه وضعیت به حد کافی‌ نا آروم باشه فرصت اینکارها رو ندارن،مثل ۲۵بهمن.تو ۲۵بهمن من اینجور دستگیری‌های الکی‌ رو ندیدم.

گزارش ب

من رفتم...البته طرفاي ۶:۳۰ رسيدم و ۷:۱۵ برگشتم....خيابون پر از بسيجي و نيروهاي امنيتي بود...چندجا توي خيابونهاي اطراف تجمع شكل گرفت كه بسيج حمله ميكرد و مردم رو متفرق ميكرد.اما ماشين ها به شدت بوق ميزدن ..اطراف توحيد صداي تيراندازي شنيدم...جمعيت كه خداييش كم هم نبود دو رديف خيابون انقلاب تا آزادي رو راه ميرفتن اما به هيچ وجه قابل شعار دادن نبود كه واقعا واقعا واقعا بايد يه فكري براي اين مشكل كرد چون ممكنه مردم رو دلسرد كنه...هركسي هرچقدر هم پايه باشه بعد يه مدتي كه ميبينه نميتونه شعار بده و تو سركوبه خسته ميشه و بي خيال ميشه...چهارشنبه سوري روز خوبيه اما خيلي ها از ترس اون روز نميتونن بيان كه روي اون تجمع هم بايد كار بشه چون ميشه از مواد محترقه! خطرناك استفاده كرد...اما امكان اين كارها از مردم طبقه ي بالاي تهران كمه و نياز شديدي به طبقه ي پايين تر جامعه داريم ... دوستان شماهم بگيد كه راهكارها چيه بنظرتون؟

گزارش ج

روز 10 اسفند من در حد فاصل فردوسی تا آزادی بودم ...نیروهای رژیم در خیابان اصلی و میادین از ظهر مستقر شده بودند و شامل بسیج و نیروی انتظامی و نوپو و اطلاعات سپاه بودند ... مردم از ساعت حدود 5 کم کم خیابان و معابر رو تصرف کردند . اولین درگیری بین چهار راه ولیعصر و انقلاب رخ داد که منجر به شلیک گاز اشک آور و حمله با باتوم شد . در همین حد فاصل لباس شخصیها به یک خودرو که دختر خانواده در ترافیک دستش را به علامت وی بیرون اورد با شوکر و باتوم حمله ور شدند و شیشه های خودرو رو شکستند و زمانیکه راننده اعتراض کرد با شوکر به او و دخترش حمله ور شدند که با عکس العمل وفریادهای مردم به کندن پلاک اکتفا کردند .
در میدان انقلاب زمانیکه رسیدیم ظاهرا درگیری شدیدی رخ داده بود و یک نفر رو با موتور در حالیکه روی سرش گونی کشیده بودند بردند . هر چقدر به سمت نواب نزدیکتر میشدیم حجم مردم در معابر بیشتر میشد ولی در سکوت . بسیجیها در پیاده روها خط ویژه مرتب با فریاد و نعره سعی در متفرق کردن مردم داشتند و از پیوستن مردم به نزدیک نواب جلوگیری میکردند . نیروهای رژیم با بستن فرعیهای خیابان آزادی سعی در کنترل مردم در خیابان اصلی داشتند و در نزدیکی نواب درگیریهای پراکنده منجر به شلیک گاز و حمله با باتوم به مردم شد . آنطور که شنیدم در میدان صادقیه بنر خامنه ای به آتش کشیده شده .
به نظر من حجم شرکت کنندگان فرقی با 25 بهمن نداشت ولی در 25 بهمن رژیم کاملا غافلگیر شد و مردم موفق به دادن شعار و تجمع در فرعیها شدند ولی روز 10 اسفند رژیم کاملا آماده برخورد بود و علی رغم حضور مردم نمیشد شعار داد .
ادامه مطلب

چند تجربه مفید از بازرسی‌های روز ۲۵ بهمن

تگها ، |۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

یکی از دغدغه‌های اصلی سرکوبگران در تجمعات خیابانی جدا کردن معترضین از عابران معمولی است. همانطور که دیدیم ۲۵ بهمن هم در نقاط مختلف و در ساعات مختلف (قبل از تجمع و بعد از پایان و درساعات برگشت معترضین) بازرسی‌های بسیاری صورت گرفت که متاسفانه با دستگیری‌های همراه بود که با رعایت یکسری نکات راحت قابل پیشگیری بود.

