سه گزارش از تجمع سه‌شنبه ۱۰ اسفند

تگها ، |۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
سه دوستی که در تجمع دیروز -ده اسفند ۸۹- تهران حضور داشتند٬ گزارشی از مشاهدات خود نوشتند که به جهت اهمیت مکتوب شدن تجارب جنبش اعتراضی و بحث پیرامون نقاط ضعف و قوت آن در ادامه خواهد آمد. همه دوستانی که در تجمع ۱۰ اسفند و دیگرا تجمعات اعتراضی شرکت داشته‌اند٬ دعوت میکنیم که با مکتوب کردن تجاربشان٬ به جنبش در یافتن راههایی کارآمدتر برای ادامه اعتراض یاری برسانند.
تنها ذکر این نکته ضروری است که نقطه‌نظرات مطرح‌شده در سه نوشته زیر٬ نظرات شخصی دوستان است.

گزارش الف

منم رفتم.۵:۱۰ رسیدم و ۷:۰۰ برگشتم.تو خیابون آزادی، یه کم بعد از جمالزاده بودیم و داشتیم آروم راه می‌رفتیم(تعداد مون زیاد بود) که یهو ۴تا اشک آور زدن و موقع فرار یه کم الله و اکبر گفتیم.گاز‌ها رو انداختن جلو مون و منم مجبور شدم دقیقا از وسط گاز رّد شم.بعد از اون جمیعت واقعا بدجوری متفرق شد.هر کس یه جهتی‌ میرفت واسه خودش.

از یکم اسفند خیلی‌ بیشتر بودیم اما به ۲۵بهمن نمی‌رسید.

نیروهای اونها بنظر از یکم اسفند کمتر بود و من دسته‌های موتور سوار مثل اونروز ندیدم که باعث تعجبم بود.اما تو کوچه‌ها و خیابون‌های موازی با انقلاب و آزادی نیرو بیشتر گذاشته بودن.فکر کنم استراتژی شون این بود که کمی‌ پراکنده تر باشن.

یه چیزی هم که همش جلو چشم مون بود و نمیدونستم بخندم یا ناراحت باشم این بود که ۶۰_۷۰ % نیروهای بسیجی‌ شون از بچه‌های دبیرستان یا حتی راهنمایی بودن.!!

بعد از خبر فوری بی‌بی‌سی من فکر می‌کردم جمعیت خیلی‌ بیشتر بیاد و رژیم هم از ترسش یه حکومت نظامی تمام عیار رو ترتیب داده باشه.اما هر دو طرف متعجبم کردن.من که اصلا رای نداده بودم و به موسوی و کروبی نگاه انتقادی داشتم اومدم،نمیدونم چرا مردم اصلا میلیونی نیومدن.اما بدون در نظر گرفتن این،تظاهرات در حد خوبی‌ بود.(البته به جز دستگیری ها)

راجع به دستگیری ها:من تا حالا ندیدم نیروی ضدّ شورش موقعی که کسی‌ از جلوشون رّد میشه بگیرنش یا حتی بین بسیجی‌‌ها کمتر دیدم.اما نیروی انتظامی (هم تو یکم اسفند دیدم هم دیروز) به کسی‌ کوچکترین شکی میکرد میگفت: وایسا بغل یا میگفت: برو تو ماشین.به کسایی که چند نفر با هم بودن بیشتر شک میکردن.انگار تور انداخته بودن،هر کسی‌ که رّد میشد کافی‌ بود یه ذرّه بهش شک کنن.

اما البته وقتی‌ وضع شهر تقریبا آروم باشه اینکارها رو انجام میدن،اگه وضعیت به حد کافی‌ نا آروم باشه فرصت اینکارها رو ندارن،مثل ۲۵بهمن.تو ۲۵بهمن من اینجور دستگیری‌های الکی‌ رو ندیدم.

گزارش ب

من رفتم...البته طرفاي ۶:۳۰ رسيدم و ۷:۱۵ برگشتم....خيابون پر از بسيجي و نيروهاي امنيتي بود...چندجا توي خيابونهاي اطراف تجمع شكل گرفت كه بسيج حمله ميكرد و مردم رو متفرق ميكرد.اما ماشين ها به شدت بوق ميزدن ..اطراف توحيد صداي تيراندازي شنيدم...جمعيت كه خداييش كم هم نبود دو رديف خيابون انقلاب تا آزادي رو راه ميرفتن اما به هيچ وجه قابل شعار دادن نبود كه واقعا واقعا واقعا بايد يه فكري براي اين مشكل كرد چون ممكنه مردم رو دلسرد كنه...هركسي هرچقدر هم پايه باشه بعد يه مدتي كه ميبينه نميتونه شعار بده و تو سركوبه خسته ميشه و بي خيال ميشه...چهارشنبه سوري روز خوبيه اما خيلي ها از ترس اون روز نميتونن بيان كه روي اون تجمع هم بايد كار بشه چون ميشه از مواد محترقه! خطرناك استفاده كرد...اما امكان اين كارها از مردم طبقه ي بالاي تهران كمه و نياز شديدي به طبقه ي پايين تر جامعه داريم ... دوستان شماهم بگيد كه راهكارها چيه بنظرتون؟

گزارش ج

روز 10 اسفند من در حد فاصل فردوسی تا آزادی بودم ...نیروهای رژیم در خیابان اصلی و میادین از ظهر مستقر شده بودند و شامل بسیج و نیروی انتظامی و نوپو و اطلاعات سپاه بودند ... مردم از ساعت حدود 5 کم کم خیابان و معابر رو تصرف کردند . اولین درگیری بین چهار راه ولیعصر و انقلاب رخ داد که منجر به شلیک گاز اشک آور و حمله با باتوم شد . در همین حد فاصل لباس شخصیها به یک خودرو که دختر خانواده در ترافیک دستش را به علامت وی بیرون اورد با شوکر و باتوم حمله ور شدند و شیشه های خودرو رو شکستند و زمانیکه راننده اعتراض کرد با شوکر به او و دخترش حمله ور شدند که با عکس العمل وفریادهای مردم به کندن پلاک اکتفا کردند .
در میدان انقلاب زمانیکه رسیدیم ظاهرا درگیری شدیدی رخ داده بود و یک نفر رو با موتور در حالیکه روی سرش گونی کشیده بودند بردند . هر چقدر به سمت نواب نزدیکتر میشدیم حجم مردم در معابر بیشتر میشد ولی در سکوت . بسیجیها در پیاده روها خط ویژه مرتب با فریاد و نعره سعی در متفرق کردن مردم داشتند و از پیوستن مردم به نزدیک نواب جلوگیری میکردند . نیروهای رژیم با بستن فرعیهای خیابان آزادی سعی در کنترل مردم در خیابان اصلی داشتند و در نزدیکی نواب درگیریهای پراکنده منجر به شلیک گاز و حمله با باتوم به مردم شد . آنطور که شنیدم در میدان صادقیه بنر خامنه ای به آتش کشیده شده .
به نظر من حجم شرکت کنندگان فرقی با 25 بهمن نداشت ولی در 25 بهمن رژیم کاملا غافلگیر شد و مردم موفق به دادن شعار و تجمع در فرعیها شدند ولی روز 10 اسفند رژیم کاملا آماده برخورد بود و علی رغم حضور مردم نمیشد شعار داد .

1 دیدگاهسه گزارش از تجمع سه‌شنبه ۱۰ اسفند


  1. ناشناس

    به نظر من هر کسی مخالف این حکومت هست میتونه با پوشیدن چیزی که نمودی از جنبش سبزه مثل روسری کلاه شال گردن بلوز پیراهن و خلاصه هر چیزی که سمبل حرکت سبزه میتونه کمک بزرگی به گسترش جنبش چه ذر ایران و چه در خارج میکنه واثر بزرگی ذاره و این عمل باید حتی در روز های معمولی انجام بشه تا با دیدن این یاران در بیرون از خانه اعتماد بنفس مردم بیشتر بشه

    ۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۲۲