از سه دوستی که در روز ۲۵ بهمن تجربه بازرسی را داشتند و خوشبختانه توانسته‌اند به سلامت از آن بگذرند٬ درخواست کردیم که تجاربشان را در اختیار ما بگذارند٬ به این امید که برای یکشنبه اول اسفند و تجمعات بعدی بتواند مفید باشد.
تجارب خود گویا هستند٬ تنها به دو مورد ساده ولی مهمی اشاره میکنیم که میتواند خطر دستگیری را کم کند:
۱- پاک بودن: در هنگام شرکت در تجمع سعی کنید کاملا مانند عابرین عادی و بدون هیچ مساله مشکوک باشید. از لباس یا اشیای سبز٬ عینک آفتابی٬ رفتار مضطرب و هر چیزی که از نظر سرکوبگران مشکوک تلفی شود٬ باید اجتناب کرد.
۲- توجیه مناسب: خود را برای بازرسی احتمالی آماده کنید. البته هدف اولیه این است که به هر طریق (مثلا استفاده از اتوبوس) احتمال بازرسی را کم کرد ولیباید برای آن آماده بود. سعی کنید توجیهی کاملا معقول برای حضور در محل تجمع داشته باشید٬ توجیهی که کاملا قابل باور باشد.
حال تجارب دوستان را نقل میکنیم:


فرد الف:
ساعت حدود ۳ ٬ کمی مانده به مسیر تجمع


در میان جمعیت در حال عبور هستم. میبینم نیروی انتظامی در حال گشتن کیف پسری است (انگار روی کیف حساسند و نباید کیف برد). در حال رد شدنم که یکی از آنها بهم میگه بیا اینجا. میرم و سوال جواب شروع میشه:
از کجا میای؟ محله فلان. کجا داری میری؟ سینما. چه فیلمی؟ اسمش فلان است (پیشتر برنامه جشنواره را دیده بودم و فیلم و ساعت و سینمایی را به عنوان هدف انتخاب کردم). -برو!
نفس راحتی می‌کشم و بعد سریع سوار اتوبوس شدم که تا رسیدن به جمعیت٬ از شر گشت و بازرسی دوباره خلاص بشم.
بقیه روز خوب بود و شب که برمی‌گردم خانه٬ بسیار خوشحالم!


فرد ب:
كيف داشتم! سرم پايين بود و ميرفتم...
دستي روي شونم حس كردم و صدايي گفت: آقايي! كجا ميري؟!
ترسيده بودم و هيچي نگفتم....
يقه‌ام را گرفت و كوبیدم به ديوار و گفت كيفت را بده... شروع به گشتن كيف کرد و بعد جيبهایم را گشت
هيچي نميگفتم...حتي وقتي موبايلم رو مي‌گشت.....همينطور كه داشت نزديك مي شد به جيب حاوي پارچه سبز...پسر کناری‌ام فرار کرد...من ۲ انتخاب داشتم...فرار كنم يا بمانم... ماندم!
بسیجی بعد از دنبال كردن آن پسر و گرفتنش٬ دوباره سراغ من برگشت و گفت برو


فرد ج:
موقع حركت به سمت چهار راه ولي عصر
- كجا داري مي ري؟
ميرم فيلم ببينم و بليت را نشانشان ميدهم. از شانس خوب يك بليت جشنواره هم به دستم رسيده بود


موقع برگشت به سمت آزادي
- برو بالا
نه بايد برم آ‍زادي- با يك قيافه ترسيده و هراسان! توجيه خوبي هم دارم. آمده بودم فيلم ببينم، تو اين شلوغي نتوانستم و حالا بايد برگردم
خانه كه اتوبوسهایش ترمينال آ‍زادی است!


راستي تجربه سوم من مربوط ميشود به وقتي كه همراه مردم روي سكوي يك اداره دولتي نشسته بودم و خستگي در مي كردم. يك چيز مهم اينه كه اصلا به آدمهايي كه قيافه شون به بسيجي نمي خوره و خيلي تصنعي شروع مي كنند به صميمي شدن٬ اعتماد نكنيد. من خودم فقط براي بالا بردن روحيه به آدمها لبخند مي زنم يا يك سلام آرام مي دهم. در همين حين يكي با يك پالتو سياه به همراه دو نفر ديگه به جمع ما نزديك
شد و شروع كرد با چند تا از پسرها بلند بلند سر تظاهرات حرف زدن. خيلي به
نظرم مشكوك مي آمد چون لحن حرف زدنش به آدم حسابي ها نمي خورد. خيلي
قالتاق بود. بلند شدم رفتم نزديكشان٬ ديدم در دستش باتومه- البته باتوم را تو آستين گشاد پالتو كرده بود و فقط دستسه باتو از مشتش زده بود بيرون. اگر روبرویش بودي نمي‌ديدي. فقط از پشت معلوم بود. بهش گفتم حاجي دم خروست را بپا و در بین جمعيت گم شدم! خوشبختانه مردم فهميدند.

ادامه مطلب

مبارک باد!

تگها ، |۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

امروز کودتاچیان تمام توان سرکوب خود را تجهیز کرده بودند٬ به این خیال خام که مانع به هم پیوستن مردم شوند!
اما اراده مردمی متحد و شجاع جو سرکوب را در هم شکست!

این پیروزی بزرگ را به تمام آزادی‌خواهان تبریک می‌گوییم!

گروه ۲۳ خرداد
ادامه مطلب

مضمون بیانیه اخیر کانون صنفی معلمان: پیش به سوی آموزش و پرورشی دموکراتیک٬ غیرطبقاتی٬ سکولار٬ علمی و غیر‌ایدئولوژیک

تگها ، |۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه
همه ما به عنوان دانش‌آموز تجربه‌ای طولانی‌مدت از حضور در کلاسهای درس داریم و کمتر یا بیشتر به مشکلات اساسی و بنیادین نظام آموزشی حاکم آگاه هستیم٬ اما شاید کمتر این امکان را داشته‌ایم که از نگاه معلمان نیز به قضیه نگاه کنیم. بیانیه اخیر کانون صنفی معلمان ایران چنین فرصتی را در اختیار ما قرار داده است. مطمئنا همکاری بیشتر دانش‌آموزان و معلمان می‌تواند یکی از ستونهای  اصلی استبداد و سرکوب را به لرزه درآورده و خود پایه‌گذار نظامی دموکراتیک و مدرن شود.
تجمع باشکوه هزاران معلم در مقابل مجلس (اسفند ۸۵)
کانون صنفی معلمان ایران متشکل از بیش از ۴۰ کانون صنفی معلمان در شهرهای مختلف و با بیش از ده سال حضور متداوم در صحنه فعالیتهای مدنی و با سازماندهی معلمان در حرکات باشکوهی مانند اعتصاب سراسر کشوری (سال ۸۲) و همچنین چند تجمع عظیم و چندده هزار نفره در مقابل مجلس (اسفند سال )۸۵ به مناسبت روز جهانی معلم (۵ اکتبر٬ ۱۳ مهرماه)٬ روزی که توسط نظام حاکم مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته٬ بیانیه‌ای منتشر کرده است. در ادامه چکیده‌ای از این بیانیه را خواهید دید.
محورهای انتقاد کانون صنفی معلمان از نظام حاکم بر آموزش و پرورش: (لازم به توضیح است که انتخاب عنوان‌ها توسط گروه ۲۳ خرداد صورت گرفته است):
۱ـ طبقاتی و پولی شدن آموزش و پرورش:  به عنوان معلم متاسفيم از اينكه در سامانه اي آموزشي فعاليت مي كنيم كه رشد و شكوفايي همه جانبه ي انسان را به فراموشي سپرده است و فرصت هاي آموزشي نه براساس برابري انسان ها كه بر مبناي موقعيت و طبقه اقتصادي و اجتماعي در اختيارشان قرار مي گيرد.
۲- آموزش ایدئولوژیک و حضور معلمان پرورشی: متاسفيم كه در يك نظام آموزشي متمركز٬ كتاب هايي را تدريس مي كنيم كه سال به سال القائات ايدئولوژيك و سياسي جناحي خاص ،در آن‌ها رخنه بيشتري مي‌يابد و ذهن كودكان ما را با تفكر علمي و انتقادي بيگانه مي سازد ... مدت هاست با پافشاري بر پديده‌اي به نام مربي تربيتي و به تازگي، حضور روحانيون در مدرسه، به نظر مي‌رسد معلمان را فقط براي ارائه‌ي آموزش‌هاي تخصصي مي‌خواهند.
۳- بی‌توجهی به تنوع قومی و زبانی و فرهنگی: كتاب هايي كه يكي از زيبايي هاي جامعه ايراني يعني تنوع فرهنگي،قومي،زباني و ... در آن ها ديده نمي شود
۴- نگاه مردسالارانه حاکم بر کتابهای درسی: كتاب هايي كه به نقش موثر زنان در جامعه كنوني ايران بي اعتنا مي ماند و يا كم ترين اهميت را به آن مي دهد.
۵- سرکوب نهادهای صنفی و معلمان معترض: سركوب نهادهاي صنفي منتقد و بازداشت معلمان معترض چاره ي دردهاي آموزش و پرورش نيست، سهل است حضور معلمان دلسوزي همچون رسول بداقي ، هاشم خواستارو... در زندان در روزي كه به نام معلمان جهان نام گذاري شده است٬ برجان و روان فرهنگيان اندوهي گران، همراه با حسي از نارضايتي و ناامنی شغلی برجای می گذارد.
معلم اعدامی٬ -فرزاد کمانگر٬ عضو کانون صنفی معلمان ایران٬ شاخه کردستان
۶-بی‌توجی به معلمان و محوریت مدیران عمدتا سیاسی: آموزش و پرورشي كه نقش محوري معلم را ناديده مي گيرد و با نگاهي بخشنامه اي و يك سويه معلمان را در پايين ترين سطح هرمي قرار مي دهد كه در راس و سطوح مياني آن مديران عموما سياسي،پياپي در حال رفت و آمدند.
۷- فقدان ارتباط آموزش و پرورش با زندگی اجتماعی و شغلی: ارتباط سازنده اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي خود با جامعه را از دست داده و نظام آموزشي ما نقش موثر و از پيش انديشيده اي در آموزش مهارت هاي زندگي،چگونگي مقابله با آسيب هاي اجتماعي،آموزش حقوق شهروندي و سياسي به جوانان كشور ندارد. فارغ التحصيل آن،نه تنها مهارت هاي اجتماعي لازم را ندارد بلكه آمادگي براي ورود به بازار كار را نيز كسب نمي نمايد.
۸- ساختار سنتی آموزش و پرورش و بی‌توجهی به دستاوردهای مدرن:‌  با كاركردهاي نوين آموزش و پرورش جهاني مانند آموزش محيط زيست،حقوق شهروندي و مردم سالاري و استفاده از فن آوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات در آموزش نيز بيگانه است.
۹- عوام‌فریبی‌های رایج: بديهي است انجام كارهاي عامه پسند مانند تغيير نام مقاطع تحصيلي، افطاري دادن وتكريم هاي كلامي تكراري از معلمان،مشكلات آموزش و پرورشي را كه دانش آموزان، معلمان و به عبارتي بخش‌هاي گسترده اي از جامعه از آن ناراضي‌اند٬ حل نخواهد نمود.
در پایان کانون صنفی معلمان پیشنهادات خود را در چهار بخش ارائه کرده است. همانگونه که مشخص است٬ محور اصلی این پیشنهادات دموکراتیزه و سکولاریزه کردن آموزش و پرورش است :
۱- طرح مديريت انتخابي مدرسه و مناطق آموزش و پرورش: براساس اين طرح مدير مدرسه با راي معلمان انتخاب مي شود. بنا بر اين بود كه طرح،گسترش يافته تا انتخابي شدن مسئولان مناطق نيز پيش برود.
۲- تقويت جامعه مدني و تشكل ها: ... مشاركت معلمان در توليد طرح ها و برنامه هاي تربيتي و اصلاحي،توليد محتوا،تصميم گيري ها در سطح مدرسه،مناطق و كشور از طريق تشكل ها و انجمن هاي علمي و حرفه اي. بدون شک وجود جامعه ي مدني نيرومند،مبناي افزايش جايگاه فرهنگيان است.
۳- تقويت شوراي معلمان و اعطای ضمانت اجرایی به مصوبات آن: در حال حاضر شوراي معلمان مدارس به شكل كاملا نمايشي در هر سال تحصيلي حدود سه يا چهار جلسه برگزار کرده و فاقد هرگونه كارآيي است. مشكل اساسي اين شورا،نداشتن جايگاه در ساختار مديريتي و نبود ضمانت اجرایی برای اعمال تصمیمات و نظرات احتمالی معلمان مدرسه می باشد. پيشنهاد مي شود در چارچوب قوانين موجود،مصوبات اين شورا جنبه اجرايي يافته و افزون براين، با گسترش و تقويت شوراهاي معلمان در سطح مناطق،استان ها و كشور،اين نهاد مهم آموزش جايگاه واقعي خود را بيابد.
۴- مقابله با تضعيف نقش پرورشي معلمان: بي ترديد هر معلمي داراي دو نقش آموزشي و پرورشي است و مستقيم و غير مستقيم بر شكل گيري انديشه و شخصيت دانش آموز تاثير مي گذارد. مدت هاست با پا فشاري بر پديده اي به نام مربي تربيتي و به تازگي، حضور روحانيون در مدرسه، به نظر مي رسد معلمان را فقط براي ارائه ي آموزش هاي تخصصي مي‌خواهند.
نسل آینده چه تجربه ای از آموزش و پروش خواهد داشت؟
(ستایش و شکیبا٬ فرزندان معلم زندانی٬ رسول بداقی)
لینکهای مفید:
بیانیه ۲۹ ام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان (فروردین ۱۳۸۶ و پس از سرکوب شدید تجمع ۲۳ اسفند معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی)
ادامه مطلب